دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۶۴۶

مولوی
بار دگر آن مست به بازار درآمد وان سرده مخمور به خمار درآمد
سرهای درختان همه پربار چرا شد کان بلبل خوش لحن به تکرار درآمد
یک حمله دیگر همه در رقص درآییم مستانه و یارانه که آن یار درآمد
یک حمله دیگر همه دامن بگشاییم کز بهر نثار آن شه دربار درآمد
یک حمله دیگر به شکرخانه درآییم کز مصر چنین قند به خروار درآمد
یک حمله دیگر بنه خواب بسوزیم زیرا که چنین دولت بیدار درآمد
یک حمله دیگر به شب این پاس بداریم کان لولی شب دزد به اقرار درآمد
یک حمله دیگر برسان باده که مستی در عربده ویران شده دستار درآمد
یک حمله دیگر به سلیمان بگراییم کان هدهد پرخون شده منقار درآمد
این شربت جان پرور جان بخش چه ساقیست از دست مسیحی که به بیمار درآمد
اکنون بزند گردن غم های جهان را کاقبال تو چون حیدر کرار درآمد
دارالحرج امروز چو دارالفرجی شد کان شادی و آن مستی بسیار درآمد
بربند لب اکنون که سخن گستر بی لب بی حرف سیه روی به گفتار درآمد

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل سرشار از شور و هیجانِ معنوی است که در آن شاعر با زبانی حماسی و در عین حال عارفانه، از حضورِ محبوب یا ظهورِ حقیقتی متعالی در ساحتِ هستی سخن می‌گوید. فضا، فضایِ جشن و پایکوبیِ روح است که گویی پس از دوره‌ای از هجران و سکون، با ورودِ این سرچشمه‌یِ حیات، همه‌چیز دگرگون شده و غم‌ و اندوهِ جهان جایِ خود را به سرمستی و شادمانیِ بی‌کران سپرده است.

شاعر با دعوتِ مکررِ خود به «حمله» بردن، مخاطبان را به درکِ این لحظه‌یِ نابِ حضور تشویق می‌کند. این «حمله» استعاره‌ای است از خیزشِ درونی و شکستنِ سدهایِ عقلِ مصلحت‌اندیش برای رسیدن به دریایِ معرفت و شهدِ وصال. فضایِ کلیِ اثر، نویدبخشِ پایانِ دورانِ بی‌حاصلی و آغازِ فصلِ باروریِ روح و جان است؛ گویی جهانِ خسته، دوباره در پرتوِ این نور، جان می‌گیرد.

معنی و تفسیر

بار دگر آن مست به بازار درآمد وان سرده مخمور به خمار درآمد

بار دیگر آن مستِ ازلی به بازارِ دنیا قدم نهاد و آن پیشوایِ شوریده که در مستی غرق بود، با حالتی خمارگونه (سرشار از شوقِ وصال) ظاهر شد.

نکته ادبی: بازار نماد عالم ماده است و مست اشاره به حقیقتِ الهی است که در قالبِ انسانی تجلی کرده.

سرهای درختان همه پربار چرا شد کان بلبل خوش لحن به تکرار درآمد

چرا شاخه‌های درختان این‌همه پُر‌بار و سرسبز شدند؟ زیرا آن بلبلِ خوش‌نغمه (محبوب) شروع به خواندنِ ترانه‌هایِ حیات‌بخش کرده است.

نکته ادبی: بلبل در عرفان نمادِ عارف یا تجلیِ الهی است که با نغمه‌اش جان‌ها را شکوفا می‌کند.

یک حمله دیگر همه در رقص درآییم مستانه و یارانه که آن یار درآمد

بیایید یک‌بارِ دیگر با تمامِ وجود به رقص و پایکوبی برخیزیم، آن‌هم به شیوه‌یِ مستان و عاشقان، چرا که آن یارِ حقیقی از راه رسیده است.

نکته ادبی: حمله در اینجا به معنای خیزش و هجومِ روحی به سویِ بی‌خودی است.

یک حمله دیگر همه دامن بگشاییم کز بهر نثار آن شه دربار درآمد

بیایید یک‌بارِ دیگر دامن‌ها را بگشاییم و آماده باشیم، زیرا آن پادشاهِ بلندمرتبه برای بخشیدن و نثار کردنِ هدایایِ معنوی حضور یافته است.

نکته ادبی: دامن گشودن کنایه از آمادگی برای دریافتِ فیض و رحمتِ الهی است.

یک حمله دیگر به شکرخانه درآییم کز مصر چنین قند به خروار درآمد

بیایید یک‌بارِ دیگر به سراغِ سرچشمه‌یِ شیرینی (شکرخانه) برویم، چرا که از سرزمینِ معنا، چنین قند و حلاوتِ فراوانی به دستمان رسیده است.

