دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۳۱۸

مولوی
علونا سماء الود من غیر سلم و هل یهتدی نحو السماء النوائب
ایعلرا ظلام الکون نور و دادنا و قد جاوز الکونین هذا عجائب
فان فارق الایام بین جسومنا فوالله ان القلب ما هو غائب
فقلبی خفیف الظعن نحو احبتی و ان ثقلت عن ظعنهن الترائب
علیکم سلامی من صمیم سریرتی فانی کقلبی او سلامی لائب
و کیف یتوب القلب عن ذنب ودکم فقلبی مدا عما خلاکم لنائب
حواب لمن قد قال عابد بعله اری البعل قد بالت علیه الثعالب
جواب نصیرالدین لیث فضائل اری الود قد بالت علیه الارانب

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این سروده در ابتدا با لحنی متعالی و عاشقانه آغاز می‌شود و از عروجِ بلندِ پیوندِ قلبی سخن می‌گوید که از قیدِ زمان و مکان و دوریِ تن رهاست و به ساحتی از کمال دست یافته که دستخوشِ حوادث روزگار نمی‌شود.

اما در بخش پایانی، لحنِ شعر به ناگاه تغییر کرده و به سمتِ هجو و طنزِ گزنده می‌گراید؛ شاعر در پاسخ به شخصی به نام نصیرالدین، پیوندِ دوستیِ پیشین را با زبانی تحقیرآمیز، سست و بی‌مقدار توصیف می‌کند.

معنی و تفسیر

علونا سماء الود من غیر سلم و هل یهتدی نحو السماء النوائب

ما بدون استفاده از هیچ نردبانی، به اوجِ آسمانِ دوستی دست یافتیم؛ آیا ممکن است که مصائب و مشکلاتِ پستِ زمینی بتوانند به آن ساحتِ آسمانی راه یابند؟

نکته ادبی: نوائب جمع نائبه به معنای حوادث سخت و پیش‌آمدهای ناگوار است.

ایعلرا ظلام الکون نور و دادنا و قد جاوز الکونین هذا عجائب

آیا تیرگی‌های این جهانِ خاکی می‌تواند نورِ دوستیِ ما را خاموش کند؟ در حالی که این عشق، از هر دو عالم فراتر رفته است؛ این خود شگفتیِ بزرگی است.

نکته ادبی: مبالغه در قدرت عشق که از محدودیت‌های دنیوی و اخروی عبور کرده است.

فان فارق الایام بین جسومنا فوالله ان القلب ما هو غائب

اگر روزگار باعث شود که جسم‌های ما از یکدیگر دور بیفتند، به خدا سوگند که قلبِ من هرگز از تو جدا نیست.

نکته ادبی: تأکید بر برتریِ پیوندِ روحانی بر پیوندِ جسمانی.

فقلبی خفیف الظعن نحو احبتی و ان ثقلت عن ظعنهن الترائب

دلِ من برای سفر به سوی محبوبان بسیار سبک‌بال است، حتی اگر قفسِ سینه و جسمم سنگینی کند و توانِ همراهی نداشته باشد.

نکته ادبی: ترائب به معنای استخوان‌های سینه است که در اینجا کنایه از سنگینی جسم در مقابل سبک‌بالیِ دل است.

علیکم سلامی من صمیم سریرتی فانی کقلبی او سلامی لائب

سلامِ من از اعماقِ جانم نثارتان باد؛ من همانندِ قلبم هستم که پیوسته در گروِ شماست و سلامم همواره به سوی شما بازمی‌گردد.

نکته ادبی: سریرت به معنای ضمیر و نهاد آدمی است.

و کیف یتوب القلب عن ذنب ودکم فقلبی مدا عما خلاکم لنائب

چگونه دل می‌تواند از گناهِ دوست داشتنِ شما توبه کند؟ دلِ من چنان به شما مشغول است که از هر چیزی جز شما روی گردانده است.

نکته ادبی: استفاده از واژه گناه برای عشق، نوعی بازیِ ادبی برای نشان دادن عمقِ تعلق است.

حواب لمن قد قال عابد بعله اری البعل قد بالت علیه الثعالب

این پاسخی است تند به کسی که ادعای پرستشِ معشوقی را داشت؛ گویی که آن معشوق چنان خوار گشته که روباهان بر آن ادرار کرده‌اند.

نکته ادبی: هجو و تخریبِ شخصیتِ مخاطب با استفاده از تصاویرِ تحقیرآمیز.

جواب نصیرالدین لیث فضائل اری الود قد بالت علیه الارانب

این پاسخِ من به نصیرالدین است که او را به شیرِ فضایل خطاب کرده‌ام؛ اما می‌بینم که آن دوستیِ ادعایی، چنان سست شده که خرگوشان بر آن ادرار کرده‌اند.

نکته ادبی: لیث به معنای شیر است که در اینجا با آوردن خرگوش در کنارش، تضادی برای نشان دادنِ زوالِ ادعاهای بزرگ ایجاد شده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره سماء الود

تشبیه عشق و دوستی به آسمانی رفیع که دسترسی به آن برای حوادثِ پست ممکن نیست.

تضاد ظلام و نور

تقابلِ تاریکیِ جهان و روشناییِ عشق برای اثباتِ جاودانگیِ پیوندِ قلبی.

هجو/کنایه بالت علیه الثعالب/الارانب

استفاده از تصویرِ ناپاکِ ادرارِ حیوانات بر چیزی، کنایه از نهایتِ خاری، بی‌ارزشی و شکسته شدنِ حرمتِ آن معشوق یا دوستی است.