دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۸۵

مولوی
اتاک عید وصال فلا تذق حزنا و نلت خیر ریاض فنعم ما سکنا
و زال عنک فراق امر من صبر و محنه فتنتنا و خاب من فتنا
فهز غصن سعود و کل جنا شجر فقر عینک منه و نعم ذاک جنا
فطب تجوت من اصحاب قریه ظلمت و نال قلبک منهم شقاوه و عنا

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این اثر، ترانه‌ای در ستایشِ پایانِ هجران و فرا رسیدنِ موسمِ وصال است. شاعر با بهره‌گیری از مفاهیمی چون عید و باغ و بهار، فضایی لبریز از امید و طراوت را ترسیم می‌کند که در آن، مخاطب از بندِ تاریکی‌ها و رنج‌های گذشته رهایی یافته و به سوی روشنایی و آرامشِ جان گام برمی‌دارد.

درون‌مایه اصلی شعر، عبور از تلخی‌های فراق و آزمون‌های سخت است. شاعر با لحنی بشارت‌دهنده، بر این نکته تأکید دارد که رنج‌ها گذرا هستند و حاصلِ صبر و استقامت، دست‌یافتن به میوه‌های شیرینِ سعادت و دیدارِ یاران است.

معنی و تفسیر

اتاک عید وصال فلا تذق حزنا و نلت خیر ریاض فنعم ما سکنا

و تو به بهترینِ بوستان‌هایِ شادمانی دست یافته‌ای؛ چه جایگاهِ نیکو و گوارایی برای اقامت برگزیده‌ای.

نکته ادبی: استفاده از عبارت فنعم ما سکنا برای تحسینِ وضعیتِ جدیدِ مخاطب است.

و زال عنک فراق امر من صبر و محنه فتنتنا و خاب من فتنا

و آن رنج و آزمونی که ما را به فتنه افکنده بود نیز پایان یافت و هرکه قصدِ فریبِ ما را داشت، در رسیدن به مقصود ناکام ماند.

نکته ادبی: جمله خاب من فتنا دعایی یا اخباری است مبنی بر شکستِ بدخواهان.

فهز غصن سعود و کل جنا شجر فقر عینک منه و نعم ذاک جنا

پس چشمانت را به آن روشن کن، که چه برداشت و بهره‌مندیِ پربرکتی است.

نکته ادبی: قرّ عینک (چشمت روشن باد) تعبیری برای ابراز شادی و خشنودی است.

فطب تجوت من اصحاب قریه ظلمت و نال قلبک منهم شقاوه و عنا

همان مردمی که پیش‌تر، قلبت را دچارِ رنج و سختیِ بسیار کرده بودند.

نکته ادبی: شقاوه و عنا اشاره به رنج‌های روحی است که از معاشرت با نااهلان بر جای مانده است.

آرایه‌های ادبی

اضافه تشبیهی عید وصال

تشبیه رسیدن به یار به عید که نماد شادی و جشن است.

استعاره غصن سعود

خوشبختی به درختی تشبیه شده که دارای شاخه و میوه است.

کنایه فراق أمر من صبر

اشاره به شدت و سختی طاقت‌فرسای دوری از یار.

نماد قریه ظلمت

استفاده از مکان تاریک به عنوان نماد محیطِ پر از فساد و ستم.

تضاد (طباق) فراق و وصال

تقابل میان دوری و پیوستگی برای برجسته‌تر کردن مفهوم رهایی از غم.