دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۷۹

مولوی
مولانا مولانا اغنانا اغنانا امسینا عطشانا اصبحنا ریانا
لا تاسی لا تنسی لا تخشی طغیانا اوطانا اوطانا من اجلک اوطانا
شرفنا آنسنا ان کنت سکرانا یا بارق یا طارق عانقنا عریانا
من کان ارضیا ما جاء مرضیا فلیعبد فلیعبد فرقانا فرقانا
من کان علویا قد جاء حلویا نرویهم معنانا الوانا الوانا
و الباقی و الباقی بینه یا ساقی یا محسن یا محسن احسانا احسانا

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این ابیات نغمه‌ای است در ستایش جایگاه پیر و مرشد که جان‌های تشنه را به سرچشمه حقیقت می‌رساند. فضای حاکم بر شعر، فضایی عرفانی و سرشار از شورِ رسیدن به کمال است، جایی که سالک با پشت سر گذاشتن تعلقات دنیوی و رهایی از بند ترس و اندوه، به وصال معشوق ازلی می‌رسد.

شاعر با زبانی آهنگین، میان عالم خاکی و افلاکی تمایز قائل شده و انسان را به تعالی دعوت می‌کند. محور اصلی سخن، عطشِ روح برای چشیدن حقیقت است که تنها از طریق عبودیت خالصانه، رهایی از هوای نفس و مدد جستن از فیضِ الهی که در کلام مرشد متجلی است، سیراب می‌شود.

معنی و تفسیر

مولانا مولانا اغنانا اغنانا امسینا عطشانا اصبحنا ریانا

ای یار و مولای ما که وجودت مایه بی‌نیازی و توانگریِ جان ماست؛ ما که شامگاهان با لبانی تشنه و قلبی مشتاق به دنبال تو بودیم، اکنون در سپیده‌دمِ وصال، از شراب حقیقت سیراب گشته‌ایم.

نکته ادبی: استفاده از تضاد زمانی میان امسینا (شامگاه) و اصبحنا (صبحگاه) برای نشان دادن گذار از رنجِ فراق به لذتِ وصال.

لا تاسی لا تنسی لا تخشی طغیانا اوطانا اوطانا من اجلک اوطانا

غم مخور و چیزی را به دست فراموشی مسپار و از هیچ ستمگری و قدرتی در این جهان نهراس. ما برای تو وطنی روحانی و جایگاهی حقیقی ساخته‌ایم که جز در آن، آرامش نخواهی یافت.

نکته ادبی: تکرار واژه اوطانا به معنای وطن‌ها، اشاره به منازل و مقامات عرفانی دارد که سالک باید در طی طریق آن‌ها را بیابد.

شرفنا آنسنا ان کنت سکرانا یا بارق یا طارق عانقنا عریانا

ای که با حضور خود ما را به شرف و انس رساندی، اگر در بندِ عشق مست هستی، با ما بمان. ای نورِ هدایت که در تاریکیِ جهل می‌درخشی، ما را که از قیدِ علایق دنیوی رها و عریان شده‌ایم، در آغوشِ لطف خود بگیر.

نکته ادبی: واژه عریان در اینجا استعاره از تجرد روح و پیراستگی از لباس تعلقات دنیوی است.

من کان ارضیا ما جاء مرضیا فلیعبد فلیعبد فرقانا فرقانا

هرکس که وجودش با خاک و زمین گره خورده باشد، به کمالِ مطلوب و آرامشِ دل نرسیده است. پس باید به سوی کلام حق و فرقان (قدرت تشخیص حق از باطل) رو کند و آن را عبادت و پیروی کند.

نکته ادبی: ارضی به معنای زمینی و خاکی است و تضادِ معنایی با مفهوم علوی در بیت بعدی دارد.

من کان علویا قد جاء حلویا نرویهم معنانا الوانا الوانا

اما آن که وجودش از جنس آسمان و مقامِ بلندِ عرفانی است، با شیرینی و جان‌بخشِ حقیقت آمده است؛ ما نیز به چنین جان‌هایی، معنایِ گوناگون و ژرفِ هستی را می‌آموزیم و جانشان را سرشار می‌کنیم.

نکته ادبی: حلویا صفتِ فاعلی به معنای شیرین‌کننده و دارای حلاوت معنوی است.

و الباقی و الباقی بینه یا ساقی یا محسن یا محسن احسانا احسانا

ای ساقیِ عشق، اکنون که حقیقتِ جاودان (باقی) میانِ ما و توست، جامِ معرفت را لبریز کن. ای کانونِ نیکی و احسان، چنان لطفی به ما ارزانی دار که لایقِ درگاهِ تو باشیم.

نکته ادبی: ساقی در اصطلاح عرفانی نماد فیض‌رسانِ الهی یا پیر راه است که شراب معرفت را به سالکان می‌نوشاند.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) امسینا عطشانا / اصبحنا ریانا

مقابله میان تشنگی در شامگاه و سیرابی در صبحگاه که نمادی از سلوک عرفانی و گذار از دوری به نزدیکی است.

استعاره ساقی

اشاره به فیض‌رسان الهی یا مرشد که شراب معرفت را به سالکان می‌بخشد.

تکرار اغنانا، اوطانا، فرقانا

تکرار واژگان پایانی (قافیه) برای ایجاد ضرب‌آهنگ موسیقایی و تاکید بر مفاهیم رهایی‌بخش.

تضاد معنایی ارضی / علویا

تقابل میان دلبستگی‌های خاکی و تعالیِ آسمانی برای ترسیم دو مسیر متفاوت در زندگی انسان.