دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۴۵۷

مولوی
ای چنگ پرده های سپاهانم آرزوست وی نای ناله خوش سوزانم آرزوست
در پرده حجاز بگو خوش ترانه ای من هدهدم صفیر سلیمانم آرزوست
از پرده عراق به عشاق تحفه بر چون راست و بوسلیک خوش الحانم آرزوست
آغاز کن حسینی زیرا که مایه گفت کان زیر خرد و زیر بزرگانم آرزوست
در خواب کرده ای ز رهاوی مرا کنون بیدار کن به زنگله ام کانم آرزوست
این علم موسقی بر من چون شهادتست چون مومنم شهادت و ایمانم آرزوست
ای عشق عقل را تو پراکنده گوی کن ای عشق نکته های پریشانم آرزوست
ای باد خوش که از چمن عشق می رسی بر من گذر که بوی گلستانم آرزوست
در نور یار صورت خوبان همی نمود دیدار یار و دیدن ایشانم آرزوست

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این سروده، بیانگرِ شور و اشتیاقِ روحانیِ عارفانه‌ای است که در قالبِ اصطلاحاتِ موسیقیِ سنتیِ ایرانی تجلی یافته است. شاعر در این فضایِ موسیقایی، گویی در پیِ کشفِ حقیقت و وصالِ حضرتِ دوست، از هر پرده و مقامی به عنوانِ نمادی برایِ احوالاتِ درونیِ خویش بهره می‌گیرد و در نهایت، موسیقی را نه یک سرگرمی، که راهی برایِ شهود و ایمان می‌داند.

درونمایه‌ی اصلی، گذار از عقلِ جزئی‌نگر و رسیدن به جنونِ عشق و مستیِ عارفانه است. شاعر با بهره‌گیری از اسامیِ گوشه‌ها و دستگاه‌های موسیقی، آرزویِ خود را برایِ رهایی از خوابِ غفلت و رسیدن به بیداری و بصیرتِ الهی ترسیم می‌کند و موسیقی را بهانه‌ای برایِ درکِ نوری می‌داند که در پسِ تمامیِ مظاهرِ هستی نهفته است.

معنی و تفسیر

ای چنگ پرده های سپاهانم آرزوست وی نای ناله خوش سوزانم آرزوست

ای سازِ چنگ! من آرزومندِ نواها و پرده‌هایِ موسیقیِ «سپاهان» هستم و ای نِی! من مشتاقِ ناله‌هایِ خوش‌سوز و گدازِ توام.

نکته ادبی: «سپاهان» نام یکی از گوشه‌های قدیمی موسیقی ایرانی است و «چنگ و نِی» به عنوان نمادهای موسیقی و ابزارهای ارتباط با عالم معنا به کار رفته‌اند.

در پرده حجاز بگو خوش ترانه ای من هدهدم صفیر سلیمانم آرزوست

در پرده و مقامِ «حجاز» ترانه‌ای زیبا سر بده؛ من همچون پرنده‌ی هدهد هستم که در پیِ رسیدن به پیغام و صفیرِ سلیمانِ جان (محبوبِ الهی) می‌باشم.

نکته ادبی: اشاره به داستان هدهد و حضرت سلیمان در ادبیات عرفانی (تمثیلِ سالک و حق). «حجاز» نیز یکی از پرده‌های موسیقی است.

از پرده عراق به عشاق تحفه بر چون راست و بوسلیک خوش الحانم آرزوست

از پرده «عراق» برایِ عاشقان هدیه‌ای ببر؛ چرا که من تشنه‌ی نواهایِ خوش‌آهنگِ «راست» و «بوسلیک» هستم.

نکته ادبی: عراق، راست و بوسلیک از اصطلاحاتِ کهن و تخصصی موسیقی هستند که در اینجا به عنوان مقام‌هایِ شورانگیز به کار رفته‌اند.

