دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۴۳۰

مولوی
گم شدن در گم شدن دین منست نیستی در هست آیین منست
تا پیاده می روم در کوی دوست سبز خنگ چرخ در زین منست
چون به یک دم صد جهان واپس کنم بنگرم گام نخستین منست
من چرا گرد جهان گردم چو دوست در میان جان شیرین منست
شمس تبریزی که فخر اولیاست سین دندان هاش یاسین منست

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این ابیات بیانگر حال‌وهوای عرفانیِ سالکی است که به مقام فنا و غرق‌شدگی در ذات معشوق رسیده است. در این ساحت، جستجوی بیرونی معنای خود را از دست می‌دهد و فرد درمی‌یابد که مقصد، همواره در درون او حضور داشته است.

فضای کلی این سروده بر مدار تناقض‌های عارفانه می‌چرخد؛ گویی شاعر هم‌زمان در اوجِ فروتنی و در اوجِ قدرتِ روحانی است. این گفتار، دعوتی است به بازگشت از عالم کثرت و ظواهر به عالم وحدت و معنا که جانِ کلامِ عرفان است.

معنی و تفسیر

گم شدن در گم شدن دین منست نیستی در هست آیین منست

برنامه و طریقت من این است که خود را در وادیِ بی‌خودی و فنا گم کنم؛ باور من این است که رسیدن به حقیقت، در سایه ناچیز شمردنِ هستیِ خود و رسیدن به «نیستی» ممکن است.

نکته ادبی: واژه «نیستی» در اصطلاح عرفانی به معنای «فنا» است؛ حالتی که سالک منیت و خودخواهی خود را در برابر اراده الهی از بین می‌برد.

تا پیاده می روم در کوی دوست سبز خنگ چرخ در زین منست

در حالی که با پای پیاده و در کمال تواضع به سمت کوی دوست می‌روم، در حقیقتِ امر، چرخ فلک (آسمان) مانند اسبی راهوار در اختیار من است و من بر آن مسلط هستم.

نکته ادبی: «خنگ» در متون کهن به معنای اسب سپید است و «سبز خنگ چرخ» استعاره از گردش آسمان و افلاک است که در اینجا تحت فرمان سالک قرار گرفته است.

چون به یک دم صد جهان واپس کنم بنگرم گام نخستین منست

هرگاه در یک لحظه کوتاه، صدها جهان را طی می‌کنم و به مراتب بالای هستی می‌رسم، وقتی به عقب می‌نگرم درمی‌یابم که این موفقیت بزرگ، تازه گامِ نخستینِ مسیرِ بی‌پایانِ من بوده است.

نکته ادبی: شاعر بر بی‌پایان بودنِ سلوک الی‌الله تأکید دارد و هر مقامِ والایی را نسبت به کمال مطلق، تنها یک آغاز می‌داند.

من چرا گرد جهان گردم چو دوست در میان جان شیرین منست

چرا باید بیهوده در پیِ دوست به دور دنیا بگردم، در حالی که او از رگ گردن به من نزدیک‌تر است و در عمقِ جانِ شیرین و دوست‌داشتنیِ من منزل دارد؟

نکته ادبی: اشاره به وحدتِ وجود و حضور معشوق در درون؛ جستجوی بیرونی نشان‌دهنده غفلت از حضورِ جاریِ خداوند در جان است.

شمس تبریزی که فخر اولیاست سین دندان هاش یاسین منست

شمس تبریزی که مایه افتخار همه عارفان و اولیاست، خنده و لبخندش برای من مانند سوره مبارکه یس (که کلامی مقدس و راهگشاست) ارزشمند و شفابخش است.

نکته ادبی: «یاسین» در فرهنگ اسلامی قلب قرآن محسوب می‌شود؛ شاعر با تشبیه لبخند پیرِ خود به این سوره، قداستی عرفانی به او می‌بخشد.

آرایه‌های ادبی

پارادوکس (متناقض‌نما) پیاده می روم... سبز خنگ چرخ در زین منست

جمع میان فروتنیِ ظاهری (پیاده‌روی) و قدرتِ ماورایی (در اختیار داشتنِ اسبِ فلک).

استعاره سبز خنگ چرخ

تشبیه گردشِ آسمان به اسبی تندرو که مطیعِ اراده‌ی شاعر است.

تلمیح یاسین

اشاره به سوره مبارکه یس در قرآن کریم برای تأکید بر قداست و شفابخشیِ وجودِ شمس تبریزی.

اغراق صد جهان واپس کنم

بزرگ‌نماییِ قدرتِ سلوک و عبور از عوالم هستی در یک آن.