دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۹۱

مولوی
ای خواب به جان تو زحمت ببری امشب وز بهر خدا زین جا اندرگذری امشب
هر جا که بپری تو ویران شود آن مجلس ای خواب در این مجلس تا درنپری امشب
امشب به جمال او پرورده شود دیده ای چشم ز بی خوابی تا غم نخوری امشب
و اللیل اذا یغشی ای خواب برو حاشا تا از دل بیداران صد تحفه بری امشب
گر خلق همه خفتند ای دل تو بحمدالله گر دوش نمی خفتی امشب بتری امشب
با ماه که همخویم تا روز سخن گویم کای مونس مشتاقان صاحب نظری امشب
شد ماه گواه من استاره سپاه من وز ناوک استاره ای مه سپری امشب

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این اشعار، تجلی‌گاهِ حال‌وهوایِ عاشقی است که در طلبِ وصال و مشاهده‌یِ جمالِ یار، خواب را مانعی می‌بیند و با زبانی عاجزانه از آن می‌خواهد که خلوتِ شبانه‌اش را برهم نزند. شاعر در این قطعه، مفهومِ بیداری را نه به معنایِ خستگیِ جسمانی، بلکه به مثابه‌یِ مجالی برایِ درکِ حضورِ قدسی و بهره‌مندی از تجلیاتِ حقانی می‌داند که خواب‌زدگیِ عوام آن را از دست می‌دهند.

فضایِ حاکم بر این سروده، فضایی است سرشار از شورِ عرفانی و انزوایِ عارفانه. گویی شاعر در خلوتِ شب، با ماه و ستارگان هم‌سخن گشته و در پیِ آن است که از غفلتِ جهانِ مادی فاصله بگیرد و به ساحتِ کشف و شهود وارد شود. بیداری در این متن، نوعی برتری و کامیابی معنوی است که فردِ مشتاق را از خوابِ غفلتِ همگان متمایز می‌کند.

معنی و تفسیر

ای خواب به جان تو زحمت ببری امشب وز بهر خدا زین جا اندرگذری امشب

ای خواب، تو برای جانِ من رنج و زحمت هستی. تو را به خدا سوگند می‌دهم که امشب از کنارِ من بگذری و به سراغم نیایی.

نکته ادبی: «اندرگذری» در اینجا به معنایِ عبور کردن و گذشتن است و «زحمت» به معنایِ بارِ گران و رنج است.

هر جا که بپری تو ویران شود آن مجلس ای خواب در این مجلس تا درنپری امشب

هر جا که تو وارد شوی، آن محفل و مجلس از رونق و حیاتِ معنوی می‌افتد و ویران می‌شود. ای خواب، در این مجلسِ خلوتِ من امشب وارد نشو.

نکته ادبی: «ویران شدن مجلس» استعاره از سکون و بی‌روحیِ ناشی از خواب‌آلودگی و غفلت است.

امشب به جمال او پرورده شود دیده ای چشم ز بی خوابی تا غم نخوری امشب

امشب چشمِ من با دیدنِ جمالِ یار تغذیه و تقویت می‌شود. پس ای چشمِ من، از بی‌خوابی و سختیِ آن نگران نباش و غمگین مباش.

نکته ادبی: «پرورده شدن» به معنایِ پرورش یافتن و به کمال رسیدن است که در اینجا به معنایِ کسبِ لذت و نورانیتِ معنوی است.

و اللیل اذا یغشی ای خواب برو حاشا تا از دل بیداران صد تحفه بری امشب

سوگند به شب هنگامی که همه‌چیز را می‌پوشاند (اشاره به آیه قرآن)، ای خواب، از اینجا برو؛ محال است که بتوانی امشب از دل‌های بیداران، که گنجینه‌یِ اسرار است، چیزی بدزدی.

نکته ادبی: «و اللیل اذا یغشی» تلمیحی قرآنی است و «حاشا» به معنایِ انکار و محال دانستنِ یک امر است.

گر خلق همه خفتند ای دل تو بحمدالله گر دوش نمی خفتی امشب بتری امشب

اگر همه مردم خوابیده‌اند، خدا را شکر که تو ای دلِ من بیداری. اگر دیشب هم نخوابیده باشی، امشب وضعیتت بسیار بهتر و درخشان‌تر است.

نکته ادبی: «بتری» واژه‌ای کهن به معنایِ بهتر بودن و برتری داشتن است که در اینجا به معنایِ نیل به سعادتِ بیداری است.

با ماه که همخویم تا روز سخن گویم کای مونس مشتاقان صاحب نظری امشب

من با ماه (یار) هم‌خوی و هم‌راز هستم و تا طلوعِ صبح سخن خواهم گفت. ای هم‌نشینِ مشتاقان، تو امشب صاحبِ دید و بینشِ معنوی هستی.

نکته ادبی: «صاحب‌نظر» در عرفان به کسی گفته می‌شود که به حقیقتِ امور پی برده و دارایِ بینشِ قلبی است.

شد ماه گواه من استاره سپاه من وز ناوک استاره ای مه سپری امشب

ماه گواه و شاهدِ راستیِ من است و ستارگان لشکرِ من هستند. ای ماه (ای محبوب)، با تیرِ ستارگان از من دفاع کن و سپرم باش.

نکته ادبی: «ناوک» به معنی تیرِ کوچک و «سپری» به معنی سپر بودن و محافظت کردن است که در اینجا تشبیهی حماسی و عارفانه دارد.

آرایه‌های ادبی

تشخیص (شخصیت‌بخشی) ای خواب

شاعر با خواب همچون موجودی جاندار سخن می‌گوید و از او درخواست می‌کند تا رهایش کند.

تلمیح و اللیل اذا یغشی

اشاره به آیه اول سوره مبارکه لیل که فضای شب و بیداری را تقدس می‌بخشد.

استعاره استاره سپاه من

ستارگان به لشکری تشبیه شده‌اند که شاعر را در برابر خواب و غفلت محافظت می‌کنند.

پارادوکس (متناقض‌نما) بی‌خوابی و غم نخوردن

شاعر بی‌خوابی را نه مایه رنج، بلکه مایه تعالی و نشاط می‌داند که با منطقِ معمولِ خستگی متفاوت است.