دیوان شمس - غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۱۷
مولویمفهوم و تفسیر
هوش مصنوعیمفهوم و پیام کلی
این ابیات پندی اخلاقی است که خطاب به فردی صاحبمقام یا دارای قدرت سروده شده و او را به رعایت انصاف، مدارا و دوری از ستم فرا میخواند. شاعر با استناد به ویژگیهای مثبت ظاهری و اخلاقی مخاطب، او را به بازنگری در رفتار درونیاش دعوت میکند و با یادآوری ناپایداری عمر و مکافات عمل، از او میخواهد که از آزار دیگران دست بردارد.
در لایههای عمیقتر، این کلام بر ضرورت پرهیز از وسوسههای شیطانی و تأمل در قانون بازتاب عمل تأکید دارد؛ یعنی آنچه برای خود نمیپسندی برای دیگران نیز روا مدار. در پایان، شاعر با لحنی هشداردهنده و صریح، ریشه رفتارهای ظالمانه را ناشی از فریبخوردن توسط شیطان میداند و مخاطب را به هوشیاری در برابر نفس اماره دعوت میکند.
معنی و تفسیر
شایسته نیست کسی که با ارادت و بندگی نزد تو آمده است را با بیعدالتی و رفتار ناشایست بیازاری.
نکته ادبی: بندگیت: به معنای بندگیات (مضافالیه). نشاید: از مصدر شایستن به معنای سزاوار نبودن.
ای که چهرهای زیبا و اخلاقی نیکو داری، همانا روزگار و فلک چنین گوهر نایابی را دیگر خلق نخواهد کرد.
نکته ادبی: فلک در اینجا استعاره از روزگار و چرخش چرخ گردون است. گهر نماد ارزش و کمیابی است.
ظاهر و رفتار تو لطیف و دلنشین است، پس شایسته است که باطن و نیات درونیات نیز به همان اندازه لطیف و خیرخواهانه باشد.
نکته ادبی: تکرار واژه لطیف برای تأکید بر هماهنگی ظاهر و باطن به کار رفته است.
انسانی که فردایِ عمرش فرامیرسد و مرگ در کمین اوست، چرا امروز باید با دیگران با ستم و تندی رفتار کند؟
نکته ادبی: مردنیست: صفت فاعلی به معنای کسی که در معرض مرگ است.
چرا چیزی که خودت برای خویش نمیپسندی را بر دیگران روا میداری و امتحان میکنی؟
نکته ادبی: اشاره مستقیم به قاعده طلایی اخلاق (آنچه بر خود نمیپسندی بر دیگران مپسند).
به دلیل خشم و عصبانیت، خواستار نابودی یا آزار هیچکس نباش، تا گرفتار خشم و عذاب الهی نشوی.
نکته ادبی: نخاید: از ریشه خاییدن (جویدن/فرسودن) که اینجا کنایه از نابود کردن و به رنج افکندن است.
از فکر آزار و ریختن خون مردم دست بکش تا این بلا و مصیبت بر سر خودت نازل نشود.
نکته ادبی: قصد خون کردن کنایهای از عزم برای کشتن یا آسیب شدید به دیگران است.
سرنوشت و قضای الهی آنگاه به نفع تو تغییر میکند و بلا از تو دور میشود که وسوسههای شیطانی از دلت بیرون رود.
نکته ادبی: قضا: سرنوشت و حکم الهی. وسوسه: القائات شیطانی در دل.
ای که میپرسی این چه نوع مردانگی است، بدان که این رفتارها از آن روست که شیطان تو را اسیر و گمراه کرده است.
نکته ادبی: این بیت لحنی طعنهآمیز دارد و 'مردی' در اینجا کنایه از مروت و انسانیت است که با اغوای ابلیس تیره شده است.
آرایههای ادبی
کنایه از جان و مال مردم و آسیب رساندن به آنهاست.
تقابل میان ظاهر آراسته و باطن سخت و بیرحم مخاطب.
اشاره به قاعده اخلاقی مشهور در متون تعلیمی فارسی.
برای تأکید بر ضرورت انسجام و یگانگی ظاهر و باطن انسان.
استعاره از بلعیده شدن توسط خشم الهی و نابودی.