دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۳۷۰

مولوی
آمد رمضان و عید با ماست قفل آمد و آن کلید با ماست
بربست دهان و دیده بگشاد وان نور که دیده دید با ماست
آمد رمضان به خدمت دل وان کش که دل آفرید با ماست
در روزه اگر پدید شد رنج گنج دل ناپدید با ماست
کردیم ز روزه جان و دل پاک هر چند تن پلید با ماست
روزه به زبان حال گوید کم شو که همه مرید با ماست
چون هست صلاح دین در این جمع منصور و ابایزید با ماست

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

رمضان در این ابیات، نه زمانِ گرسنگی و سختیِ ظاهری، بلکه فصلی برای شکوفاییِ جان و گشایشِ اسرار الهی تصویر شده است. شاعر با رویکردی عرفانی، ماه روزه‌داری را فرصتی برای پالایشِ قلب از آلودگی‌های مادی و رسیدن به آن گنجِ پنهانی می‌داند که در باطنِ آدمی نهفته است.

نگاه شاعر به روزه، نگاهی است که از بندِ تَن فراتر رفته و به ضیافتِ روح می‌رسد؛ جایی که در آن، همنشینی با بزرگانِ عرفان و چشیدنِ نورِ الهی، پاداشِِ گذشتن از لذت‌های ناچیزِ دنیوی است و این پیام را القا می‌کند که در ضیافتِ رمضان، همه چیز برای تعالیِ روح مهیاست.

معنی و تفسیر

آمد رمضان و عید با ماست قفل آمد و آن کلید با ماست

ماه رمضان فرا رسید و عید و شادی روحانی با ماست؛ هرچند بند و قفلی بر سر راهِ کمال ما هست، اما کلیدِ گشایش آن نیز در دست ماست.

نکته ادبی: استعاره‌ای زیبا از قفل و کلید برای تبیینِ تقابلِ مانعِ نفس و وسیله‌ی هدایت.

بربست دهان و دیده بگشاد وان نور که دیده دید با ماست

روزه دهان را از خوردن و گفتنِ بیهوده بست و چشمِ باطن را گشود؛ و آن نوری که قلبِ ما با دیدگانِ جان می‌بیند، هم‌اکنون با ما همراه است.

نکته ادبی: ایهام در واژه دیده (چشم سر و فعلِ دیدن) بر زیباییِ معنایی بیت افزوده است.

آمد رمضان به خدمت دل وان کش که دل آفرید با ماست

رمضان به یاریِ قلبِ ما آمد تا آن را صیقل دهد و اکنون آن خدایی که پدیدآورنده قلب است، با ما همراه است.

نکته ادبی: اشاره به حدیث قدسی «قلب المؤمن عرش الرحمن» که نشان‌دهنده جایگاه رفیعِ دل است.

در روزه اگر پدید شد رنج گنج دل ناپدید با ماست

اگر در روزه‌داری رنجِ گرسنگی برای تن ظاهر می‌شود، در عوض، گنجِ معنویِ دل که پیش از این پنهان بود، اکنون برای ما آشکار شده است.

نکته ادبی: آرایه تضاد (رنج و گنج) که تقابلِ عالمِ تَن و عالمِ جان را به‌خوبی نشان می‌دهد.

کردیم ز روزه جان و دل پاک هر چند تن پلید با ماست

ما با روزه‌داری، جان و دل خود را پاکیزه کردیم، اگرچه جسمِ ما که درگیرِ نیازهای دنیوی است، همچنان آلوده باقی مانده است.

نکته ادبی: تضاد میان جانِ پاک و تنِ پلید (در ادبیات عرفانی، تن به دلیل خاکی بودن، منشأ آلودگی‌های مادی است).

روزه به زبان حال گوید کم شو که همه مرید با ماست

روزه با زبانِ بی‌زبانی به ما می‌گوید: از دلبستگی‌های دنیوی بکاه و خوار باش، زیرا تمامِ پیران و سالکانِ راهِ حق با ما همراهند.

نکته ادبی: تشخیص (جان‌بخشی) به روزه که گویی مانند انسانی آگاه سخن می‌گوید.

چون هست صلاح دین در این جمع منصور و ابایزید با ماست

چون صلاح‌الدین در این جمع و محفل حضور دارد، گویی بزرگانِ عرفان چون منصور حلاج و بایزید بسطامی نیز با ما همراهند.

نکته ادبی: تلمیح به شخصیت‌های برجسته عرفان اسلامی؛ اشاره به حضورِ پیر یا مرشدِ کامل که حضورِ او، حضورِ تمامِ اولیای الهی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره قفل و کلید

نمادِ موانعِ نفسانی و راهکارهای هدایتِ الهی.

تضاد و طباق رنج و گنج

برجسته کردنِ این نکته که سختیِ جسمانی، به دستاوردهایِ عظیمِ روحانی می‌انجامد.

تلمیح منصور و ابایزید

ارجاع به منصور حلاج و بایزید بسطامی به عنوان نمادهای عشق و عرفانِ متعالی.

تشخیص روزه به زبان حال گوید

اعطای ویژگیِ سخن گفتن به ماهِ روزه به عنوانِ یک موجودِ هوشمند.