نکته ادبی: مصر در اشعارِ کلاسیک نمادِ سرزمینِ پرنعمت و کانونِ حلاوت است.

یک حمله دیگر بنه خواب بسوزیم زیرا که چنین دولت بیدار درآمد

بیایید یک‌بارِ دیگر غفلت و خواب را از سر بیرون کنیم و بیدار باشیم، زیرا چنین دولت و اقبالِ بیداری نصیبمان شده است.

نکته ادبی: دولت بیدار استعاره‌ای از آگاهیِ معنوی است که پس از سال‌ها غفلت به دست می‌آید.

یک حمله دیگر به شب این پاس بداریم کان لولی شب دزد به اقرار درآمد

بیایید یک‌بارِ دیگر در این شب (شبِ هجران)، پاسداری کنیم، زیرا آن لولی‌وشِ شب‌گرد که دزدِ دل‌هاست، بالاخره به اقرار و آشکار کردنِ عشق رسیده است.

نکته ادبی: لولی در اینجا به معنایِ موجودی زیبا و افسونگر است که دل‌ها را می‌رباید.

یک حمله دیگر برسان باده که مستی در عربده ویران شده دستار درآمد

بیایید یک‌بارِ دیگر شرابِ عشق را بیاورید، چرا که در این مستی و هیاهو، دستار و کلاهِ غرور و عقلِ ظاهری‌مان از سر افتاده و نابود شده است.

نکته ادبی: در عربده بودن به معنایِ شور و غوغایِ درونی در حینِ مستیِ معنوی است.

یک حمله دیگر به سلیمان بگراییم کان هدهد پرخون شده منقار درآمد

بیایید یک‌بارِ دیگر به سویِ سلیمانِ وقت (مرشدِ کامل) حرکت کنیم، زیرا هدهدِ خبررسان که منقارش از خونِ مجاهدت سرشار است، بازگشته است.

نکته ادبی: اشاره به داستان سلیمان و هدهد که هدهد پیام‌آورِ پیام‌هایِ غیبی و معنوی است.

این شربت جان پرور جان بخش چه ساقیست از دست مسیحی که به بیمار درآمد

این شربتِ جان‌بخش که چنین حیاتی می‌بخشد، از دستِ کدام ساقی است؟ گویی دستانِ مسیحا‌وارِ اوست که برای شفایِ بیماران آمده است.

نکته ادبی: مسیحا کنایه از کسی است که نفسِ او جان‌بخش و شفا‌دهنده‌یِ دردهایِ روحی است.

اکنون بزند گردن غم های جهان را کاقبال تو چون حیدر کرار درآمد

اکنون این اقبالِ تو، همانندِ حیدرِ کرار (علی بن ابی‌طالب) چنان قدرتمند است که تمامِ غم‌هایِ عالم را از میان برمی‌دارد.

نکته ادبی: حیدر کرار نمادِ پیروزی، شجاعت و کنار زدنِ موانعِ سخت است.

دارالحرج امروز چو دارالفرجی شد کان شادی و آن مستی بسیار درآمد

امروز خانه‌یِ اندوه (دارالحرج) به خانه‌یِ گشایش و فرج تبدیل شد، زیرا آن شادی و مستیِ بی‌پایان به میانِ ما آمده است.

نکته ادبی: تضادِ دارالحرج و دارالفرج برای نشان دادنِ دگرگونیِ حالِ عاشق به کار رفته است.

بربند لب اکنون که سخن گستر بی لب بی حرف سیه روی به گفتار درآمد

ای شاعر، دیگر لب فروبند و سخن نگو، چرا که آن حقیقتِ بی‌زبان، بدونِ نیاز به کلمات، شروع به سخن گفتن کرده است.

نکته ادبی: این بیت نشان‌دهنده‌یِ اوجِ معرفت است که در آن کلامِ ظاهری ناتوان می‌گردد.

آرایه‌های ادبی

استعاره مست

اشاره به محبوبِ ازلی و حقیقتِ الهی که واردِ عالمِ خاکی شده است.

تلمیح سلیمان و هدهد

اشاره به داستان قرآنی سلیمان و هدهد به عنوانِ نمادِ خبررسانی و هدایت.

تلمیح حیدر کرار

اشاره به حضرت علی (ع) به عنوان نمادِ قدرتِ قاهره در برابرِ مشکلات.

تلمیح مسیحا

اشاره به حضرت عیسی (ع) و قدرتِ شفابخشیِ دمِ او.

تناقض (پارادوکس) سخن‌گسترِ بی‌لب

اشاره به اینکه حقیقتِ هستی نیازی به ابزارِ مادی مانند لب و دهان برای بیانِ خود ندارد.

تشبیه مصر

سرزمینِ کمال و شادی که سرچشمه‌یِ فیضِ الهی (قند) است.