دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۳۴۵

مولوی
بگو ای یار همراز این چه شیوه ست دگرگون گشته ای باز این چه شیوه ست
عجب ترک خوش رنگ این چه رنگست عجب ای چشم غماز این چه شیوه ست
دگربار این چه دامست و چه دانه ست که ما را کشتی از ناز این چه شیوه ست
دریدی پرده ما این چه پرده ست یکی پرده برانداز این چه شیوه ست
منم آن کهنه عشقی که دگربار گرفتم عشق از آغاز این چه شیوه ست
بدان آواز جان دادن حلالست زهی آواز دمساز این چه شیوه ست
مسلمانان شما این شور بینید که مثلش نیست هنباز این چه شیوه ست
شراب و عشق و رنگم هر سه غماز یکی پنهان سه غماز این چه شیوه ست

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این شعر بیانگر حال و هوای عاشقی است که در برابر تغییرات مکرر و رفتارهای فریبنده محبوب، دچار سرگشتگی و حیرت شده است. شاعر با لحنی که آمیزه‌ای از گلایه، تحسین و پرسش است، از ماهیت دگرگون‌شونده عشق و جلوه‌های گوناگون آن سخن می‌گوید.

درونمایه اصلی این ابیات، تضاد میان خویشتنداری و شیدایی است؛ جایی که شاعر عشق را دامی می‌بیند که همزمان ویرانگر و حیات‌بخش است. او با تکرار پرسش «این چه شیوه‌ست»، خواننده را به درک این نکته سوق می‌دهد که حقیقت عشق، امری فراتر از فهم منطقی و در چارچوب‌های معمول است.

معنی و تفسیر

بگو ای یار همراز این چه شیوه ست دگرگون گشته ای باز این چه شیوه ست

ای یار هم‌راز و هم‌دل، به من بگو که این رفتار و شیوه جدید تو چیست؟ دوباره رفتارت تغییر کرده است؛ نمی‌دانم این چه روشی است که در پیش گرفته‌ای.

نکته ادبی: واژه «شیوه» در این متن به معنای راه و رسم رفتار است که با تکرار آن، پرسشگری شاعر برجسته شده است.

عجب ترک خوش رنگ این چه رنگست عجب ای چشم غماز این چه شیوه ست

عجب محبوب زیبارو و دلربایی! این چه رنگ و لعاب و جلوه‌ای است که داری؟ عجب چشمان فتنه‌انگیز و سخن‌گویی! این چه طرز رفتاری است؟

نکته ادبی: «ترک» کنایه از محبوبِ زیبارو است که در ادبیات کلاسیک رایج است و «غماز» به معنای سخن‌چین و فاش‌کننده راز است.

دگربار این چه دامست و چه دانه ست که ما را کشتی از ناز این چه شیوه ست

باز هم این چه دام و دانه (فریب و جاذبه‌ای) است که پهن کرده‌ای؟ تو ما را با ناز و عشوه کشتن دادی؛ راستی این چه شیوه‌ی غریبی است؟

دریدی پرده ما این چه پرده ست یکی پرده برانداز این چه شیوه ست

تو که حریم آبروی ما را دریدی و اسرار ما را فاش کردی، این چه پرده‌دری است؟ حالا که پرده را دریدی، خودت هم پرده‌ای از رخ بردار و آشکار شو؛ این چه رفتاری است؟

نکته ادبی: واژه «پرده» در اینجا ایهام دارد؛ هم به معنای آبرو و حیا، هم حجابِ صورت و هم به معنای نغمه و آواز موسیقی.

منم آن کهنه عشقی که دگربار گرفتم عشق از آغاز این چه شیوه ست

من همان عاشق کهنه‌کار و با‌تجربه‌ای هستم که دوباره در این راه، انگار از نقطه صفر و آغاز، عشق‌ورزی را شروع کرده‌ام؛ این چه حال و شیوه‌ای است؟

بدان آواز جان دادن حلالست زهی آواز دمساز این چه شیوه ست

جان دادن در راه آن صدای دلنواز و هم‌نوا، روا و حلال است. عجب صدای دل‌نشین و سازگاری داری! این چه شیوه‌ای است؟

نکته ادبی: «دمساز» به معنای هم‌نفس و سازگار است که در اینجا وصفِ آوازِ محبوب آمده است.

مسلمانان شما این شور بینید که مثلش نیست هنباز این چه شیوه ست

ای مسلمانان و ای مردم، بیایید و این شور و غوغای بی‌نظیر را ببینید که در جهان، همتایی برای آن وجود ندارد؛ این چه شیوه‌ی عجیبی است؟

نکته ادبی: «هنباز» به معنای شریک، همتا و انباز است.

شراب و عشق و رنگم هر سه غماز یکی پنهان سه غماز این چه شیوه ست

شراب، عشق و شادی (رنگ)، هر سه برای من خبرچین و افشاگرِ اسرار درون هستند؛ در واقع یک حقیقت پنهان است که در سه شکل (شراب، عشق، شادی) خود را نشان می‌دهد؛ این چه شیوه‌ای است؟

آرایه‌های ادبی

ایهام پرده

اشاره به آبرو، حجابِ چهره و نغمه‌های موسیقی که چندپهلو بودن کلمه را نشان می‌دهد.

کنایه ترک

اشاره به محبوبِ زیبارو و غالباً بی‌رحم که در ادبیات کلاسیک بسیار رایج است.

تکرار این چه شیوه‌ست

تکرار این مصراع در پایان اکثر ابیات، نوعی ساختار موسیقیایی و تأکیدی ایجاد کرده که بیانگر حیرت و سرگشتگی مداوم شاعر است.

استعاره دام و دانه

عشق و جذابیت‌های محبوب به دام و دانه‌ای تشبیه شده که عاشق را در بند خود گرفتار می‌کند.