دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۳۴۸

مولوی
صدایی کز کمان آید نذیریست که اغلب با صدایش زخم تیریست
موثر را نگر در آب آثار کاثر جستن عصای هر ضریریست
پس لا تبصرونت تبصرونی ست بصر جستن ز الهام بصیریست
تو هر چه داری نه جویانش بودی طلب ها گوش گیری و بشیریست
چنان کن که طلب ها بیش گردد کثیرالزرع را طمع وفیریست
مشو نومید از ظلمی که کردی که دریای کرم توبه پذیریست
گناهت را کند تسبیح و طاعات که در توبه پذیری بی نظیریست
شکسته باش و خاکی باش این جا که می جوید کرم هر جا فقیریست
کرم دامن پر از زر کرد و آورد که تا وا می خرد هر جا اسیریست
عزیزی بخشد آن کس را که خواری ست بزرگی بخشد آن را که حقیریست
که هستی نیستی جوید همیشه زکات آن جا نیاید که امیریست
ازیرا مظهر چیزیست ضدش از این دو ضد را ضد خود ظهیریست
تو بر تخته سیاهی گر نویسی نهان گردد که هر دو همچو قیریست
بود فرقی ز تری تا ترست خط چو گردد خشک پنهان چون ضمیریست
خمش کن گر چه شرحش بی شمارست طبیعت ها عدو هر کثیریست

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این قطعات حکیمانه و عرفانی، بر محورِ اهمیتِ جست‌وجوگری، طلبِ صادقانه و فقرِ الی‌الله استوار است. شاعر با بهره‌گیری از تمثیلاتِ ملموس، تبیین می‌کند که چگونه تضادها در جهانِ هستی، زمینه‌سازِ شناختِ حقیقت‌اند و آدمی چگونه می‌تواند با تواضع و اقرار به خطا، به دریای رحمتِ الهی واصل شود.

در بخش دوم، نگاهِ شاعر به ماهیتِ شناخت و پنهان‌کاریِ اسرار معطوف می‌شود. او تأکید دارد که حقایقِ والا برای درک‌شدن نیاز به بصیرتِ الهی دارند و گاه سکوت بر سخن‌گفتنِ بسیار ترجیح داده می‌شود، زیرا فهمِ حقیقت برای عمومِ مردم که گرفتارِ ظواهرند، دشوار است.

معنی و تفسیر

صدایی کز کمان آید نذیریست که اغلب با صدایش زخم تیریست

صدایی که از زه کمان برمی‌خیزد، هشداری است که خبر از رسیدنِ زخم تیر می‌دهد؛ بدین معنا که هر رخدادِ تلخی، پیش‌زمینه و هشداری در پی دارد.

نکته ادبی: نذیر در اینجا به معنای هشداردهنده است که با صدایی که پیش از اصابت تیر می‌آید، استعاره‌سازی شده است.

موثر را نگر در آب آثار کاثر جستن عصای هر ضریریست

از طریق مشاهده‌ی آثار و نشانه‌ها در جهان، به مؤثر (خالق) پی ببر؛ همان‌طور که نابینا برای یافتنِ مسیر و شناختِ اطراف، به عصا نیاز دارد.

نکته ادبی: تضاد میان اثر و مؤثر، قاعده‌ای فلسفی در شناختِ حق است.

پس لا تبصرونت تبصرونی ست بصر جستن ز الهام بصیریست

اینکه می‌گویند شما نمی‌بینید، به این معناست که باید بصیرت بیابید؛ پس دیدنِ حقایق، نیازمندِ الهام گرفتن از یک شخصِ بینا و عارف است.

نکته ادبی: اشاره به آیه قرآن در مورد کسانی که چشم دارند اما نمی‌بینند؛ تضاد میان لا تبصرون و تبصرونی.

تو هر چه داری نه جویانش بودی طلب ها گوش گیری و بشیریست

تو قبل از آنکه به آنچه امروز داری برسی، طالبش نبودی؛ اما بدان که اکنون همین جست‌وجو و تلاش، خود بشارت‌دهنده و رهنمای توست.

نکته ادبی: بشیری در اینجا به معنای مژده‌دهنده و راهنماست.

چنان کن که طلب ها بیش گردد کثیرالزرع را طمع وفیریست

تلاش کن که میل و طلب درونت روزبه‌روز افزون‌تر شود؛ چرا که کشاورزی که بذرِ بسیار می‌کارد، امیدِ بهره‌مندیِ فراوان نیز دارد.

نکته ادبی: کثیرالزرع کنایه از کسی است که در مسیر معرفت، تلاشِ بسیار می‌کند.

