دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۸۲

مولوی
یا من لواء عشقک لا زال عالیا قد خاب من یکون من العشق خالیا
نادی نسیم عشقک فی انفس الوری احیاکم جلالی جل جلالیا
الحب و الغرام اصول حیاتکم قد خاب من یظلل من الحب سالیا
فی وجنه المحب سطور رقیمه طوبی لمن یصیر لمعناه تالیا
یا عابسا تفرق فی الهم حاله بالله تستمع لمقالی و حالیا
یا من اذل عقلک نفس الهوی تعی من ذله النفوس سریعا معالیا
یا مهملا معیشته فی محبه اسکت کفی الا له معینا وکالیا

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این قطعه‌ی عرفانی، ستایشی است بر جایگاه بلند عشق که آن را بنیان و اساس هستی می‌داند. شاعر در این ابیات، مخاطب را از غفلت و پریشانی ناشی از دوری از عشق بر حذر می‌دارد و او را به تسلیم در برابر شکوهِ الهی و درکِ اشاراتِ پنهان در چهره‌ی محب فرا می‌خواند.

مضمون اصلی، دعوت به خروج از پیله‌ی غم و منیت و سپردن زمام امور به دست خداوند است. شاعر تأکید می‌کند که عشق، راه نجات است و تنها راه رهایی از تلاطم‌های ذهنی، سکوت در برابر تقدیر و تکیه بر یاری حق‌تعالی است.

معنی و تفسیر

یا من لواء عشقک لا زال عالیا قد خاب من یکون من العشق خالیا

ای کسی که پرچم عشق تو همواره برافراشته و بلندمرتبه است، بی‌تردید آن که در دلش نشانی از عشق نیست، ناکام و زیان‌کار است.

نکته ادبی: برافراشتگی پرچم استعاره از غلبه و شکوهِ عشق است و خائب بودن به معنای ناامیدی و شکست مطلق است.

نادی نسیم عشقک فی انفس الوری احیاکم جلالی جل جلالیا

نسیم عشقِ تو در جانِ آدمیان طنین‌انداز شد و ندا داد که شکوه و جلال من است که به شما جان بخشیده و حیات می‌دهد.

نکته ادبی: جلالی و جلالیا اشاره به تجلیِ جلال و قدرت الهی در جانِ انسان و تکرار آن برای تأکید بر عظمت است.

الحب و الغرام اصول حیاتکم قد خاب من یظلل من الحب سالیا

عشق و شوریدگی، اساس و ریشه‌ی زندگی شماست؛ پس وای بر حال کسی که از عشق غافل بماند و بی‌تفاوت از کنار آن بگذرد.

نکته ادبی: اصول در اینجا به معنای ریشه‌ها و پایه‌های هستی به کار رفته است و سالیا به معنای کسی است که از امری روی‌گردان و غافل است.

فی وجنه المحب سطور رقیمه طوبی لمن یصیر لمعناه تالیا

بر چهره‌ی عاشق، نشانه‌ها و سطوری از رازهای عشق نوشته شده است؛ خوشا به حال کسی که این نشانه‌ها را ببیند و معنای آن‌ها را دریابد.

نکته ادبی: سطور رقیمه کنایه از تجلیِ اسرار عشق در ظاهر و سیمای محب است که تنها اهل‌دل قادر به خواندن آن هستند.

یا عابسا تفرق فی الهم حاله بالله تستمع لمقالی و حالیا

ای کسی که چهره در هم کشیده‌ای و احوالت در اثر غم و اندوه پریشان شده است، به خاطر خدا هم که شده به سخنان و حالِ من توجه کن.

نکته ادبی: عابسا اسم فاعل از عبوس به معنای کسی است که پیشانی در هم کشیده و از شدت غم حالش دگرگون است.

یا من اذل عقلک نفس الهوی تعی من ذله النفوس سریعا معالیا

ای کسی که هوای نفس، عقل تو را خوار و ذلیل کرده است، بدان که انسان‌ها با شکستنِ منیت و فروتنی، به مدارج عالی دست می‌یابند.

نکته ادبی: تضاد میان ذلتِ نفس (فروتنی) و علوِ درجات (معالیا) نکته‌ی کلیدی برای رسیدن به کمال است.

یا مهملا معیشته فی محبه اسکت کفی الا له معینا وکالیا

ای کسی که در راه عشق، زندگی دنیوی‌ات را رها کرده و به تباهی کشیده‌ای، خاموش باش؛ چرا که خداوند برای یاری و مراقبت از تو کافی است.

نکته ادبی: معینا به معنای یاری‌رسان و کالیا به معنای محافظ و نگهبان است که در اینجا به کفایت الهی اشاره دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره لواء عشق

تشبیه عشق به پرچمی که همواره در میدان زندگی برافراشته و نشانه‌ی غلبه است.

تشخیص نادی نسیم

جان‌بخشی به نسیم که گویا پیام عشق را با صدایی رسا به گوش جان آدمیان می‌رساند.

تضاد ذلتِ نفس و معالیا

تقابل میان شکستن منیت (فروتنی) و دستیابی به درجات عالی معنوی.