دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۶۱۰

مولوی
نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شد آواره عشق ما آواره نخواهد شد
آن را که منم خرقه عریان نشود هرگز وان را که منم چاره بیچاره نخواهد شد
آن را که منم منصب معزول کجا گردد آن خاره که شد گوهر او خاره نخواهد شد
آن قبله مشتاقان ویران نشود هرگز وان مصحف خاموشان سی پاره نخواهد شد
از اشک شود ساقی این دیده من لیکن بی نرگس مخمورش خماره نخواهد شد
بیمار شود عاشق اما بنمی میرد ماه ار چه که لاغر شد استاره نخواهد شد
خاموش کن و چندین غمخواره مشو آخر آن نفس که شد عاشق اماره نخواهد شد

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل در ستایش پایداری و استواریِ پیوندِ عاشق با معشوقِ حقیقی سروده شده است. شاعر با زبانی حماسی و اطمینان‌بخش بیان می‌دارد که در وادیِ عشق، هرآنچه از جنسِ مادیات و تعلقاتِ دنیوی است، در برابرِ جان و حقیقتِ عاشق، ناچیز و فداکردنی است. هنگامی که دستِ یاریِ حق بر سرِ عاشق باشد، او از هر گزندی مصون می‌ماند و جایگاهِ معنوی‌اش دستخوشِ زوال نخواهد شد.

درونمایه دیگر این اثر، تبیینِ جایگاهِ رفیعِ عاشق است که با دگرگونیِ روحانی، از مرتبه پستیِ خاکی به مقامِ بلندیِ گوهری رسیده است. شاعر تأکید می‌کند که درد و رنجِ عاشق، نه نشانه فنا و نابودی، بلکه بخشی از سیرِ کمالِ اوست؛ چرا که ماهیتِ جانِ عاشق تغییرناپذیر و جاودان گشته است.

معنی و تفسیر

نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شد آواره عشق ما آواره نخواهد شد

اگر تکه نانی از دستت رفت، غمگین مباش و آن را رها کن، چرا که جانِ تو با رفتنِ مادیات آسیب نمی‌بیند؛ کسی که در راهِ عشقِ ما سرگردان و آواره است، در حقیقت هرگز به وادیِ گمراهی و آوارگیِ حقیقی نخواهد افتاد.

نکته ادبی: نان‌پاره کنایه از رزقِ ناچیز و مادیاتِ فانی است. آواره در مصراع دوم اشاره به حیرتِ مقدس دارد که با گمراهی تفاوت ماهوی دارد.

آن را که منم خرقه عریان نشود هرگز وان را که منم چاره بیچاره نخواهد شد

کسی که من (محبوب) بر تنش خرقه حمایت می‌پوشانم، هرگز عریان و بی‌پناه نخواهد ماند و کسی که من پشتیبان و چاره‌سازِ او هستم، هیچ‌گاه به بن‌بست و بیچارگی نخواهد رسید.

نکته ادبی: خرقه در اینجا نمادِ پوششِ معنوی و حفاظتِ الهی است که مانع از رسواییِ عاشق می‌شود.

آن را که منم منصب معزول کجا گردد آن خاره که شد گوهر او خاره نخواهد شد

کسی که من به او مقام و منزلتی بخشیده‌ام، هرگز از چشمِ من نمی‌افتد و معزول نمی‌شود؛ همان‌طور که سنگی سخت که به گوهر بدل شده است، دیگر هرگز به حالتِ سنگِ خارا و معمولی بازنمی‌گردد.

نکته ادبی: خاره به معنای سنگِ خارا است. استعاره از دگرگونیِ ذاتیِ عاشق که پس از اکسیرِ عشق، دیگر به خویِ پیشین بازنمی‌گردد.

آن قبله مشتاقان ویران نشود هرگز وان مصحف خاموشان سی پاره نخواهد شد

قلبِ عاشق که قبله‌گاهِ مشتاقانِ حق است، هرگز ویران نمی‌شود و آن کتابِ وجود (مصحف) که در قلبِ عارفانِ خاموش نهفته است، هرگز متلاشی و پراکنده نخواهد شد.

نکته ادبی: مصحفِ خاموشان نمادِ دلِ آگاهان است که اسرارِ الهی در آن مکتوب است و به سادگیِ کتاب‌های معمولی نابود نمی‌شود.

از اشک شود ساقی این دیده من لیکن بی نرگس مخمورش خماره نخواهد شد

اشکِ من همچون ساقی، شرابِ دیدار می‌ریزد، اما تا نگاهِ مست و افسونگرِ تو (نرگس مخمور) نباشد، این مستی و خمارِ عاشق به کمال نمی‌رسد و رفع نمی‌شود.

نکته ادبی: نرگس مخمور استعاره از چشمانِ خمار و جذابِ محبوب است که عاملِ اصلیِ آشفتگی و مستیِ عاشق است.

بیمار شود عاشق اما بنمی میرد ماه ار چه که لاغر شد استاره نخواهد شد

عاشق از دردِ فراق ممکن است بیمار و ناتوان شود، اما هرگز از پای درنمی‌آید و نمی‌میرد؛ درست مانندِ ماه که اگر لاغر و هلال شود، باز هم ماه باقی می‌ماند و هرگز به ستاره‌ای کوچک و کم‌نور تبدیل نمی‌شود.

نکته ادبی: تشبیه ماه به عاشق؛ همان‌طور که ماه در اوجِ لاغری (هلال) همچنان ماه است، عاشق نیز در اوجِ ضعف، جوهرِ وجودیِ خویش را حفظ می‌کند.

خاموش کن و چندین غمخواره مشو آخر آن نفس که شد عاشق اماره نخواهد شد

از سخن گفتن و گلایه دست بکش و بیش از این غمگینِ عاقبتِ کار نباش؛ زیرا جانی که عاشق شده و تزکیه گشته، دیگر به مرتبه نفسِ اماره و فرمان‌بردارِ خواهش‌های پست بازنمی‌گردد.

نکته ادبی: نفس اماره در اینجا اشاره به نفسِ سرکشِ حیوانی دارد که با رسیدن به مقامِ عشق، دیگر حاکمیتِ خود را از دست می‌دهد.

آرایه‌های ادبی

استعاره نان‌پاره

نمادِ تعلقاتِ مادی و نیازهای دنیوی که در برابر ارزشِ جان ناچیز است.

تشبیه ماه ار چه که لاغر شد

تشبیه حالتِ عاشق به ماه که در سختی و لاغری نیز ذاتِ بلندِ خود را حفظ می‌کند.

ایهام و کنایه نرگس مخمور

اشاره به چشمانِ محبوب که همزمان نمادِ زیبایی و عاملِ سرمستیِ عاشق است.

تضاد (طباق) خاره و گوهر

تقابلِ سنگِ بی‌ارزش با گوهرِ گران‌بها برای نشان دادنِ تغییرِ ماهیتِ عاشق.

نمادگرایی مصحفِ خاموشان

اشاره به دلِ عارفان که جایگاهِ کلامِ حق است و از گزندِ زمانه مصون است.