دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۴۱۴

مولوی
روز و شب خدمت تو بی سر و بی پا چه خوشست در شکرخانه تو مرغ شکرخا چه خوشست
بر سر غنچه بسته که نهان می خندد سایه سرو خوش نادره بالا چه خوشست
زاغ اگر عاشق سرگین خر آمد گو باش بلبلان را به چمن با گل رعنا چه خوشست
بانک سرنای چه گر مونس غمگینان ست از دم روح نفخنا دل سرنا چه خوشست
گر چه شب بازرهد خلق ز اندیشه به خواب در رخ شمس ضحی دیده بینا چه خوشست
بت پرستانه تو را پای فرورفت به گل تو چه دانی که بر این گنبد مینا چه خوشست
چون تجلی بود از رحمت حق موسی را زان شکرریز لقا سینه سینا چه خوشست
که صدا دارد و در کان زر صامت هم هست گه خمش بودن و گه گفت مواسا چه خوشست

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این مجموعه ابیات، توصیف‌گرِ احوالِ عاشقی است که در پیِ وصالِ معشوق و بهره‌مندی از تجلیاتِ الهی، از تعلقاتِ پستِ دنیوی رهایی یافته است. فضای حاکم بر شعر، فضایی عرفانی و مشتاقانه است که در آن شاعر، زندگیِ عارفانه، سکوتِ اندیشمندانه و اتصال به حقیقتِ مطلق را بر هرگونه مشغولیتِ دنیایی برتری می‌دهد.

شاعر با استفاده از تمثیلات و تقابل‌های هوشمندانه (مانند زاغ و بلبل یا گل و خار)، مخاطب را به درکِ زیبایی‌های برتر فرا می‌خواند و یادآور می‌شود که تا زمانی که پایِ جان در گلِ تمایلاتِ نفسانی و بت‌های خیالی گیر کرده است، درکِ شکوهِ آسمانی و تجلیاتِ حق ممکن نخواهد بود.

معنی و تفسیر

روز و شب خدمت تو بی سر و بی پا چه خوشست در شکرخانه تو مرغ شکرخا چه خوشست

خدمت کردن به تو در تمام اوقات، بدونِ هیچ‌گونه خودبینی و قیدوبند (با نهایت تسلیم)، چه لذت‌بخش است؛ در محیطِ سرشار از لطف و شیرینیِ تو، بودنِ همچون پرنده‌ای که در پیِ شیرینیِ حقیقت است، چقدر زیباست.

نکته ادبی: عبارت 'بی سر و بی پا' کنایه از تسلیم محض و رهایی از بندِ خودخواهی و عقلِ جزئی‌نگر است.

بر سر غنچه بسته که نهان می خندد سایه سرو خوش نادره بالا چه خوشست

غنچه‌ای که دهانش بسته است و شادی و خنده را در درونِ خود پنهان کرده، چه زیباست؛ همچنین سایه‌ی آن بلندقامتِ بی‌همتا که نشانه‌ی معشوقِ قدسی است، بسیار دلنشین است.

نکته ادبی: غنچه نمادِ رازداری و معرفتِ پنهانی است که هنوز به ظهور کامل نرسیده است.

زاغ اگر عاشق سرگین خر آمد گو باش بلبلان را به چمن با گل رعنا چه خوشست

اگر کلاغی به دنبالِ آلودگی‌های دنیوی (سرگین خر) می‌رود، بگذار برود؛ برای بلبلانِ حقیقت‌جو، بودن در گلستان در کنار گل‌های زیبا و معطر بسیار خوش‌تر است.

نکته ادبی: زاغ و بلبل نمادِ تقابلِ دو طیفِ انسان‌هاست؛ کسانی که در آلودگی‌های پست می‌زیند و کسانی که طالبِ کمال و زیبایی‌اند.

بانک سرنای چه گر مونس غمگینان ست از دم روح نفخنا دل سرنا چه خوشست

اگرچه صدای سازِ سرنا برای تسکینِ غمگینان مونس خوبی است، اما حقیقتِ آن زمانی خوشایند است که نفخه‌ی الهی (دمِ روح) در آن دمیده شده باشد.

نکته ادبی: اشاره به آیه 'و نفخت فیه من روحی' دارد که دمِ روح، استعاره از الهام و لطفِ خداوندی است.

گر چه شب بازرهد خلق ز اندیشه به خواب در رخ شمس ضحی دیده بینا چه خوشست

اگرچه مردمانِ غافل در شب به خواب می‌روند تا از اندیشه‌های دنیایی رها شوند، اما برای عارفِ بینا، دیدارِ رخسارِ خورشیدِ درخشانِ حقیقت (شمس ضحی) لذتی وصف‌ناپذیر دارد.

نکته ادبی: شمس ضحی نمادی از تجلیِ نورِ الهی و آگاهیِ کامل است که فراتر از خوابِ غفلتِ عموم است.

بت پرستانه تو را پای فرورفت به گل تو چه دانی که بر این گنبد مینا چه خوشست

تو که همچون بت‌پرستان، پایت در گلِ شهوات و تعلقات گیر کرده است، چگونه می‌توانی شکوه و زیباییِ آسمانِ بلند و حقیقتِ الهی را درک کنی؟

نکته ادبی: گنبد مینا استعاره از آسمان و جهانِ علوی است که دیدنِ آن نیازمندِ رهایی از قیدِ خاک (ماده) است.

چون تجلی بود از رحمت حق موسی را زان شکرریز لقا سینه سینا چه خوشست

از آنجایی که تجلیِ رحمتِ الهی بر موسی آشکار شد، سینه و قلبِ او همچون کوه طور، به واسطه‌ی آن دیدارِ شیرین و نورانی، چه درخشان و ارزشمند شد.

نکته ادبی: سینه سینا استعاره از قلبِ مؤمن است که با تجلیِ حق، محلِ نزولِ انوارِ الهی می‌شود.

که صدا دارد و در کان زر صامت هم هست گه خمش بودن و گه گفت مواسا چه خوشست

هرچند که در معادنِ طلا، هم طلا وجود دارد و هم سنگِ خام، انسان نیز باید بداند که گاهی سکوت کردن (مانند کانِ زرِ ساکت) و گاهی سخن گفتن و همدلی کردن، هر دو به جای خود نیکوست.

نکته ادبی: مواسا به معنای هم‌دردی و همراهی است و شاعر توصیه می‌کند که حکمتِ سخن و سکوت را باید دانست.

آرایه‌های ادبی

تضاد زاغ و بلبل

تقابلِ میانِ ناپاکی و پستی با پاکی و زیبایی برای برجسته‌سازی تفاوت جایگاه عارف و عامی.

تلمیح موسی و سینه سینا

اشاره به داستان حضرت موسی و تجلی خداوند بر کوه طور جهت تبیینِ رسیدن به انوار الهی.

استعاره گنبد مینا

به کار بردنِ این ترکیب برای اشاره به آسمان و عالمِ بالا در مقابلِ گلِ پایِ دنیایی.

تشبیه مرغ شکرخا

تشبیه سالک به پرنده‌ای که به دنبالِ شیرینیِ معرفت است.