دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۵۱۷

مولوی
ای ز بگه خاسته سر مست مست مست شرابی و شراب الست
عشق رسانید تو را همچو جام از بر ما تا بر خود دست دست
بازوی تو قوس خدا یافت یافت تیر تو از چرخ برون جست جست
هر گهری کان ز خزینه خداست در دو لب لعل تو آن هست هست
فاش شد این عشق تو بی قصد ما بند بدرید ز دل جست جست
فاش شد آن راز که در نیم شب زیر زبان گفته بدم پست پست
کرم خورد چوب و بروید ز چوب عشق ز من رست و مرا خست خست

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این ابیات بیانگر شور و بی‌قراری عاشق در ساحت عشق الهی است. شاعر از عشقی سخن می‌گوید که پنهان‌کردنی نیست و به‌سان شرابی دیرین، جان عاشق را مست و بی‌خود کرده است. این عشق، مرزهای محدودیت‌های بشری را می‌شکند و از نهان‌خانه‌ی دل، به عرصه آشکار و عمومی راه می‌یابد.

مضمون اصلی، گذار از خلوتِ سرّی با معشوق به تجلی آشکار آن در جهان هستی است. در این مسیر، عاشق نه تنها دگرگون می‌شود، بلکه خود به مجرای تجلی کلمات و فیوضات الهی بدل می‌گردد و در این فرآیند، اگرچه رنجی جانکاه را متحمل می‌شود، اما به مقامی رفیع دست می‌یابد.

معنی و تفسیر

ای ز بگه خاسته سر مست مست مست شرابی و شراب الست

ای که از ازل (یا از سحرگاه) برخاسته‌ای و چنان سرمست هستی که گویی از شرابِ روز الست (پیمان نخستین با خداوند) نوشیده‌ای.

نکته ادبی: بگه به معنای سحرگاه یا زمان کهن است و شراب الست اشاره به پیمان ازلی دارد.

عشق رسانید تو را همچو جام از بر ما تا بر خود دست دست

عشق تو را مانند جامی (ظرفی برای شراب) از نزد ما برداشته و دست‌به‌دست به سوی خود (خداوند) رسانده است.

نکته ادبی: جام نماد ظرفیت وجودی انسان برای دریافت فیض الهی است.

بازوی تو قوس خدا یافت یافت تیر تو از چرخ برون جست جست

توانایی و قدرت تو با اراده الهی گره خورده است و تیرِ همت و نیایش تو از آسمان‌ها و محدودیت‌های مادی عبور کرده است.

نکته ادبی: قوس خدا کنایه از اراده و قدرت مطلق الهی است.

هر گهری کان ز خزینه خداست در دو لب لعل تو آن هست هست

تمام حکمت‌ها و زیبایی‌هایی که در گنجینه‌ی خداوند نهفته است، در کلام تو که از لب‌های همچون لعلت بیرون می‌آید، جاری و حاضر است.

نکته ادبی: لعل نماد سرخی و ارزشمندی لب معشوق است که سرچشمه کلام است.

فاش شد این عشق تو بی قصد ما بند بدرید ز دل جست جست

این عشق تو بدون آنکه ما قصد آشکار کردنش را داشته باشیم، بندهای دل را درید و ناگهان از درون ما بیرون جست و بر همگان هویدا شد.

نکته ادبی: تکرار کلمه جست برای تأکید بر سرعت و ناگهانی بودن تجلی عشق است.

فاش شد آن راز که در نیم شب زیر زبان گفته بدم پست پست

آن رازِ عاشقانه‌ای که نیمه‌شب‌ها به آرامی و دور از چشم اغیار زیر لب زمزمه می‌کردم، اکنون فاش و علنی شده است.

نکته ادبی: پست پست کنایه از آهستگی و پنهان‌کاری در بیان است.

کرم خورد چوب و بروید ز چوب عشق ز من رست و مرا خست خست

همان‌طور که کرم چوب را می‌خورد و در عین حال چیزی از آن رشد می‌کند، این عشق نیز در وجود من رویید، اما در حینِ رشد کردن، مرا پی‌درپی مجروح و رنجور کرد.

نکته ادبی: رستن به معنای روییدن و خستن به معنای مجروح کردن است.

آرایه‌های ادبی

استعاره شراب الست

اشاره به مستیِ معنوی ناشی از پیمان نخستین انسان با خداوند.

تشبیه عشق رسانید تو را همچو جام

تشبیه عاشق به جامی که دست‌به‌دست می‌چرخد تا به دست معشوق برسد.

تناقض (پارادوکس) کرم خورد چوب و بروید ز چوب

نمایشِ هم‌زمانِ تخریب و رویش که با مفهومِ رنجِ عشق در پیوند است.

تلمیح شراب الست

اشاره به واقعه عالم ذر و آیه «ألست بربکم» در قرآن.