دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۵۰۱

مولوی
امشب از چشم و مغز خواب گریخت دید دل را چنین خراب گریخت
خواب دل را خراب دید و یباب بی نمک بود از این کباب گریخت
خواب مسکین به زیر پنجه عشق زخم ها خورد وز اضطراب گریخت
عشق همچون نهنگ لب بگشاد خواب چون ماهی اندر آب گریخت
خواب چون دید خصم بی زنهار مول مولی بزد شتاب گریخت
ماه ما شب برآمد و این خواب همچو سایه ز آفتاب گریخت
خواب چون دید دولت بیدار همچو گنجشک از عقاب گریخت
شکرلله همای بازآمد چونک باز آمد این غراب گریخت
عشق از خواب یک سوالی کرد چون فروماند از جواب گریخت
خواب می بست شش جهت را در چون خدا کرد فتح باب گریخت
شمس تبریز از خیالت خواب چون خطاییست کز صواب گریخت

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این ابیات تصویری دراماتیک و عرفانی از ستیز میان «خواب» (به مثابه نماد غفلت، تعلقات دنیوی و ناآگاهی) و «عشق» (به مثابه نور حقیقت، حضور الهی و آگاهی مطلق) است. در این فضا، خواب به موجودی ضعیف، هراسان و فاقد درک تشبیه شده است که توان ایستادگی در برابر شکوهِ عشق و حقیقتِ برآمده از حضور مرشد را ندارد و در مواجهه با آن، به ناچار عرصه را ترک می‌کند.

شاعر با بهره‌گیری از نمادپردازی‌های گوناگون، این تحول درونی و بیداریِ روح را به نمایش می‌گذارد. گویی با گشوده شدن چشم دل به سوی انوار الهی و تجلی حقیقت، تمامی تاریکی‌ها و توهماتی که همچون سایه یا خواب بر روان آدمی سنگینی می‌کردند، زایل می‌شوند و جان به مرحله‌ای از بیداری می‌رسد که در آن جایی برای غفلت باقی نمی‌ماند.

معنی و تفسیر

امشب از چشم و مغز خواب گریخت دید دل را چنین خراب گریخت

امشب خواب از چشمان و مغز من گریخت و فرار کرد، زیرا دید که دلم در اثر عشق چنین ویران و پریشان‌حال است (و خواب در چنین دلی راه ندارد).

نکته ادبی: خراب در اینجا استعاره از شوریدگی و ویرانی ناشی از عشق است که مانع آرامش معمولی (خواب) می‌شود.

خواب دل را خراب دید و یباب بی نمک بود از این کباب گریخت

خواب مشاهده کرد که این دلِ ویران، بی‌مزه و خشک است (یعنی بهره‌ای از لذت‌های دنیوی که خواب به آن‌ها نیاز دارد، در آن نیست)؛ پس به همین دلیل از این کباب (دلِ سوخته) دور شد و فرار کرد.

نکته ادبی: یباب به معنای خرابی و جای خالی است. کباب استعاره از دل سوخته و پردرد است.

خواب مسکین به زیر پنجه عشق زخم ها خورد وز اضطراب گریخت

خوابِ بیچاره در چنگال قدرتمند عشق گرفتار شد و پس از تحمل زخم‌های فراوان، از شدت ترس و اضطراب پا به فرار گذاشت.

نکته ادبی: مسکین صفتِ خواب است برای نشان دادن زبونی آن در برابر قدرت عشق.

عشق همچون نهنگ لب بگشاد خواب چون ماهی اندر آب گریخت

عشق همچون نهنگی عظیم دهان گشود و خواب، که در برابر آن همچون ماهی کوچکی بود، هراسان در آب (دریای هستی) گریخت.

نکته ادبی: تشبیه مرکب؛ عشق به نهنگ و خواب به ماهی تشبیه شده تا تضاد قدرت میان این دو نشان داده شود.

خواب چون دید خصم بی زنهار مول مولی بزد شتاب گریخت

وقتی خواب دید که با دشمنی بی‌رحم و بی‌امان روبه‌رو شده است، با شتاب و سراسیمگی پا به فرار گذاشت.

نکته ادبی: مول مولی یک اصطلاح آوایی است که به سرعت و سراسیمگی در فرار اشاره دارد.

ماه ما شب برآمد و این خواب همچو سایه ز آفتاب گریخت

ماه من (محبوب) در شبِ وجودم طلوع کرد و خواب در برابر نور او، همچون سایه‌ای که در برابر آفتاب ناپدید می‌شود، گریخت.

نکته ادبی: استعاره از طلوع حقیقت و زوال سایه‌های غفلت.

خواب چون دید دولت بیدار همچو گنجشک از عقاب گریخت

وقتی خواب، شکوهِ دولتِ بیداری و هوشیاری معنوی را دید، همچون گنجشکی که از دیدن عقاب وحشت‌زده می‌شود، گریخت.

نکته ادبی: دولت در اینجا به معنای سعادت و بیداری عرفانی است.

شکرلله همای بازآمد چونک باز آمد این غراب گریخت

خدا را شکر که آن مرغ همای (سعادت و حضورِ محبوب) بازگشت؛ چرا که با آمدن او، آن کلاغ (خواب و غفلت) فرار کرد.

نکته ادبی: هما نماد سعادت و قداست است، در حالی که غراب (کلاغ) نماد شومی و غفلت و سیاهی است.

عشق از خواب یک سوالی کرد چون فروماند از جواب گریخت

عشق از خواب سوالی پرسید و چون خواب در پاسخ دادن به آن ناتوان ماند و درمانده شد، از ترس گریخت.

نکته ادبی: اشاره به اینکه خواب (غفلت) در برابر پرسش‌های عمیقِ عشق، هیچ منطق و پاسخی ندارد.

خواب می بست شش جهت را در چون خدا کرد فتح باب گریخت

خواب سعی می‌کرد تمام شش جهت (جهان مادی و ابعاد مختلف) را بر روی من ببندد، اما وقتی خداوند درِ حقیقت را گشود، خواب ناچار به فرار شد.

نکته ادبی: شش جهت کنایه از محدودیت‌های دنیای مادی است.

شمس تبریز از خیالت خواب چون خطاییست کز صواب گریخت

حضور شمس تبریزی برای خیالِ خواب، همچون خطایی است که در برابر حقیقت و درستی (صواب) قرار گرفته و ناچار به عقب‌نشینی است.

نکته ادبی: شمس تبریزی به عنوان نمادِ حقیقتِ مطلق و صواب (درستی) معرفی شده است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص (شخصیت‌بخشی) گریختن خواب

خواب به موجودی جاندار تشبیه شده که می‌ترسد، فرار می‌کند، سوال می‌پرسد و در برابر عشق ناتوان است.

استعاره عشق همچون نهنگ

عشق به نهنگی عظیم تشبیه شده که خواب (ماهی) را به وحشت می‌اندازد و می‌بلعد.

نمادپردازی هما و غراب

هما نماد نور، حقیقت و سعادت است، و غراب (کلاغ) نمادِ خواب، تیرگی و نادانی.

تضاد سایه و آفتاب

تضاد میان سایه (خواب/غفلت) و آفتاب (حقیقت/محبوب) برای نشان دادنِ زوالِ غفلت در حضور عشق.

واج‌آرایی و آواشناسی مول مولی

استفاده از عبارت برای القای حسِ شتاب، اضطراب و سرعت در فرار.