آغاز کن حسینی زیرا که مایه گفت کان زیر خرد و زیر بزرگانم آرزوست

نواختنِ «حسینی» را آغاز کن، چرا که این مقام، مایه و پایه‌ی سخن است؛ من آرزومندِ آن صدایِ بم و عمیقی هستم که بزرگانِ این راه می‌دانند.

نکته ادبی: «زیر» در اینجا ایهامی است بین نتِ موسیقی (زیر) و معنایِ تواضع و فروتنیِ بزرگان.

در خواب کرده ای ز رهاوی مرا کنون بیدار کن به زنگله ام کانم آرزوست

تو مرا با مقامِ «رهاوی» به خوابِ غفلت برده‌ای؛ اکنون مرا با طنینِ «زنگله» بیدار کن که این بیداری آرزویِ من است.

نکته ادبی: رهاوی و زنگله نام دو گوشه از موسیقی قدیم ایران هستند که در اینجا نمادِ خوابِ غفلت و بیداریِ عارفانه شده‌اند.

این علم موسقی بر من چون شهادتست چون مومنم شهادت و ایمانم آرزوست

این دانشِ موسیقی نزدِ من همچون گواهیِ ایمان (شهادتین) است؛ چون من مؤمنم، آرزومندِ رسیدن به کمالِ ایمان و شهودِ قلبی هستم.

نکته ادبی: «شهادت» در اینجا دارای ایهام است: ۱. گواهی دادن، ۲. جان‌سپاری در راهِ حق، که با فضای عرفانیِ متن تناسب دارد.

ای عشق عقل را تو پراکنده گوی کن ای عشق نکته های پریشانم آرزوست

ای عشق! عقلِ منطقیِ مرا به آشفتگی و پریشانی بکشان؛ ای عشق! من تشنه‌ی آن نکاتِ پراکنده و شورانگیزی هستم که از عقلِ استدلالی فراتر است.

نکته ادبی: «پراکنده گوی» به معنایِ سخنِ خارج از قالب‌هایِ خشکِ عقلانی و نشان‌دهنده‌ی مستیِ عارفانه است.

ای باد خوش که از چمن عشق می رسی بر من گذر که بوی گلستانم آرزوست

ای نسیمِ خوشی که از سمتِ چمنزارِ عشق می‌وزی، بر من بوز و گذر کن که من آرزومندِ استشمامِ عطرِ گلستانِ حقیقت (لقایِ یار) هستم.

نکته ادبی: باد به عنوان پیکِ عاشق، استعاره‌ای از عنایتِ الهی است که از عالمِ معنا به سویِ سالک می‌وزد.

در نور یار صورت خوبان همی نمود دیدار یار و دیدن ایشانم آرزوست

در پرتوِ نورِ حضرتِ دوست، چهره‌ی زیبارویانِ این عالم نمایان شد؛ من مشتاقِ دیدارِ خودِ او و دیدنِ آن جلوه‌ها هستم.

نکته ادبی: «نور یار» اشاره به تجلیِ ذاتِ حق در مظاهرِ خلقت دارد.

آرایه‌های ادبی

تلمیح من هدهدم صفیر سلیمانم آرزوست

اشاره به داستان هدهد و سلیمان پیامبر در قرآن و منطق‌الطیر که نمادِ سالکِ عاشق و پیرِ طریقت است.

ایهام تناسب زیر خرد و زیر بزرگانم آرزوست

واژه‌ی «زیر» هم به معنای نتِ موسیقی (نُتِ زیر) و هم به معنایِ فروتنی (در مقابلِ بالا) به کار رفته است.

مراعات نظیر (تناسب) چنگ، نای، پرده، ترانه، علم موسیقی

گردآوریِ اصطلاحاتِ حوزه‌ی موسیقی برایِ ایجادِ یکپارچگیِ فضایی و ساختاری در شعر.

استعاره خواب کرده‌ای ز رهاوی

تشبیه غفلتِ عارفانه به خواب که توسط یک مقامِ موسیقی (رهاوی) ایجاد شده است.