دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۴۱۷

مولوی
من پری زاده ام و خواب ندانم که کجاست چونک شب گشت نخسپند که شب نوبت ماست
چون دماغ است و سر استت مکن استیزه بخسب دخل و خرج است چنین شیوه و تدبیر سزاست
خرج بی دخل خدایی است ز دنیا مطلب هر که را هست زهی بخت ندانم که که راست