مشو نومید از ظلمی که کردی که دریای کرم توبه پذیریست

از گناهانی که مرتکب شده‌ای ناامید نباش؛ زیرا خداوند دریایی از کرم است که همواره توبه‌ی بندگان را می‌پذیرد.

نکته ادبی: دریای کرم تشبیهی است برای وسعتِ رحمتِ الهی.

گناهت را کند تسبیح و طاعات که در توبه پذیری بی نظیریست

لطف الهی چنان است که گناهت را به تسبیح و عبادت بدل می‌کند؛ چرا که او در پذیرش توبه بی‌همتاست.

نکته ادبی: تبدیل سیئات به حسنات از مضامینِ قرآنی است.

شکسته باش و خاکی باش این جا که می جوید کرم هر جا فقیریست

در برابر خداوند تواضع و خاکساری پیشه کن؛ زیرا رحمت او همیشه به دنبالِ دلی است که احساسِ فقر و نیاز دارد.

نکته ادبی: خاکی بودن کنایه از فروتنی و افتادگی است.

کرم دامن پر از زر کرد و آورد که تا وا می خرد هر جا اسیریست

خداوند با دامنِ پر از بخشش می‌آید تا هر اسیری را که در بندِ خودخواهی است، آزاد کند و بخرد.

نکته ادبی: وا خریدن در اینجا به معنای رهانیدن از بندِ گناه و اسارتِ نفس است.

عزیزی بخشد آن کس را که خواری ست بزرگی بخشد آن را که حقیریست

خداوند به کسی که در نظر مردم خوار است، عزت می‌بخشد و به کسی که فروتن و کوچک است، بزرگی عطا می‌کند.

نکته ادبی: تضادِ میان خواری و عزت و حقیری و بزرگی، بیانگرِ وارونگیِ ارزش‌های الهی نسبت به ارزش‌های مادی است.

که هستی نیستی جوید همیشه زکات آن جا نیاید که امیریست

هستیِ مطلق به دنبالِ نیستی (فروتنی) است؛ همان‌طور که زکات به امیر و توانگر تعلق نمی‌گیرد و باید به مستحق برسد.

نکته ادبی: امیری کنایه از استغنا و بی‌نیازیِ کاذب است.

ازیرا مظهر چیزیست ضدش از این دو ضد را ضد خود ظهیریست

هر پدیده‌ای به وسیله‌ی ضدِ خود شناخته می‌شود و این دو ضد، یاری‌دهنده و آشکارکننده‌ی یکدیگرند.

نکته ادبی: اشاره به قاعده‌ی فلسفیِ «تعرف الاشیاء باضدادها» (شناخت اشیا با ضد آن‌ها میسر است).

تو بر تخته سیاهی گر نویسی نهان گردد که هر دو همچو قیریست

اگر بر تخته‌ی سیاه، با مرکب سیاه بنویسی، نوشته ناپیدا می‌شود؛ زیرا هر دو هم‌رنگ و تاریک‌اند.

نکته ادبی: تمثیل برای تبیینِ اینکه چگونه دو امرِ مشابه، یکدیگر را می‌پوشانند.

بود فرقی ز تری تا ترست خط چو گردد خشک پنهان چون ضمیریست

تفاوت میانِ تری و خشکیِ مرکب مشهود است؛ اما وقتی خشک شود، مانند ضمیر و درونِ آدمیان، پنهان می‌ماند.

نکته ادبی: ضمیر در اینجا به معنای درون و سرّ است.

خمش کن گر چه شرحش بی شمارست طبیعت ها عدو هر کثیریست

خاموش باش، اگرچه برای توضیحِ این اسرار حرف‌های بسیاری هست؛ چرا که طبیعتِ بسیاری از مردم، دشمنِ سخنِ زیاد است.

نکته ادبی: عدو کنایه از عدمِ پذیرش و درکِ حقیقت توسطِ عموم است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) هستی و نیستی، خواری و عزت، تری و خشکی

شاعر با کنار هم قرار دادنِ اضداد، مفاهیم فلسفی و عرفانی را ملموس‌تر کرده است.

تمثیل (Parable) نوشتن بر تخته سیاه، عصای نابینا، کشاورز

استفاده از وقایعِ روزمره برای تبیینِ حقایقِ انتزاعی و پیچیده‌ی معرفتی.

تشبیه دریای کرم

تشبیه رحمتِ الهی به دریا که نشان‌دهنده وسعت و بی‌کرانگیِ آن است.

ایهام نذیر

در معنای لغوی به معنای هشداردهنده و در بافتِ عرفانی به معنای تجلیِ تنبیهیِ الهی است.