دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۴۹۵

مولوی
اگر مر تو را صلح آهنگ نیست مرا با تو ای جان سر جنگ نیست
تو در جنگ آیی روم من به صلح خدای جهان را جهان تنگ نیست
جهانیست جنگ و جهانیست صلح جهان معانی به فرسنگ نیست
هم آب و هم آتش برادر بدند ببین اصل هر دو بجز سنگ نیست
که بی این دو عالم ندارد نظام اگر روم خوبست بی زنگ نیست
مرا عقل صد بار پیغام داد خمش کن که فخرست آن ننگ نیست

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این سروده، دعوت به صلح و بردباری در برابر ناملایمات است. شاعر با نگاهی حکیمانه، تضادها را نه به عنوان شر مطلق، بلکه به مثابه اجزای ضروری برای پایداری و نظام عالم می‌بیند. او در برابرِ ستیزه‌جویی، راهِ سکوت و آشتی را برمی‌گزیند و آن را نه از سرِ ضعف، بلکه نشانه‌ای از خردمندی و بزرگی می‌داند.

درونمایه اصلی اثر، گذار از دوگانگی‌ها و رسیدن به وحدت در عین کثرت است. جهانِ هستی را پهنه‌ای می‌داند که هم جنگ و هم صلح در آن جای دارند و خردمند کسی است که با تکیه بر عقل، از درگیری می‌پرهیزد و خاموشی را که نشانگر عزت نفس است، پیشه می‌کند.

معنی و تفسیر

اگر مر تو را صلح آهنگ نیست مرا با تو ای جان سر جنگ نیست

اگر تو قصد صلح نداری، بدان که من نیز ای جانِ من، هیچ میلی به جنگیدن با تو ندارم.

نکته ادبی: عبارت مر تو را، ساختاری کهن و تأکیدی برای خطاب قرار دادن است.

تو در جنگ آیی روم من به صلح خدای جهان را جهان تنگ نیست

اگر تو به قصد جنگ پیش بیایی، من راه صلح را در پیش می‌گیرم؛ چرا که جهان خداوند بسیار وسیع است و جایی برای همگان دارد.

نکته ادبی: تنگ نبودنِ جهان کنایه از وسعتِ ظرفیتِ وجودی و گشایش امور است.

جهانیست جنگ و جهانیست صلح جهان معانی به فرسنگ نیست

جهان ظرفیت پذیرش هم جنگ و هم صلح را دارد؛ چرا که دنیای معانی و مفاهیم، با مقیاس‌های فیزیکی و مسافت‌های زمینی سنجیده نمی‌شود.

نکته ادبی: فرسنگ واحد اندازه‌گیری مسافت است که در اینجا برای نشان دادنِ غیرمادی بودنِ حقیقتِ جهان به کار رفته است.

هم آب و هم آتش برادر بدند ببین اصل هر دو بجز سنگ نیست

آب و آتش با اینکه در ظاهر متضادند، اما در اصل برادر یکدیگرند؛ بنگر که ریشه پیدایش هر دو از برخورد سنگ است.

نکته ادبی: سنگ اشاره به سنگ چخماق دارد که از برخورد آن آتش تولید می‌شود.

که بی این دو عالم ندارد نظام اگر روم خوبست بی زنگ نیست

چرا که عالم هستی بدون این تضادها به سامان نمی‌رسد؛ همان‌طور که آیینه رومی اگر هم زیبا و شفاف باشد، باز هم از زنگ‌زدگی در امان نیست.

نکته ادبی: روم اشاره به آینه‌های صیقلی مسی قدیمی دارد که مستعد زنگ‌زدن بودند و کنایه از ناپایداری دنیاست.

مرا عقل صد بار پیغام داد خمش کن که فخرست آن ننگ نیست

عقل من بارها به من پیام داد که خاموش باش؛ چرا که سکوت کردن در برابر ناسزا، افتخار است و نه خواری و ننگ.

نکته ادبی: خمش شکل کهن و امریِ فعل خاموش بودن است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) جنگ و صلح / آب و آتش

قرار گرفتن مفاهیم متضاد در کنار هم برای نشان دادنِ ضرورتِ وجودیِ هر دو در جهان.

کنایه جهان تنگ نیست

کنایه از وسعتِ ظرفیتِ هستی و پذیرشِ تمامِ تضادها توسط خداوند.

تمثیل روم و زنگ

اشاره به آینه‌های فلزی رومی که همواره در معرض زنگ‌زدگی بودند، تمثیلی از ذاتِ ناپایدارِ دنیای مادی.