دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۹۲

مولوی
زان شاهد شکرلب زان ساقی خوش مذهب جان مست شد و قالب ای دوست مخسب امشب
زان نور همه عالم هر شیوه همی نالم تا بشنود احوالم ای دوست مخسب امشب
گاهی به پریشانی گاهی به پشیمانی زین عیش همی مانی ای دوست مخسب امشب
یک روز تو گر خواری یک روز تو مرداری از ما چه خبر داری ای دوست مخسب امشب
بیرون شو از این هر دو بیگانه شو ای مردو قم قد ضحک الورد ای دوست مخسب امشب
از هجر تو پرهیزم در عشق تو برخیزم شمس الحق تبریزم ای دوست مخسب امشب

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این غزل، دعوتی شورانگیز به بیداریِ روحانی و هوشیاریِ دائم در مسیرِ عشقِ الهی است. شاعر با زبانی سرشار از اشتیاق و التماس، مخاطب را از «خوابِ غفلت» برحذر می‌دارد و او را به مشاهده‌ی جمالِ حق و حضورِ پیرِ معنوی فرا می‌خواند. درون‌مایه‌ی اصلی، گذر از دوگانگی‌هایِ پوچِ بشری (مانند خواری و عزّت، یا غم و شادی) و رسیدن به یگانگیِ بی‌پایانِ عاشق و معشوق است.

در این فضای عرفانی، «شب» نمادِ خلوتِ جان و زمانِ مناسب برای شهودِ قلبی است و بیدار ماندن، کنایه‌ای از دوری از تعلقاتِ دنیوی و توجهِ تام به حقیقتِ هستی است. شاعر با اشاره به احوالِ گوناگونِ سالک، او را تشویق می‌کند که از قیدِ منیت و تعصباتِ ذهنی رها شده و در تماشایِ گلستانِ حقیقت، که با تجلّیِ پیرِ معنوی شکوفا شده است، سهیم شود.

معنی و تفسیر

زان شاهد شکرلب زان ساقی خوش مذهب جان مست شد و قالب ای دوست مخسب امشب

از آن معشوقِ شیرین‌سخن و آن ساقیِ نیک‌آیین که باده‌ی عشق می‌نوشاند، جانِ من سرمست شده و جسمم بی‌تاب گشته است؛ ای دوست، امشب را به غفلت و خواب مگذران.

نکته ادبی: شاهد در اینجا به معنای معشوقِ زیباست و ساقی خوش‌مذهب اشاره به پیرِ طریقت دارد که با شیوه‌ای پسندیده، روح را سیراب می‌کند.

زان نور همه عالم هر شیوه همی نالم تا بشنود احوالم ای دوست مخسب امشب

به خاطر آن نورِ ازلی که تمامِ جهان را فراگرفته است، در هر حالت ناله و فغان سر می‌دهم تا شاید صدایِ احوالِ من به گوشِ تو برسد؛ ای دوست، امشب بیدار باش.

نکته ادبی: تکرارِ زان (از آن) در ابتدای مصراع‌ها، پیوندی معنایی میانِ علّتِ بی‌قراری (نورِ حق) و معلولِ آن (ناله) ایجاد کرده است.

گاهی به پریشانی گاهی به پشیمانی زین عیش همی مانی ای دوست مخسب امشب

گاهی در پریشانی و گاهی در پشیمانیِ از گذشته به سر می‌بری؛ آیا از این عیشِ روحانی جا مانده‌ای؟ ای دوست، امشب به خواب مرو.

نکته ادبی: پریشانی و پشیمانی نشان‌دهنده‌ی حالاتِ متغیرِ سالک است که مانعِ رسیدن به ثباتِ قدم در عشق است.

یک روز تو گر خواری یک روز تو مرداری از ما چه خبر داری ای دوست مخسب امشب

روزی در ذلت و خواری هستی و روزی همچون مردار بی‌روح؛ تو با این همه دگرگونی، از حالِ دلِ ما چه می‌دانی؟ ای دوست، امشب را بیدار بمان.

نکته ادبی: خواری و مرداری در برابرِ مقامِ کرامتِ انسانی قرار گرفته‌اند که نشان از ناپایداریِ احوالِ دنیوی است.

بیرون شو از این هر دو بیگانه شو ای مردو قم قد ضحک الورد ای دوست مخسب امشب

از هر دو حالتِ (خواری و مرداری) بیرون بیا و نسبت به این قیدهای دنیوی بیگانه شو؛ برخیز که گلِ معرفت شکوفا شده است؛ ای دوست، امشب را خواب مکن.

نکته ادبی: عبارتِ «قم قد ضحک الورد» تضمینی عربی است که به معنای «برخیز که گل خندید» است و استعاره از ظهورِ فیضِ الهی است.

از هجر تو پرهیزم در عشق تو برخیزم شمس الحق تبریزم ای دوست مخسب امشب

من از هجرانِ تو دوری می‌کنم و در اشتیاقِ رسیدن به تو برمی‌خیزم؛ ای شمسِ تبریزی (ای خورشیدِ حقیقت)، ای دوست، امشب را به خواب مگذران.

نکته ادبی: در اینجا شاعر مستقیماً مخاطبِ خود را که پیرِ معنوی (شمس تبریزی) است، خطاب قرار می‌دهد تا بر لزومِ هشیاری تأکید کند.

آرایه‌های ادبی

استعاره شاهد شکرلب

اشاره به معشوقِ روحانی که کلامش شیرین و وجودش مایه‌ی حیات است.

تکرار (ردیف) ای دوست مخسب امشب

تکرارِ این جمله به عنوان ردیف، بر اهمیتِ بیداریِ معنوی و ضرورتِ هشیاریِ دائم تأکید می‌کند.

تضمین قم قد ضحک الورد

استفاده از جمله‌ای عربی برای تزیین کلام و دعوت به شادمانیِ روحانی و مشاهده‌ی زیبایی‌هایِ معنوی.

تضاد خواری / مرداری

دو حالتِ متضادِ منفی که سالک باید از آن‌ها عبور کند تا به کمال برسد.