دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۳۹۴

مولوی
چشمه ای خواهم که از وی جمله را افزایش است دلبری خواهم که از وی مرده را آسایش است
بنده بحر محیطم کز محیطی برتر است سنگ و گوهر هر دو را از فضل او بخشایش است
باغ و طاووسند هر یک از جمالش بانصیب زاغ را خالی ندارد گر چه بی آرایش است
صورت ار نقصان پذیرد نیست معنی را کمی عاشق اندر ذوق باشد گر چه در پالایش است
بنگر اندر جان که هست او از بلندی بی خبر گر چه اندر قالب او در خانه آلایش است
شمس تبریزی قدومت خانه اقبال را صحن را افروزش است و بام را اندایش است

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل، تجلی اشتیاق سالک برای رسیدن به سرچشمه فیض الهی و درک حقیقتی است که فراتر از صورت‌های ظاهری عالم قرار دارد. شاعر با بهره‌گیری از تمثیلات عرفانی، بر این باور است که تمام هستی، از سنگ و گوهر تا طاووس و زاغ، در پرتو جمال الهی بهره‌مندند و این نگاه وحدت‌گرایانه، بستر اصلی معنایی شعر را شکل می‌دهد.

در نهایت، شاعر با اشاره به تضاد میان «صورت» و «معنی»، آدمی را به بازگشت به خویشتنِ اصیل و رهایی از بندهای تن دعوت می‌کند و حضور «شمس تبریزی» را به مثابه نوری می‌داند که خانه دل را از تاریکی و جهل به سوی روشنایی و کمال هدایت می‌کند.

معنی و تفسیر

چشمه ای خواهم که از وی جمله را افزایش است دلبری خواهم که از وی مرده را آسایش است

من در جستجوی چشمه‌ای هستم که همه موجودات از برکت آن رشد می‌کنند و به دنبال معشوقی هستم که حضورش حتی برای مردگان (از نظر روحانی) نیز آرامش‌بخش و حیات‌آفرین باشد.

نکته ادبی: واژه «چشمه» استعاره از ذات حق یا پیر کامل است که منبع فیض است.

بنده بحر محیطم کز محیطی برتر است سنگ و گوهر هر دو را از فضل او بخشایش است

من بنده دریای بی‌کران حقیقتی هستم که از هر محیط و پیرامونی فراتر است؛ در نزد او، هم ناچیزترین‌ها (سنگ) و هم گران‌بهاترین‌ها (گوهر) به یک اندازه مشمول بخشش و فضل او هستند.

نکته ادبی: «بحر محیط» استعاره از خداوند یا حقیقت مطلق است.

باغ و طاووسند هر یک از جمالش بانصیب زاغ را خالی ندارد گر چه بی آرایش است

زیبایی باغ و شکوه طاووس، هر کدام از جمال الهی بهره‌مند شده‌اند؛ حتی زاغ نیز با اینکه فاقد آرایش و زیبایی ظاهری است، از نظر او دور نمانده و از رحمتش بی‌نصیب نیست.

نکته ادبی: تضاد میان طاووس (نماد زیبایی) و زاغ (نماد سادگی) برای نشان دادن شمولیت رحمت الهی است.

صورت ار نقصان پذیرد نیست معنی را کمی عاشق اندر ذوق باشد گر چه در پالایش است

اگر جسم و صورت ظاهری رو به کاستی و زوال برود، به اصل و معنای وجودی آسیب یا کمبودی نمی‌رسد؛ عاشق راستین حتی زمانی که در حال سختی و پالایش روحانی است، در لذت معنوی غوطه‌ور است.

نکته ادبی: «پالایش» اشاره به رنج‌های سلوک عرفانی دارد که باعث تصفیه روح می‌شود.

بنگر اندر جان که هست او از بلندی بی خبر گر چه اندر قالب او در خانه آلایش است

به جان خود بنگر که با وجود عظمت و بلندیِ مقامش، از این جایگاه والا غافل است؛ هرچند که همین جانِ بزرگ، در قالب و قفسِ تن که خانه آلودگی‌های مادی است، محبوس شده است.

نکته ادبی: «خانه آلایش» استعاره از بدن انسانی است.

شمس تبریزی قدومت خانه اقبال را صحن را افروزش است و بام را اندایش است

ای شمس تبریزی، قدم نهادن تو به خانه بخت و اقبال من، چنان نوری به همراه دارد که هم صحنِ وجودم را روشن ساخته و هم سقف آن را از اندیشه‌های بلند و آسمانی پر کرده است.

نکته ادبی: تلمیح و ستایش عارفانه خطاب به پیر مراد.

آرایه‌های ادبی

استعاره چشمه، بحر محیط

به کارگیری مفاهیم طبیعت برای توصیف ذات بی‌کران و حیات‌بخش خداوند.

تضاد سنگ و گوهر، باغ و طاووس با زاغ

نمایش شمولیت رحمت الهی که هم شامل پدیده‌های پست و هم شامل پدیده‌های عالی می‌شود.

ایهام و استعاره خانه آلایش

استعاره از بدن انسان که محل تجمع امیال و آلودگی‌های دنیوی است.