دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۳۸۵

مولوی
خلق های خوب تو پیشت دود بعد از وفات همچو خاتونان مه رو می خرامند این صفات
آن یکی دست تو گیرد وان دگر پرسش کند وان دگر از لعل و شکر پیش بازآرد زکات
چون طلاق تن بدادی حور بینی صف زده مسلمات مومنات قانتات تائبات
بی عدد پیش جنازه می دود خوهای تو صبر تو و النازعات و شکر تو و الناشطات
در لحد مونس شوندت آن صفات باصفا در تو آویزند ایشان چون بنین و چون بنات
حله ها پوشی بسی از پود و تار طاعتت بسط جانت عرصه گردد از برون این جهات
هین خمش کن تا توانی تخم نیکی کار تو زانک پیدا شد بهشت عدن ز افعال ثقات

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این قطعه با بیانی تمثیلی و عرفانی به مسئله تجسد اعمال نیک در عالم پس از مرگ می‌پردازد و بیان می‌کند که صفات اخلاقی و رفتارهای پسندیده انسان در جهان باقی، به هیئت موجوداتی زیبا، مونس و یاور در می‌آیند.

فضای شعر، فضایی سرشار از امید و تشویق به نیکی است؛ شاعر با بهره‌گیری از مفاهیم دینی و قرآنی، مرگ را نه پایان کار، بلکه لحظه دیدار با ثمرات وجودی خود ترسیم کرده و مخاطب را به دوری از هیاهوی بیهوده و کاشتن بذر فضیلت فرا می‌خواند.

معنی و تفسیر

خلق های خوب تو پیشت دود بعد از وفات همچو خاتونان مه رو می خرامند این صفات

خصایل و رفتارهای نیکوی تو پس از مرگت، همچون بانوانی زیبا با چهره‌های ماه گونه که با وقار و خرامان راه می‌روند، همراه و دنباله‌روی تو می‌شوند.

نکته ادبی: تشبیه اعمال نیک به خاتونان مه‌رو، بازتابی از باور به تجسم اعمال در عالم پس از مرگ است.

آن یکی دست تو گیرد وان دگر پرسش کند وان دگر از لعل و شکر پیش بازآرد زکات

برخی از این صفات دست تو را می‌گیرند، برخی دیگر با تو سخن می‌گویند و برخی دیگر پاداشِ شیرینِ اعمالت را که چون لعل و شکر ارزشمند است، پیشکشت می‌کنند.

نکته ادبی: لعل و شکر استعاره از پاداش‌های شیرین و ارزشمند اخروی است که به اعمال نیک تعلق می‌گیرد.

چون طلاق تن بدادی حور بینی صف زده مسلمات مومنات قانتات تائبات

هنگامی که روح خود را از قید کالبد جسمانی رها کردی، با صفوفی از حوریان مواجه می‌شوی که صفاتی چون تسلیم، ایمان، عبادت و توبه تو هستند که تجسم یافته‌اند.

نکته ادبی: اشاره به آیات قرآن که به اوصاف مؤمنان (مسلمات، مؤمنات و...) تأکید دارد، نشان از تطهیر روح با این صفات است.

بی عدد پیش جنازه می دود خوهای تو صبر تو و النازعات و شکر تو و الناشطات

خوی‌های نیکوی تو از قبیل صبر و شکرگزاری، بی‌شمار پیش از جنازه تو حرکت می‌کنند و در اینجا با اشاراتی به سوره‌های قرآنی همچون نازعات همراه شده‌اند.

نکته ادبی: تلمیح به سوره نازعات و تطبیق مفاهیم عرفانی با آیات قرآنی برای تأکید بر حقانیت این سفر.

در لحد مونس شوندت آن صفات باصفا در تو آویزند ایشان چون بنین و چون بنات

این صفاتِ پاک و باصفا در عالم قبر مونس و همراه تو خواهند بود و همانند فرزندان (پسر و دختر) به دامن تو می‌آویزند و رهایت نمی‌کنند.

نکته ادبی: تشبیه مونس بودن صفات به انسِ فرزندان با والدین، نشان از کمالِ الفت و نزدیکی در عالم برزخ دارد.

حله ها پوشی بسی از پود و تار طاعتت بسط جانت عرصه گردد از برون این جهات

تو جامه‌هایی از جنس تار و پودِ طاعت و بندگی‌ات بر تن می‌کنی و در نتیجه آن، جانت فراتر از محدودیت‌های مکانی و جهاتِ مادی گسترش می‌یابد.

نکته ادبی: استعاره حله پوشیدن برای بهره‌مندی از ثواب اعمال و معنای بسط جان، اشاره به وسعت وجودی انسانِ کامل دارد.

هین خمش کن تا توانی تخم نیکی کار تو زانک پیدا شد بهشت عدن ز افعال ثقات

پس سخن بیهوده را کنار بگذار و تا توان داری بذر نیکی بکار؛ چرا که بهشتِ جاویدان، از دلِ همین اعمالِ استوار و صادقانه‌ی تو نمایان می‌شود.

نکته ادبی: تشبیه عمل به بذر و بهشت به حاصلِ آن، نکته‌ای تعلیمی برای بهره‌برداری از فرصت زندگی دنیاست.

آرایه‌های ادبی

تشخیص (جان‌بخشی) خلق های خوب تو... می خرامند

صفات اخلاقی انسان به صورت موجودات زنده (خاتونان) تصویر شده‌اند که رفتار انسانی دارند.

تلمیح النازعات و الناشطات

اشاره به آغاز سوره نازعات و واژگان قرآنی برای افزودن تقدس و عمق به کلام.

تشبیه چون بنین و چون بنات

تشبیه پیوند میان صفات نیک و انسان به رابطه عاطفی فرزندان با والدین برای نشان دادن انس و الفت شدید در عالم قبر.