دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۳۲۳۰

مولوی
یا سندا لحاظه عاقلتی و مسکنی یا ملکا جواره مکتنفی و مومنی
انت عماد بنیتی انت عتاد منیتی انت کمال ثروتی انت نصاب مخزنی
قره کل منظر مقصد کل مشتری قوه کل ناعش قدره کل منحنی
انت ولی نعمتی مونس لیل وحدتی انت کروم نائل حول جناه نجتنی
سید کل مالک مخلص کل هالک هادی کل سالک ناعش کل منثنی
چند خموش می کنم سوی سکوت می روم هوش مرا به رغم من ناطق راز می کنی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر سروده‌ای عرفانی و مناجات‌گونه است که با زبانی سرشار از ستایش و شیفتگی، رابطه‌ی عمیق میان عاشق و معبود را ترسیم می‌کند. در این ابیات، شاعر با بهره‌گیری از تعابیر بلند، معشوق را تکیه‌گاه، پناه، سرمایه معنوی و راهنمای هستی خود معرفی می‌کند و بر ناتوانی خود در برابر شکوه و جذبه معشوق تأکید می‌ورزد.

فضای حاکم بر این اشعار، فضایی سرشار از تسلیم و حیرت است؛ شاعر در بخش‌های عربی به ستایش صفات کمالی معشوق می‌پردازد و در بخش فارسی، به این نکته اشاره دارد که غلبه حضورِ آن حقیقت متعالی، اراده‌ی او را در سکوت شکست داده و به اجبار، زبان او را به بیان اسرار نهانی گشوده است.

معنای روان

یا سندا لحاظه عاقلتی و مسکنی یا ملکا جواره مکتنفی و مومنی

ای تکیه‌گاهی که نگاهت سبب بازگشت خرد و آرامش من است، ای پادشاهی که جوار و همسایگی تو، پناهگاه و مایه امنیت من است.

نکته ادبی: استفاده از اصطلاحات عربی در ساختار شعر کلاسیک فارسی برای تعظیم و تفخیم مقام مخاطب مرسوم بوده است.

انت عماد بنیتی انت عتاد منیتی انت کمال ثروتی انت نصاب مخزنی

تو ستون و تکیه‌گاهِ بنای وجود منی، تو ذخیره و سرمایه خواسته‌های منی؛ تو کمالِ ثروتِ معنوی من و پایه و اساسِ گنجینه‌ی جان منی.

نکته ادبی: تشبیهات مالی برای بیان ارزشِ معنوی محبوب به کار رفته است.

قره کل منظر مقصد کل مشتری قوه کل ناعش قدره کل منحنی

تو مایه چشم‌روشنیِ هر ناظری و مقصدِ نهایی هر جوینده‌ای؛ تو نیروی هر احیاکننده و توانِ هر ناتوان و شکسته‌خاطری هستی.

نکته ادبی: استفاده از تضادهای ضمنی میان قدرت و ضعف برای نشان دادن جامعیت صفات معشوق.

انت ولی نعمتی مونس لیل وحدتی انت کروم نائل حول جناه نجتنی

تو صاحب‌نعمت و ولی‌نعمتِ منی و همدمِ من در تنهاییِ شب‌هایم؛ تو باغی پر از تاک‌های نایاب هستی که ما در سایه‌سار آن به بهره‌مندی و وصال می‌رسیم.

نکته ادبی: استعاره از کروم (تاکستان) برای اشاره به بخشش‌های بی‌پایان معشوق.

سید کل مالک مخلص کل هالک هادی کل سالک ناعش کل منثنی

تو سرورِ همه صاحبانِ قدرت و نجات‌بخشِ هر کسی هستی که رو به زوال می‌رود؛ تو راهنمای هر مسافری در راه حق و زنده کننده روحِ خمیده و افسرده‌ای.

نکته ادبی: سجع‌های پی‌درپی بر موسیقی کلام و تأکید بر صفات رحمانی معشوق افزوده است.

چند خموش می کنم سوی سکوت می روم هوش مرا به رغم من ناطق راز می کنی

چقدر سکوت کنم و به سوی خاموشی پیش بروم؟ تو با وجود آنکه من نمی‌خواهم، هوش و حواسم را چنان به کار می‌گیری که به گویایِ رازهای پنهان تبدیل می‌شوم.

نکته ادبی: اشاره به مفهوم عرفانی جذبه که در آن سالک به اذن الهی زبان به سخن می‌گشاید.

آرایه‌های ادبی

تکرار (آنافورا) انت

تکرار واژه انت در ابتدای عبارات، تأکیدی قوی بر محوریت و یکتایی معشوق در کانون هستی شاعر است.

تضاد (طباق) خموش/ناطق

تضاد میان سکوت و سخن گفتن، بیانگر تقابل اراده‌ی انسانی و جذبه‌ی الهی است.

استعاره ستون بنیتی

تشبیه معشوق به ستون و پایه، برای تبیینِ جایگاه حیاتی او در حفظِ هستیِ عاشق.