دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۹۶

مولوی
مخسب ای یار مهمان دار امشب که تو روحی و ما بیمار امشب
برون کن خواب را از چشم اسرار که تا پیدا شود اسرار امشب
اگر تو مشترییی گرد مه گرد بگرد گنبد دوار امشب
شکار نسر طایر را به گردون چو جان جعفری طیار امشب
تو را حق داد صیقل تا زدایی ز هجر ازرق زنگار امشب
بحمدالله که خلقان جمله خفتند و من بر خالقم بر کار امشب
زهی کر و فر و اقبال بیدار که حق بیدار و ما بیدار امشب
اگر چشمم بخسبد تا سحرگه ز چشم خود شوم بیزار امشب
اگر بازار خالی شد تو بنگر به راه کهکشان بازار امشب
شب ما روز آن استارگان ست که درتابید در دیدار امشب
اسد بر ثور برتازد به جمله عطارد برنهد دستار امشب
زحل پنهان بکارد تخم فتنه بریزد مشتری دینار امشب
خمش کردم زبان بستم ولیکن منم گویای بی گفتار امشب

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این ابیات تابلوی زیبایی از بیداری معنوی و خلوت عارفانه با معبود در دل شب است. شاعر با بهره‌گیری از نمادهای نجومی و کیهانی، فضای شب را نه زمانِ خواب و غفلت، بلکه لحظه‌ای برای تجلی اسرار الهی و برقراری ارتباط بی‌واسطه با حق تعالی معرفی می‌کند. در این نگاه، جهان در سکوتِ خوابِ غافلان فرو رفته است، اما جانِ آگاهِ سالک، در تکاپوی پیوند با کهکشان و نورِ ازلی است.

در این فضای عرفانی، سیارات و افلاک نه به عنوان اجرام سماوی صرف، بلکه به مثابه بازیگرانِ نمایشِ آفرینش تصویر شده‌اند که هر کدام نقشی در تماشاخانه هستی ایفا می‌کنند. شاعر تأکید دارد که برای درک این شکوهِ پنهان، باید از خوابِ ظاهری گذشت و با چشمِ باطن به بازارِ پرشورِ آسمان نگریست، جایی که بیداریِ انسان با بیداریِ حق گره می‌خورد و سکوتِ زبان، آغازِ سخن گفتنِ روح است.

معنی و تفسیر

مخسب ای یار مهمان دار امشب که تو روحی و ما بیمار امشب

ای یارِ عزیز که مهمانِ جانِ منی، امشب نخواب؛ چرا که تو حقیقتِ جانِ منی و من در این دنیای مادی، بیمار و رنجورم و به حضورِ تو نیازمندم.

نکته ادبی: «خواب» در اینجا کنایه از غفلت و «بیمار» نماد روحِ مشتاق و رنجور از فراق است.

برون کن خواب را از چشم اسرار که تا پیدا شود اسرار امشب

خواب و غفلت را از دیدگانِ خود که محرمِ اسرار است بیرون کن، تا رموزِ نهانِ هستی در این شبِ بیداری برایت آشکار شود.

نکته ادبی: «چشمِ اسرار» به معنای چشمی است که لیاقتِ دیدنِ حقایقِ پنهان را دارد.

اگر تو مشترییی گرد مه گرد بگرد گنبد دوار امشب

اگر تو خریدارِ معرفت هستی، همانند سیاره مشتری که گردِ ماه می‌چرخد، تو نیز در گردِ گنبدِ دوارِ آسمان به طواف و جستجو مشغول باش.

نکته ادبی: ایهام در واژه «مشتری» که هم به معنی سیاره است و هم به معنی خریدار کالا.

شکار نسر طایر را به گردون چو جان جعفری طیار امشب

جانِ پروازگونهٔ انسان، امشب همچون پرندهٔ شکاریِ نسر که در آسمان اوج می‌گیرد، به سوی عوالم بالا پرواز می‌کند.

نکته ادبی: «نسر طایر» نامِ صورتِ فلکیِ عقاب است که در اینجا برای توصیفِ عروجِ روح به کار رفته است.

