دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۶۷۰

مولوی
پریر آن چهره یارم چه خوش بود عتاب و ناز دلدارم چه خوش بود
به یادم نیست هیچ آن ماجراها ولیکن زین خبر دارم چه خوش بود
در آن بزم و در آن جمع و در آن عیش میان باغ و گلزارم چه خوش بود
اگر چه مست جام عشق بودم رخ معشوق هشیارم چه خوش بود

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این قطعه شعری، بازتابی از نوستالژی و حسرتِ شیرینِ عاشق برای لحظات وصال است. شاعر با تکیه بر خاطرات گذشته، فضای خوش‌گوار و دل‌انگیزی را ترسیم می‌کند که در آن، مرز میان واقعیت و رویا به دلیل شدت عشق و مستیِ درونی، کمی کمرنگ شده است. کانونِ مرکزی این سروده، یادآوریِ لحظاتِ با هم بودن در محیطی مصفا و پیوند آن با حالاتِ متناقضِ عاشق و معشوق است.

در این ابیات، شاعر به جای توصیف دقیقِ رویدادها، بر کیفیتِ آن لحظات تکیه دارد. او تأکید می‌کند که حتی اگر جزئیاتِ دقیقِ آن دیدارها از خاطرش رفته باشد، حلاوتِ آن تجربه‌یِ عاطفی همچنان در جانش باقی است. این نگرش، بیانگرِ این حقیقت است که در عالمِ عشق، دریافتِ حسی و عمقِ تجربه‌یِ درونی، اهمیتی به مراتب بیشتر از وقایعِ تاریخی و عینی دارد.

معنی و تفسیر

پریر آن چهره یارم چه خوش بود عتاب و ناز دلدارم چه خوش بود

پریروز، چهره‌یِ یار من چقدر تماشایی و زیبا بود؛ همچنین ناز و کرشمه‌هایِ دلبرانه و قهرِ ساختگیِ او برایم بسیار لذت‌بخش و خاطره‌انگیز بود.

نکته ادبی: کلمه‌یِ «پریر» مخففِ «پریروز» است و در زبانِ کهن برای تعیینِ دقیقِ زمانِ گذشته به کار می‌رود؛ همچنین «عتاب و ناز» اشاره به تضادِ رفتاریِ معشوق دارد که جزئی از آیینِ دلبری است.

به یادم نیست هیچ آن ماجراها ولیکن زین خبر دارم چه خوش بود

اگرچه جزئیاتِ دقیقِ آن رویدادها را به خاطر نمی‌آورم، اما این موضوع را به یقین می‌دانم که آن لحظات بسیار خوش و دلنشین سپری شد.

نکته ادبی: این بیت نشان‌دهنده‌یِ تضادِ ذهنِ عاشق است؛ فراموشیِ جزئیاتِ حاشیه‌ای در برابرِ ماندگاریِ عطرِ کلیِ یک خاطره‌یِ خوب.

در آن بزم و در آن جمع و در آن عیش میان باغ و گلزارم چه خوش بود

حضور در آن مجلسِ انس و همراهی با جمعِ یاران در میانِ باغ و بوستانی که فضای آن پر از شادمانی بود، تجربه‌ای بسیار شیرین و فراموش‌نشدنی بود.

نکته ادبی: «بزم» و «عیش» در اینجا نمادِ فضایِ دوستانه و شادمانه است که با «باغ و گلزار» که نمادِ آرامش و طراوت است، پیوندی معنایی ایجاد کرده‌اند.

اگر چه مست جام عشق بودم رخ معشوق هشیارم چه خوش بود

با اینکه خودم به خاطرِ شدتِ عشق، مست و بی‌خویشتن بودم، دیدنِ چهره‌یِ معشوقم که در آن حالِ هوشیاری و آرامش بود، برایم بی‌اندازه لذت‌بخش بود.

نکته ادبی: تضادِ «مست» و «هشیار» در این بیت، نشان‌دهنده‌یِ حالِ درونیِ عاشق در برابرِ وقارِ معشوق است؛ مستی در اینجا استعاره از غرق‌شدن در شورِ عشق است.

آرایه‌های ادبی

تکرار (ردالصدر) چه خوش بود

تکرارِ یک عبارت در پایانِ تمامِ مصراع‌ها که بر حسرت و تأکیدِ عاشق بر شیرینیِ آن لحظات می‌افزاید.

تضاد (طباق) مست و هشیار

تقابلِ حالِ درونیِ عاشق (مست) و ویژگیِ معشوق (هشیار) که بر غنایِ تصویریِ بیت افزوده است.

استعاره جام عشق

عشق به جام و شرابی تشبیه شده که نوشیدنِ آن، عاشق را از هوشیاریِ دنیوی خارج می‌کند.