دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۵۹۷

مولوی
امروز جمال تو بر دیده مبارک باد بر ما هوس تازه پیچیده مبارک باد
گل ها چون میان بندد بر جمله جهان خندد ای پرگل و صد چون گل خندیده مبارک باد
خوبان چو رخت دیده افتاده و لغزیده دل بر در این خانه لغزیده مبارک باد
نوروز رخت دیدم خوش اشک بباریدم نوروز و چنین باران باریده مبارک باد
بی گفت زبان تو بی حرف و بیان تو از باطن تو گوشت بشنیده مبارک باد

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این سروده، توصیفی است از لحظه‌ی مواجهه‌ی عاشق با زیباییِ خیره‌کننده‌ی معشوق که همچون نسیمِ بهاری و نوروزیِ جان‌بخش، سراسر وجودش را فرا گرفته است. فضای شعر، آکنده از شادی، طراوت و شگفتی است که در آن، دیدنِ روی محبوب، چنان تأثیری بر دل می‌گذارد که زبان از سخن باز می‌ماند و ارتباط، به ساحتِ بی‌کلامِ روح منتقل می‌شود.

شاعر در این ابیات، تماشای معشوق را نه یک واقعه‌ی بیرونی، بلکه سرآغازی برای تحول درونی و شکوفاییِ عاطفی می‌داند و هر لحظه‌ی این درکِ حضوری را مبارک و فرخنده می‌شمارد.

معنی و تفسیر

امروز جمال تو بر دیده مبارک باد بر ما هوس تازه پیچیده مبارک باد

امروز، دیدارِ زیباییِ چهره‌ی تو برای چشمان من فرخنده و مبارک باشد؛ این شور و شوقِ تازه‌ای که همچون پیچکی بر جان ما پیچیده است، خوش‌یمن و مبارک باد.

نکته ادبی: «جمال» به معنای زیبایی و «هوس» در اینجا به معنای میل و شوق شدید است که از ویژگی‌های زبانیِ عرفانی است.

گل ها چون میان بندد بر جمله جهان خندد ای پرگل و صد چون گل خندیده مبارک باد

همان‌طور که گل‌ها وقتی غنچه می‌کنند و کمر می‌بندند، به تمام جهان می‌خندند و طراوت می‌بخشند، تو نیز که سرشار از زیباییِ گلی و همچون صد گل شکوفا شده‌ای، حضورت مبارک باد.

نکته ادبی: «میان بستن» در متون کهن کنایه از غنچه کردن گل و آماده شدن برای شکوفایی است.

خوبان چو رخت دیده افتاده و لغزیده دل بر در این خانه لغزیده مبارک باد

تمام زیبارویان، وقتی جمالِ تو را دیدند، مفتون شدند و از شدت حیرت، پایشان لغزید و افتادند؛ دل من نیز در آستانه‌ی درِ خانه‌ی تو لغزیده و از خود بی‌خود شده است، که این لغزیدن و افتادن در راهِ تو مبارک باد.

نکته ادبی: «لغزیدن» کنایه از از دست دادنِ اختیار و تسلیم شدن در برابرِ جاذبه‌ی عشق است.

نوروز رخت دیدم خوش اشک بباریدم نوروز و چنین باران باریده مبارک باد

همان لحظه که چهره‌ی تو را دیدم، گویی نوروزِ جانم فرا رسید و از سرِ شوق، اشک‌هایم سرازیر شد؛ پیوندِ این نوروزِ جان‌بخش با این بارانِ اشک، مبارک و فرخنده باشد.

نکته ادبی: «نوروز» در اینجا نمادِ تازگی، طراوت و شروعِ دوباره است که به چهره‌ی معشوق تشبیه شده است.

بی گفت زبان تو بی حرف و بیان تو از باطن تو گوشت بشنیده مبارک باد

بدون اینکه زبانت به سخن درآید و بی‌آنکه کلامی بر زبان برانی، گوشِ جانِ من از باطن و ضمیرِ تو پیام را شنیده است؛ این شنیدنِ بی‌واسطه و قلبی، مبارک باد.

نکته ادبی: این بیت به ارتباطِ عمیق و روحانی (شهودی) اشاره دارد که در آن کلام جایگاهی ندارد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه نوروز رخت

تشبیه چهره‌ی معشوق به نوروز که نشان از تازگی، طراوت و پایانِ زمستانِ غم دارد.

کنایه میان بستن

کنایه از غنچه شدن و شکوفایی گل؛ گویی گل با بستن میانِ خود، برای خندیدن و شکفتن آماده می‌شود.

مراعات نظیر گل، خندیده، نوروز

هماهنگیِ واژگانی که فضای بهاری و شادی‌بخشِ شعر را تقویت می‌کند.

متناقض‌نما (پارادوکس) بی گفت زبان تو... گوشت بشنیده

شنیدن بدونِ شنیدنیِ کلامی، اشاره به مکاشفه‌ی درونی و درکِ شهودی دارد.