دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۵۴۷

مولوی
سجده کنم پیشکش آن قد و بالا چه شود دیده کنم پیشکش آن دل بینا چه شود
باده او را نخورم ور نخورم پس کی خورد گر بخورم نقد و نیندیشم فردا چه شود
باده او همدل من بام فلک منزل من گر بگشایم پر خود برپرم آن جا چه شود
دل نشناسم چه بود جان و بدن تا برود غم نخورم غم نخورم غم نخورم تا چه شود

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این ابیات، بیانگر حال‌وهوای عرفانی و شوریدگی عارفی است که از بندِ تعلقات دنیوی رها شده و در پیِ وصالِ معشوق ازلی است. فضای حاکم بر این سخن، سرشار از توکل و تسلیم در برابر مقدرات است.

شاعر در این قطعات، به مفاهیمی چون گذر از خویشتن، نوشیدنِ باده‌ی حقیقت یا همان عشق الهی و پرواز به سوی عالم بالا می‌پردازد و نگرانی‌های مربوط به آینده را پوچ می‌انگارد.

محور اصلی این کلام، دعوت به زیستن در لحظه و رهایی از بندهای جان و تن است؛ حالتی که در آن، عاشق با سپردنِ وجود خود به دست تقدیر، به آرامشی عمیق دست می‌یابد.

معنی و تفسیر

سجده کنم پیشکش آن قد و بالا چه شود دیده کنم پیشکش آن دل بینا چه شود

اگر در برابرِ قامتِ موزون و زیباییِ آن محبوبِ ازلی، سجده‌کنان تواضع کنم، به چه مقامِ والایی دست خواهم یافت؟

نکته ادبی: قد و بالا ترکیبی کنایی از زیباییِ ظاهری و در عین حال کمالِ مطلقِ معشوق است.

باده او را نخورم ور نخورم پس کی خورد گر بخورم نقد و نیندیشم فردا چه شود

اگر دیدگانِ خود را نثارِ آن قلبِ آگاه و حقیقت‌بین کنم، چه سرانجامِ فرخنده‌ای در انتظار من خواهد بود؟

نکته ادبی: دل بینا صفتِ جانشینِ موصوف برای اشاره به عارفِ کامل یا ذاتِ حق است.

باده او همدل من بام فلک منزل من گر بگشایم پر خود برپرم آن جا چه شود

اگر من از شرابِ عشقِ او نچشم، پس چه کسی شایسته‌تر از من برای نوشیدنِ این باده است؟

نکته ادبی: باده استعاره از فیضِ الهی و سرمستیِ ناشی از معرفت است.

دل نشناسم چه بود جان و بدن تا برود غم نخورم غم نخورم غم نخورم تا چه شود

اگر این جامِ معرفت را در همین لحظه بنوشم، دیگر نگرانِ آینده و حوادثِ پیشِ رو نخواهم بود.

نکته ادبی: نقد در اصطلاحِ صوفیه به معنایِ غنیمت دانستنِ دم و لحظه‌یِ حال است.

آرایه‌های ادبی

استعاره باده

اشاره به عشق و معرفت الهی که عقلِ جزئی را از میان می‌برد.

تکرار غم نخورم

برای تأکید بر تثبیتِ مقامِ رضا و رهایی از دغدغه‌های مادی.

استفهام انکاری چه شود

ایجاد شور و شوق و پرسشی که پاسخی والاتر از کلام در ذهن دارد.

کنایه بام فلک

کنایه از مراتبِ رفیعِ معنوی و قربِ حق تعالی.