دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۳۶۰

مولوی
ایا ساقی تویی قاضی حاجات شرابی ده که آرد در مراعات
چنان گشتم ز مستی و خرابی که نشناسم اشارات از عبارات
پدر بر خم خمرم وقف کردست سبیلم کرد مادر بر خرابات
دو گوشم بست یزدان تا رهیدم ز حال دی و فردا و خرافات
دگرگون است کوی اهل تمییز که آن جا رسم طاعاتست و زلات
در این کو کدخدا شاهی است باقی فرو روبیده این کو را ز آفات

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این اثر در فضای عرفانی و با لحنی سرشار از وارستگی و رهایی از قید و بندهای دنیوی سروده شده است. شاعر با بهره‌گیری از نمادهای میخانه و خرابات، به ترسیمِ حالتی از بی‌خودی می‌پردازد که در آن، دوگانگی‌های ذهنی مانند گذشته و آینده، و مفاهیمِ قراردادیِ نیک و بد، رنگ می‌بازند.

مقصودِ گوینده، بیانِ گذار از آگاهیِ عقلانیِ محدود به ساحتِ شهودِ قلبی است؛ جایی که در آن، سالک با رهایی از خرافات و تعلقاتِ زمانی، به حضورِ ابدیِ پادشاهِ حقیقی (خداوند) می‌رسد و طعمِ فنا و بقا را می‌چشد.

معنی و تفسیر

ایا ساقی تویی قاضی حاجات شرابی ده که آرد در مراعات

ای ساقی که برآورنده نیازهای هستی هستی، باده‌ای از معرفت به من ببخش که مرا به هوشیاری و مراقبه قلبی برساند.

نکته ادبی: قاضی حاجات استعاره‌ای فاخر برای خداوند یا مرشدِ کامل است. مراعات به معنای پاس داشتن و مراقبه است.

چنان گشتم ز مستی و خرابی که نشناسم اشارات از عبارات

از شدتِ مستی و ویرانیِ تعلقاتِ دنیوی، چنان از خود بی‌خود شده‌ام که دیگر تفاوتِ میانِ اشاراتِ عرفانی و کلامِ ظاهری را تشخیص نمی‌دهم.

نکته ادبی: خرابی در اصطلاح اهل عرفان، رهایی از خویشتن و هنجارهای معمولِ اجتماعی است.

پدر بر خم خمرم وقف کردست سبیلم کرد مادر بر خرابات

پدرم از آغازِ هستی‌ام، مرا وقفِ میخانه عشق کرد و مادرم نیز راهِ مرا به سوی خرابات و فنایِ خویش گشود.

نکته ادبی: خرابات نمادِ مقامی است که در آن نام و ننگ دنیوی اعتبار ندارد و سالک به حقیقت می‌رسد.

دو گوشم بست یزدان تا رهیدم ز حال دی و فردا و خرافات

خداوند گوش‌های مرا از شنیدنِ هیاهوی جهان بست تا از قیدِ حسرتِ گذشته و اضطرابِ آینده و خرافاتِ ذهنی رها شوم.

نکته ادبی: دی و فردا کنایه از زمان‌مندی و تعلقِ خاطر به غیرِ لحظه حال است که مانعِ شهودِ حق است.

دگرگون است کوی اهل تمییز که آن جا رسم طاعاتست و زلات

جایگاهِ اهل معرفت متفاوت است، چرا که در آن مقام، مرز میانِ طاعت‌های ظاهری و لغزش‌های پنداری رنگ می‌بازد.

نکته ادبی: زلات جمع زلت به معنای لغزش و گناه است. تقابل طاعات و زلات بر مقامِ حیرت و عدمِ جداسازی در وحدت اشاره دارد.

در این کو کدخدا شاهی است باقی فرو روبیده این کو را ز آفات

در این مقامِ عرفانی، خداوند پادشاهی ابدی است که تمامِ بدی‌ها و آفاتِ روحی را از آن کوی پاک کرده است.

نکته ادبی: کدخدا در اینجا نه به معنای لغوی، بلکه به عنوانِ تدبیرگر و صاحبِ آن مقامِ روحانی به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

استعاره ساقی

اشاره به فیض‌بخشِ الهی یا پیرِ طریق که شرابِ معرفت را در جانِ سالک می‌ریزد.

تضاد (طباق) دی و فردا

تقابلِ گذشته و آینده برای نشان دادنِ اسارت در قیدِ زمان و لزومِ رسیدن به مقامِ حال.

استعاره و نماد خرابات

نمادِ مقامِ محو و فنا که در آن قید و بندهایِ ظاهریِ شرعی و عرفی برای عارف رنگ می‌بازد.

تضاد طاعات و زلات

قرار دادنِ این دو واژه در کنار هم، اشاره به بی‌اعتباریِ دوگانگی‌های عقلانی در ساحتِ عشق است.