دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۶۶۴

مولوی
دلی دارم که گرد غم نگردد میی دارم که هرگز کم نگردد
دلی دارم که خوی عشق دارد که جز با عاشقان همدم نگردد
خطی بستانم از میر سعادت که دیگر غم در این عالم نگردد
چو خاص و عام آب خضر نوشند دگر کس سخره ماتم نگردد
اگر فاسق بود زاهد کنندش وگر زاهد بود بلعم نگردد
چو یابد نردبان بر چرخ شادی ز غم چون چرخ پشتش خم نگردد
چو خرمشاه عشق از دل برون جست که باشد که خوش و خرم نگردد
ز سایه طره های درهم او ز هر همسایه ای درهم نگردد
بکن توبه ز گفتار ار چه توبه از آن توبه شکن محکم نگردد

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این شعر بیانی از شور و مستی عارفانه است که در آن شاعر از رهایی جان و دل از قید غم‌های دنیوی سخن می‌گوید. درون‌مایه اصلی، اتکا به عشق الهی و وعده‌های غیبی است که انسان را از عالم فرسایش و افسردگی به عالم جاودانگی و شادی ابدی می‌رساند.

شاعر با زبانی امیدوارانه و سرشار از اطمینان، نوید می‌دهد که دسترسی به حقیقتِ عشق و معرفت، تمام کاستی‌ها و دردهای آدمی را درمان می‌کند و او را به مقامی از تعالی می‌رساند که زوال‌ناپذیر است و از آسیب‌های روزگار مصون می‌ماند.

معنی و تفسیر

دلی دارم که گرد غم نگردد میی دارم که هرگز کم نگردد

قلبی دارم که هیچ‌گاه به گردِ غم نمی‌چرخد و گرفتار اندوه نمی‌شود؛ همچنین شُرب و معرفتی دارم که هرگز پایان نمی‌یابد و کم نمی‌شود.

نکته ادبی: واژه «می» در اینجا استعاره از معرفت و عشق الهی است که به انسان نشاط جاودان می‌بخشد.

دلی دارم که خوی عشق دارد که جز با عاشقان همدم نگردد

دلی دارم که سرشت و خوی آن با عشق آمیخته است و به همین دلیل، حاضر نیست با کسی جز عاشقان و اهلِ دل هم‌نشین شود.

نکته ادبی: «خوی» به معنای سرشت و عادت است و «همدم نگردد» به معنای دوری از اغیار و نااهلان است.

خطی بستانم از میر سعادت که دیگر غم در این عالم نگردد

از سوی پیشوای سعادت و رستگاری، عهد و فرمانی (خطی) دریافت می‌کنم که به واسطه آن، دیگر هیچ غمی در این عالم به سراغ من نخواهد آمد.

نکته ادبی: «خط» در اینجا به معنای فرمان یا عهدنامه‌ای است که از سوی بزرگان معنوی صادر می‌شود.

چو خاص و عام آب خضر نوشند دگر کس سخره ماتم نگردد

هنگامی که خاص و عام از آب حیات‌بخش (آب خضر) بنوشند، دیگر هیچ‌کس به ذلت و خواریِ ناشی از ماتم و اندوه گرفتار نخواهد شد.

نکته ادبی: «آب خضر» تلمیحی به آب حیات است که نماد جاودانگی و آرامشِ روحی است.

اگر فاسق بود زاهد کنندش وگر زاهد بود بلعم نگردد

اگر کسی تبهکار (فاسق) باشد، به برکت این عشق به مقام زاهدان می‌رسد و اگر کسی زاهد باشد، چنان در مسیر کمال استوار می‌شود که به سرنوشت شوم بلعم دچار نخواهد شد.

نکته ادبی: «بلعم» اشاره به بلعم باعورا است که در متون دینی نماد کسی است که با وجود دانش و زهد، به بیراهه رفت.

چو یابد نردبان بر چرخ شادی ز غم چون چرخ پشتش خم نگردد

وقتی کسی از نردبانِ عشق به آسمانِ شادی و نشاط صعود کرد، دیگر همچون چرخِ روزگار، پشتش زیر بار غم و اندوه خمیده نخواهد شد.

نکته ادبی: «چرخ» اول به معنای آسمان و «چرخ» دوم به معنای گردون و فلک است که جناسِ تام محسوب می‌شود.

چو خرمشاه عشق از دل برون جست که باشد که خوش و خرم نگردد

هنگامی که پادشاهِ عشق از حریم دل ظهور کرد و آشکار شد، مگر ممکن است کسی باشد که در محضر او شادمان و خرم نباشد؟

نکته ادبی: «خرمشاه» ترکیبی است که عشق را به پادشاهی تشبیه کرده که با آمدنش، بساط غم برچیده می‌شود.

ز سایه طره های درهم او ز هر همسایه ای درهم نگردد

به سبب سایه افکندنِ گیسوانِ پر پیچ‌ و خمِ آن محبوب، دیگر کسی از آزار و گرفتاری‌های همسایگان (اغیار) پریشان‌خاطر نمی‌شود.

نکته ادبی: «درهم» در اینجا ایهام دارد: ۱. گره‌خورده و پیچیده (اشاره به زلف) ۲. پریشان و غمگین.

بکن توبه ز گفتار ار چه توبه از آن توبه شکن محکم نگردد

از سخن‌چینی و گفتارِ بیهوده توبه کن؛ هرچند می‌دانی که این توبه، در برابر آن کسی که توبه‌شکن است و اراده انسان را می‌لرزاند، چندان استوار و پایدار نیست.

نکته ادبی: شاعر به سستی اراده بشری در برابر وسوسه‌های محبوب یا نفس اشاره دارد که توبه‌ها را می‌شکند.

آرایه‌های ادبی

تلمیح آب خضر

اشاره به داستان خضر پیامبر و آب حیات که نماد جاودانگی و آرامش است.

تلمیح بلعم

اشاره به بلعم باعورا که با وجود زهد، به انحراف کشیده شد، برای تأکید بر لزوم پایداری در ایمان.

ایهام درهم

به دو معنای «گیسوی گره‌خورده» و «پریشانی و اندوه» به کار رفته است.

جناس تام چرخ شادی / چرخ پشتش

واژه چرخ در دو مصراع بیت ششم به دو معنای متفاوت (آسمان و گردون) استفاده شده است.

استعاره می

اشاره به عشق و معرفت الهی که نشئه‌آور و حیات‌بخش است.