دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۶۴۳

مولوی
در کوی خرابات مرا عشق کشان کرد آن دلبر عیار مرا دید نشان کرد
من در پی آن دلبر عیار برفتم او روی خود آن لحظه ز من باز نهان کرد
من در عجب افتادم از آن قطب یگانه کز یک نظرش جمله وجودم همه جان کرد
ناگاه یک آهو به دو صد رنگ عیان شد کز تابش حسنش مه و خورشید فغان کرد
آن آهوی خوش ناف به تبریز روان گشت بغداد جهان را به بصیرت همدان کرد
آن کس که ورا کرد به تقلید سجودی فرخنده و بگزیده و محبوب زمان کرد
آن ها که بگفتند که ما کامل و فردیم سرگشته و سودایی و رسوای جهان کرد
سلطان عرفناک بدش محرم اسرار تا سر تجلی ازل جمله بیان کرد
شمس الحق تبریز چو بگشاد پر عشق جبریل امین را ز پی خویش دوان کرد

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این اشعار شرحِ سفری روحانی و عارفانه در مسیرِ عشقِ حقیقی است که با ورودِ سالک به «کوی خرابات» آغاز می‌شود. شاعر با زبانی نمادین، از تجربیاتِ درونیِ خود در رویارویی با پیر و مرادِ خویش، «شمس تبریزی»، سخن می‌گوید؛ عشقی که وجودِ مادی و خودخواهانه را از میان برده و او را به ساحتی فراتر از عقل و اسبابِ دنیوی می‌برد.

در این فضای عرفانی، تقابلی میانِ «عاشقانِ راستین» و «مدعیانِ کمال» ترسیم شده است. شاعر تأکید می‌کند که رسیدن به حقیقت، نه با ادعا و تقلید، بلکه با جان‌بازی و فنا در نورِ محبوب میسر است؛ تا جایی که جایگاهِ عاشقِ واصل، به مرتبه‌ای چنان بلند می‌رسد که حتی فرشتگانِ مقرب نیز در پیِ او روان می‌شوند.

معنی و تفسیر

در کوی خرابات مرا عشق کشان کرد آن دلبر عیار مرا دید نشان کرد

عشق مرا به سوی میخانه عرفان کشاند و آن معشوقِ باهوش و فریبنده، با یک نگاه مرا نشان‌دار کرد و به بند کشید.

نکته ادبی: خرابات در متون عرفانی کنایه از مقامی است که در آن سالک از خود بی‌خود شده و تعلقات دنیوی را رها می‌کند.

من در پی آن دلبر عیار برفتم او روی خود آن لحظه ز من باز نهان کرد

من به دنبالِ آن محبوبِ زیرک راه افتادم، اما او بلافاصله خود را از دیدگانم پنهان کرد تا آزمونی برای صبرِ من باشد.

نکته ادبی: دلبر عیار اشاره به معشوقی دارد که در عینِ بی‌قراری و دلبری، دست‌نیافتنی است و عاشق را در جست‌وجو نگاه می‌دارد.

من در عجب افتادم از آن قطب یگانه کز یک نظرش جمله وجودم همه جان کرد

من از آن پیشوای یگانه و صاحب‌کمال در شگفت ماندم که تنها با یک نگاهِ نافذش، تمامِ وجودِ مادی و فانی مرا به جان و روحِ متعالی تبدیل کرد.

نکته ادبی: قطب به معنای محورِ عالم است و در اصطلاح عرفان، به کامل‌ترین ولیِّ زمان و پیرِ راهنما گفته می‌شود.

ناگاه یک آهو به دو صد رنگ عیان شد کز تابش حسنش مه و خورشید فغان کرد

ناگهان آن محبوب که به آهو تشبیه شده، با صدها جلوه و زیباییِ رنگارنگ آشکار شد که تابشِ زیبایی‌اش، ماه و خورشید را به فریاد و تحسین واداشت.

نکته ادبی: آهو نمادی است که اغلب برای زیبایی، خوش‌بویی و گریزپایی محبوب به کار می‌رود.

آن آهوی خوش ناف به تبریز روان گشت بغداد جهان را به بصیرت همدان کرد

آن محبوبِ خوش‌بو و دلفریب به سمت تبریز حرکت کرد و با بصیرت و بینشِ الهی، نگاهِ او جهان را دگرگون کرد.

نکته ادبی: خوش‌ناف استعاره‌ای از عطرِ دل‌انگیزِ حضورِ محبوب است که جهان را معطر می‌کند.

آن کس که ورا کرد به تقلید سجودی فرخنده و بگزیده و محبوب زمان کرد

کسی که از رویِ حقیقت و نه از رویِ تقلیدِ کورکورانه به درگاهِ الهی سرِ سجود فرود آورد، در شمارِ برگزیدگان و محبوبانِ روزگار قرار گرفت.

نکته ادبی: تقلید در اینجا به معنای عبادتِ بی‌معرفت و بدونِ درکِ باطن است که در تقابل با سلوکِ آگاهانه قرار دارد.

آن ها که بگفتند که ما کامل و فردیم سرگشته و سودایی و رسوای جهان کرد

اما کسانی که به دروغ ادعای کمال و بی‌نیازی می‌کردند، سرانجام گرفتارِ سرگردانی و رسوایی در دو جهان شدند.

نکته ادبی: سودایی و سرگشته بودن، نتیجه‌یِ ادعایِ گزافِ کسانی است که بدونِ تجربه و کشف، ادعایِ مقامِ عرفانی دارند.

سلطان عرفناک بدش محرم اسرار تا سر تجلی ازل جمله بیان کرد

سلطانِ عارفان، شمس، مرا محرمِ اسرارِ خود کرد تا حقیقتِ تجلیِ ازلیِ خداوند را برایم آشکار سازد.

نکته ادبی: عرفناک از ترکیباتِ خاصی است که به معنایِ غرق در عرفان و دارایِ معرفتِ الهی است.

شمس الحق تبریز چو بگشاد پر عشق جبریل امین را ز پی خویش دوان کرد

زمانی که شمس تبریزی بال‌هایِ عشقِ خود را گشود و به پرواز در آمد، چنان اوج گرفت که حتی جبرئیلِ امین نیز به دنبالِ او روان شد.

نکته ادبی: این بیت اوجِ تعالیِ مقامِ انسانِ کامل را نشان می‌دهد که می‌تواند از مقامِ فرشتگان نیز فراتر رود.

آرایه‌های ادبی

استعاره خرابات

استعاره از جایگاهِ رهایی از تعلقات دنیوی و رسیدن به آستانه حقیقت.

تشبیه آهو

تشبیه محبوب به آهو به دلیل زیبایی، خوش‌بویی و گریزپایی.

اغراق جبریل امین را ز پی خویش دوان کرد

اغراق برای نشان دادن برتری و عظمتِ مقامِ عشق و سالکِ واصل نسبت به فرشتگان.

تضاد تقلید / کامل و فردیم

مقابله‌یِ میانِ مدعیانِ دروغین و سالکانِ صادق.