تو را حق داد صیقل تا زدایی ز هجر ازرق زنگار امشب

خداوند به تو این توانایی را داده است که همچون صیقل، زنگارِ دوری از حق را که بر وجودت نشسته است، بزدایی و جانت را پاک کنی.

نکته ادبی: «ازرق» به معنای کبود و رنگِ آسمان است که در اینجا به زنگارِ دوری از حق اشاره دارد.

بحمدالله که خلقان جمله خفتند و من بر خالقم بر کار امشب

خدای را سپاس که همهٔ مردم در خوابِ غفلت‌اند و من در این شب، مشغولِ کار و مناجات با خالقِ خویش هستم.

نکته ادبی: تضادِ میانِ «خفتن»ِ خلق و «کار»ِ شاعر، نشان‌دهندهٔ تفاوتِ جایگاهِ سالک با عامهٔ مردم است.

زهی کر و فر و اقبال بیدار که حق بیدار و ما بیدار امشب

چه شکوه و عظمتی دارد این بیداریِ بخت و اقبال که در آن، حق تعالی بیدار است و من نیز در محضرِ او بیدارم.

نکته ادبی: «کر و فر» کنایه از شوکت و جلال است.

اگر چشمم بخسبد تا سحرگه ز چشم خود شوم بیزار امشب

اگر چشمانم تا سپیده‌دمِ صبح از سرِ غفلت به خواب رود، از دستِ چشمانِ خود بیزار خواهم بود.

نکته ادبی: تأکید بر لزومِ هشیاریِ مداوم در مسیرِ عرفان.

اگر بازار خالی شد تو بنگر به راه کهکشان بازار امشب

اگر بازارِ دنیا از رونق افتاده و خالی است، تو به رونقِ بازارِ کهکشان و نورِ ستارگان در این شب بنگر.

نکته ادبی: استعاره از بازار برای توصیفِ شکوهِ آسمان.

شب ما روز آن استارگان ست که درتابید در دیدار امشب

شبِ ما در واقع روزِ تابناکِ آن ستارگانی است که در این دیدار و ملاقاتِ معنوی درخشیده‌اند.

نکته ادبی: پارادوکسِ شب که برای عارف، روزِ حقیقت است.

اسد بر ثور برتازد به جمله عطارد برنهد دستار امشب

در این تماشاخانه، ستارهٔ اسد (شیر) بر ثور (گاو) یورش می‌برد و عطارد، همچون کسی که دستار بر سر می‌بندد، خود را می‌آراید.

نکته ادبی: استعاره و تشخیص در رفتارِ سیارات (تشبیه حرکات فلکی به رفتار انسانی).

زحل پنهان بکارد تخم فتنه بریزد مشتری دینار امشب

سیارهٔ زحل در خفا بذرِ فتنه و بلا می‌کارد و مشتری، سخاوتمندانه سکه‌های طلا (نور) می‌افشاند.

نکته ادبی: اشاره به باورهای نجومی قدیم که به هر سیاره ویژگی خاصی نسبت می‌دادند.

خمش کردم زبان بستم ولیکن منم گویای بی گفتار امشب

من ساکت شدم و زبانم را بستم، اما در باطن، با زبانی فراتر از کلمات، با معبودِ خود سخن می‌گویم.

نکته ادبی: تضادِ «خاموشی» و «گویایی» که نشان‌دهندهٔ اوجِ ارتباطِ عرفانی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره یار مهمان دار

اشاره به حضورِ خداوند در جانِ سالک که به مهمانیِ او آمده است.

ایهام مشتری

به معنای هم سیارهٔ برجیس و هم به معنای خریدارِ معنوی.

تشخیص اسد بر ثور برتازد

جان‌بخشی به ستارگان و توصیفِ حرکاتِ آن‌ها به مثابهٔ نبردِ انسانی.

تضاد خواب و بیداری

تضاد میانِ غفلتِ خلق و آگاهیِ عارفانهٔ شاعر.