دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۶۵۶

مولوی
مرغان که کنون از قفس خویش جدایید رخ باز نمایید و بگویید کجایید
کشتی شما ماند بر این آب شکسته ماهی صفتان یک دم از این آب برآیید
یا قالب بشکست و بدان دوست رسیدست یا دام بشد از کف و از صید جدایید
امروز شما هیزم آن آتش خویشید یا آتشتان مرد شما نور خدایید
آن باد وبا گشت شما را فسرانید یا باد صبا گشت به هر جا که درآیید
در هر سخن از جان شما هست جوابی هر چند دهان را به جوابی نگشایید
در هاون ایام چه درها که شکستید آن سرمه دیدست بسایید بسایید
ای آنک بزادیت چو در مرگ رسیدید این زادن ثانیست بزایید بزایید
گر هند وگر ترک بزادیت دوم بار پیدا شود آن روز که روبند گشایید
ور زانک سزیدیت به شمس الحق تبریز والله که شما خاصبک روز سزایید

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل دعوتی شورانگیز به تولد دوباره و رهایی از قفسِ تنگِ تن و تعلقات دنیوی است. شاعر، روح‌های حقیقت‌جو را همچون پرندگانی می‌بیند که از قفسِ کالبد مادی پر گشوده‌اند و اکنون باید جایگاهِ معنوی خود را آشکار کنند. در این کلام، فضا آکنده از تلاطم میانِ ماندن در منجلابِ مادیات و پرواز به سوی عالمِ معناست.

مولانا با استفاده از تمثیل‌هایی چون کشتی شکسته در آب و آتشِ درون، مخاطب را به بازنگری در کیفیتِ زیستن فرا می‌خواند. پیامِ اصلی، گذار از مرگِ طبیعی به سویِ تولدِ دوم یا همان رستاخیزِ معنوی است که در آن، حجاب‌های رنگارنگِ نژادی و ظاهری کنار می‌رود و حقیقتِ تابناکِ انسانیت نمایان می‌گردد.

معنی و تفسیر

مرغان که کنون از قفس خویش جدایید رخ باز نمایید و بگویید کجایید

ای جان‌هایی که اکنون از بندِ قفسِ بدن رها شده‌اید، سیمای حقیقت‌بینِ خود را آشکار کنید و بگویید که در چه مقام و جایگاهی قرار دارید.

نکته ادبی: مرغان استعاره از ارواح است و قفس نمادِ بدن مادی که روح را محدود کرده است.

کشتی شما ماند بر این آب شکسته ماهی صفتان یک دم از این آب برآیید

کشتیِ وجودِ شما در دریای طوفانی دنیا شکسته و درمانده است؛ پس ای کسانی که حقیقت‌جو هستید، همچون ماهیان که از آب بهره می‌برند اما وابسته به آن نیستند، از این دریای مادی‌گری بیرون آیید.

نکته ادبی: ماهی‌صفتان اشاره به سالکانی دارد که اگرچه در عالم مادی هستند، اما همچون ماهی در دریای معنا شناورند.

یا قالب بشکست و بدان دوست رسیدست یا دام بشد از کف و از صید جدایید

آیا قالبِ تن شکسته و به معشوقِ ازلی رسیده‌اید، یا اینکه دامِ دنیا از دستتان رها شده و اکنون از آن صیدِ بیهوده فاصله گرفته‌اید؟

نکته ادبی: قالب به معنای کالبد و بدن است که در عرفان، حجابِ اصلی روح محسوب می‌شود.

امروز شما هیزم آن آتش خویشید یا آتشتان مرد شما نور خدایید

امروز شما یا با شهواتِ خود، هیزمِ آتشِ دوزخِ خویش هستید، و یا اینکه آن آتشِ نفس در وجودتان خاموش گشته و به نورِ هدایتِ الهی بدل شده‌اید.

نکته ادبی: تضاد میان آتشِ نفس (هیزم بودن) و نورِ خدا، دوگانه ابدی سالک است.

آن باد وبا گشت شما را فسرانید یا باد صبا گشت به هر جا که درآیید

آیا بادِ بلا و بیماری شما را پژمرده و بی‌رمق کرد، یا اینکه نسیمِ ملایم و حیات‌بخشِ صبا (الهام الهی) وزیدن گرفت و به هر سو که می‌روید، شما را زنده کرد؟

نکته ادبی: باد وبا استعاره از شداید دنیا و باد صبا نمادِ انفاسِ قدسی و عنایاتِ حق است.

در هر سخن از جان شما هست جوابی هر چند دهان را به جوابی نگشایید

در هر سخنی که از نهانِ شما برمی‌آید، پاسخی از عمقِ جان نهفته است؛ حتی اگر لب از گفتن فرو بسته باشید و کلامی بر زبان نیاورید.

نکته ادبی: اشاره به زبانِ حال که بر زبانِ قال و سخنِ آشکار برتری دارد.

در هاون ایام چه درها که شکستید آن سرمه دیدست بسایید بسایید

در هاونِ گردشِ روزگار چه بسیار گوهرهایی که شکستید و خُرد کردید؛ اکنون آن گردِ حاصل از شکستنِ منیت را همچون سرمه بر چشم بکشید تا حقیقت را ببینید.

نکته ادبی: هاون ایام نماد سختی‌های روزگار است که «منِ» کاذب انسان را می‌شکند تا دیده‌اش باز شود.

ای آنک بزادیت چو در مرگ رسیدید این زادن ثانیست بزایید بزایید

ای کسانی که در آغازِ زندگیِ مادی متولد شدید و اکنون به پایانِ آن (مرگ) رسیده‌اید، بدانید که این فرصت، زمانِ تولدِ دوم یا همان زایشِ معنوی است؛ پس در این راه بکوشید.

نکته ادبی: زادن ثانی اصطلاحی عرفانی به معنای عبور از نفس و رسیدن به حیاتِ جاودانِ روح است.

گر هند وگر ترک بزادیت دوم بار پیدا شود آن روز که روبند گشایید

چه از نژادِ هند باشید و چه تُرک، اگر برای بارِ دوم (معنوی) متولد شوید، در آن روز که پرده‌های پندار را کنار می‌زنید، حقیقتِ وجودی شما آشکار خواهد شد.

نکته ادبی: هند و ترک نمادِ تفاوت‌های ظاهری و نژادی است که در برابرِ حقیقتِ واحدِ الهی رنگ می‌بازد.

ور زانک سزیدیت به شمس الحق تبریز والله که شما خاصبک روز سزایید

و اگر به شایستگی برای پیوستن به شمسِ تبریزی (مرشدِ کامل) رسیده باشید، به خدا سوگند که سزاوارِ بهره‌مندی از آن روزِ خاص و درخشان هستید.

نکته ادبی: شمس الحق تبریزی نمادِ پیر و مرشدِ کامل است که راهبرِ سالک در مسیرِ تولدِ دوم است.

آرایه‌های ادبی

استعاره قفس

استعاره از کالبد مادی که روح را در خود زندانی کرده است.

تضاد آتش و نور

تقابل میان آتشِ سوزانِ نفس و نورِ آرام‌بخشِ الهی.

تکرار (واج‌آرایی/ردیف) بزایید بزایید، بسایید بسایید

تاکید بر ضرورتِ تلاش مستمر برای تولد معنوی و کسبِ بینش.

تمثیل کشتی شکسته

تمثیلی از روح که در دریای متلاطم دنیا دچار آسیب شده است.

ایهام و تلمیح هند و ترک

اشاره به اختلاف ظاهری و نژادی که در برابر حقیقت عرفانی بی‌اعتبار است.