دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۶۵۴

مولوی
هر نکته که از زهر اجل تلختر آید آن را چو بگوید لب تو چون شکر آید
در چاه زنخدان تو هر جان که وطن ساخت زود از رسن زلف تو بر چرخ برآید
هین توشه ده از خوشه ابروی ظریفت زان پیش که جان را ز تو وقت سفر آید
از دعوت و آواز خوشت بوی دل آید لبیک زنم نفخه خون جگر آید

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این ابیات بازتابی از شور و اشتیاق عاشقانه و تسلیم کامل عاشق در برابر معشوق است. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های کلاسیک، اجزای صورت معشوق را کانون تحولات روحی و معنوی خود قرار داده و آن‌ها را منشأ حیات و رستگاری می‌داند.

تم اصلی اثر، پذیرش هرگونه سختی و تلخی از جانب معشوق است که در پرتو عشق، به شیرینی و دلنوازی بدل می‌شود. عاشق در این فضا، تنها با شنیدن کوچک‌ترین اشاره‌ای از سوی معشوق، حاضر است جان خود را فدا کند و به دعوت او پاسخ گوید.

معنی و تفسیر

هر نکته که از زهر اجل تلختر آید آن را چو بگوید لب تو چون شکر آید

هر حرف و سخنی که از زهر کشنده و مرگ‌بار هم تلخ‌تر باشد، چون تو آن را به زبان می‌آوری، برای من همچون شکر شیرین و گوارا می‌شود.

نکته ادبی: «زهر اجل» کنایه از کلام تند و آزاردهنده است که در برابر «شکر» به عنوان نماد شیرینی قرار گرفته است.

در چاه زنخدان تو هر جان که وطن ساخت زود از رسن زلف تو بر چرخ برآید

هر عاشقی که در گودی چانه تو (چاه زنخدان) گرفتار و ساکن شود، به لطف گیسوان بلند تو که همچون طنابی برای نجات است، خیلی زود به اوج آسمان‌ها و کمال می‌رسد.

نکته ادبی: «چاه زنخدان» استعاره از گودی چانه و «رسن زلف» استعاره از گیسوی معشوق است که وسیله‌ای برای عروج و نجات عاشق تصویر شده است.

هین توشه ده از خوشه ابروی ظریفت زان پیش که جان را ز تو وقت سفر آید

تو را سوگند که پیش از آنکه زمان سفرِ مرگ فرا برسد و جانم از تن جدا شود، از زیبایی و فیضِ ابروی کمانی‌ات توشه‌ای به من ببخش.

نکته ادبی: «خوشه ابرو» استعاره‌ای زیبا از شکل و حالت ابرو است و «هین» شبه‌جمله‌ای برای ترغیب و هشدار است.

از دعوت و آواز خوشت بوی دل آید لبیک زنم نفخه خون جگر آید

از دعوت و آواز خوش تو رایحه‌ای از جان و دل برمی‌خیزد؛ من با تمام وجود و با نثاری از خون دلم به تو لبیک می‌گویم و تو را اجابت می‌کنم.

نکته ادبی: «نفخه» به معنای دمیدن روح و رایحه است و در کنار «خون جگر» که کنایه از رنج عاشقانه است، شدت ارادت را نشان می‌دهد.

آرایه‌های ادبی

تضاد زهر و شکر

تقابل واژگان تلخ و شیرین برای نشان دادن قدرت عشق در تغییر ماهیت سخنان تند معشوق.

استعاره چاه زنخدان و رسن زلف

گودی چانه به چاه اسارت و گیسو به طناب نجات تشبیه شده است که از مضامین کلاسیک ادبیات عرفانی است.

استعاره خوشه ابرو

تشبیه ابروی معشوق به خوشه برای القای زیبایی و کمال در سیمای او.