دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۵۱۸

مولوی
نفسی بهوی الحبیب فارت لما رات الکوس دارت
مدت یدها الی رحیق و النفس بنوره استنارت
لما شربته نفس و ترا خفت و تصاعدت و طارت
لاقت قمرا اذا تجلی الشمس من الحیا توارت
جادت بالروح حین لاقت لا التفتت و لا استشارت

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این ابیات تصویری لطیف و عرفانی از سیر و سلوک عاشق و اشتیاق جان برای رسیدن به حق است. شاعر در این قطعه به حالتی اشاره دارد که روح سالک با چشیدن شراب عشق الهی، از قید و بندهای زمینی رها شده و به سوی عالم بالا پرواز می‌کند.

در این فضای روحانی، عاشق چنان مست جمال محبوب می‌شود که خورشید عالم‌تاب در برابر نور درخشان آن جلوه، شرمگین و پنهان می‌گردد و در نهایت، سالک بی‌هیچ تردیدی جان خود را در راه این دیدار ایثار می‌کند.

معنی و تفسیر

نفسی بهوی الحبیب فارت لما رات الکوس دارت

جان من از عشق محبوب به جوش و خروش آمد، آنگاه که دید جام معرفت در میان اهل دل در گردش است.

نکته ادبی: واژه فارت در زبان عربی به معنای جوشیدن و غلیان است که در اینجا به اضطرابِ عاشقانه اشاره دارد.

مدت یدها الی رحیق و النفس بنوره استنارت

دست نیاز به سوی شراب طهور حقیقت دراز کرد و جان در پرتو انوار آن شراب، روشن و منور گشت.

نکته ادبی: رحیق به معنای شراب خالص و زلال است که در ادبیات عرفانی نمادِ بی‌آلایشیِ معرفتِ الهی است.

لما شربته نفس و ترا خفت و تصاعدت و طارت

چون آن جرعه را نوشید، سبک‌بال شد، از قید سنگینی تعلقات مادی رها گشت و به سوی عالم ملکوت پر کشید.

نکته ادبی: تصاعدت به معنای اوج گرفتن و صعود به مراتبِ بالاترِ وجودی است.

لاقت قمرا اذا تجلی الشمس من الحیا توارت

آنچنان ماهی (محبوبی) را ملاقات کرد که با تجلی جمالش، خورشید از شرم زیبایی او خود را پنهان کرد.

نکته ادبی: در اینجا خورشید نمادِ زیباییِ ظاهری است که در برابرِ نورِ باطنیِ محبوب رنگ می‌بازد.

جادت بالروح حین لاقت لا التفتت و لا استشارت

هنگامی که به وصال یار رسید، جان خویش را در راه او فدا کرد؛ بدون آنکه به گذشته بنگرد یا در این تصمیم بزرگ با کسی مشورت کند.

نکته ادبی: جادت به معنای بخشش و سخاوت است که در اینجا به معنای بذلِ جان و فنای فی الله به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

استعاره شراب و جام

اشاره به معرفت و تجلیات الهی که باعث مستی و بی‌خودی عارف می‌شود.

مبالغه و کنایه پنهان شدن خورشید

برای نشان دادن برتری و درخشش جمال محبوب که زیبایی‌های عالم را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

تشخیص مدت یدها

نسبت دادنِ کنشِ انسانی (دست دراز کردن) به روح که نشان از اشتیاق شدیدِ آن برای وصال دارد.