دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۷۸

مولوی
انا لا اقسم الا برجال صدقونا انا لا اعشق الا بملاح عشقونا
فصبوا ثم صبینا فاتوا ثم اتینا لهم الفضل علینا لم مما سبقونا
ففتحنا حدقات و غنمنا صدقات و سرقنا سرقات فاذا هم سرقونا
فظفرنا بقلوب و علمنا بغیوب فسقی الله و سقیا لعیون رمقونا
لحق الفضل و الا لهتکنا و هلکنا ففررنا و نفرنا فاذا هم لحقونا
انا لولای احاذر سخط الله لقلت رمق العین لزاما خلقونا خلقونا
فتعرض لشموس مکنت تحت نفوس و سقونا بکووس رزقونا رزقونا

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این منظومه، ترسیم‌گر پیوند و جذبه‌ای عمیق میان سالک و محبوب ازلی است. شاعر در فضایی آکنده از شور و عرفان، از یک‌سوگیِ عشق عبور کرده و به ساحتِ «متقابل بودنِ عشق» گام می‌نهد؛ جایی که عاشق و معشوق در کمالِ هم‌سویی، گویی آینه‌ی یکدیگر شده‌اند. این اثر، روایتی است از سیر و سلوکِ عاشقانه، از نخستین جرقه‌های شوق تا رسیدن به مرحله‌ی بیخودی و فنا که در آن، محبوب، تمامِ هستیِ عاشق را در بر می‌گیرد.

شاعر با بیانی جسورانه و صوفیانه، رابطه‌ی میان خود و محبوبانِ حقیقی (یا پیرانِ طریق) را به تصویر می‌کشد که در آن، مرز میانِ «من» و «تو» رنگ می‌بازد. بهره‌گیری از مضامینی چون «پیش‌دستی در عشق» و «ربودنِ دل»، نشان از آن دارد که در این ساحت، نه تنها عاشق در پیِ معشوق است، بلکه معشوق نیز با نگاهی عطوفانه، عاشق را به سوی خود می‌خواند و در نهایت، همه‌چیز به او ختم می‌شود.

معنی و تفسیر

انا لا اقسم الا برجال صدقونا انا لا اعشق الا بملاح عشقونا

سوگند یاد می‌کنم که تنها به کسانی دل بسته‌ام و باور دارم که در دوستی با ما صادق بودند؛ و عشقی نمی‌ورزم مگر به زیبارویانی که پیش از ما، بذرِ مهرِ ما را در دلِ خود کاشته بودند.

نکته ادبی: استفاده از ساختار قصر (لا... الا) برای تأکید بر انحصارِ ارادت و عشق.

فصبوا ثم صبینا فاتوا ثم اتینا لهم الفضل علینا لم مما سبقونا

آنان جامِ محبت نوشیدند و ما نیز در پی‌شان نوشیدیم؛ آنان پیش‌قدم شدند و ما نیز به دنبالشان حرکت کردیم. برتریِ آنان بر ما به این دلیل است که در طریقِ عشق، از ما پیشی گرفتند.

نکته ادبی: تکرار افعال (صبوا، صبینا) دلالت بر هم‌نوایی و اتحادِ سلوکی میان عاشق و معشوق دارد.

ففتحنا حدقات و غنمنا صدقات و سرقنا سرقات فاذا هم سرقونا

ما دیدگانِ دل را گشودیم و بهره‌هایی از حقایق برگرفتیم؛ در این میان، ما دل‌هایی را ربودیم (به سرقت بردیم) و دیدیم که آنان نیز متقابلاً دل‌های ما را ربودند.

نکته ادبی: استعاره «سرقت» در ادبیات عرفانی به معنای ربودن دل توسط نگاه یا جذبه‌ی محبوب است.

فظفرنا بقلوب و علمنا بغیوب فسقی الله و سقیا لعیون رمقونا

ما به گنجینه‌ی دل‌ها دست یافتیم و از اسرارِ نهان آگاه شدیم؛ پس خداوند سیراب کند (به رحمت خود بنوازد) چشمانی را که با نگاهشان ما را مشمولِ توجهِ خویش قرار دادند.

نکته ادبی: رمق به معنای نگاهِ گذرای عاشقانه و تأثیرگذار است که در عرفان باعث تحولِ حالِ سالک می‌شود.

لحق الفضل و الا لهتکنا و هلکنا ففررنا و نفرنا فاذا هم لحقونا

این برتری و فضلِ آنان بود که ما را از رسوایی و نابودی نجات داد؛ هرگاه که خواستیم از سرِ ترس یا شرم بگریزیم، آنان به سرعت ما را دریافتند و به وصال بازگرداندند.

نکته ادبی: هتک و هلاکت در اینجا اشاره به خروج از نظمِ سلوک و گرفتار شدن در وسوسه‌های نفسانی است.

انا لولای احاذر سخط الله لقلت رمق العین لزاما خلقونا خلقونا

اگر نبود که از خشمِ الهی بیم دارم و ادبِ بندگی را نگاه می‌دارم، بی‌شک می‌گفتم که همان نگاهِ نخستینِ آنان، عاملِ هستی و آفرینشِ ما بود.

نکته ادبی: این بیت در اوجِ غلوّ عرفانی است؛ شاعر چنان در محبوب محو شده که نگاهِ او را هم‌ترازِ قدرتِ خالق در آفرینش می‌پندارد.

فتعرض لشموس مکنت تحت نفوس و سقونا بکووس رزقونا رزقونا

پس رو به سوی آن خورشیدهایی آور که در باطنِ جان‌ها جای دارند؛ همان‌هایی که ما را از جام‌های عشق سیراب کردند و جانِ ما را روزیِ معنوی بخشیدند.

نکته ادبی: خورشید (شموس) نمادِ تجلیاتِ الهی یا پیرانِ روشن‌ضمیر است که در عمقِ وجودِ سالک حضور دارند.

آرایه‌های ادبی

سجع (Rhyme) صدقونا / عشقونا / سبقونا / سرقونا

استفاده از سجع‌های متوالی که موسیقیِ درونیِ متن را تقویت کرده و حالتی شورانگیز به کلام بخشیده است.

تناقض (Paradox) سرقنا سرقات فاذا هم سرقونا

اشاره به سرقتِ متقابلِ دل؛ جایی که هم عاشق سارقِ دلِ معشوق است و هم معشوق سارقِ دلِ عاشق، که نشان‌دهنده یگانگیِ آن‌هاست.

استعاره شموس (خورشیدها)

استعاره از انوارِ الهی یا پیرانِ طریق که روشنگرِ تاریکی‌های جانِ سالک هستند.

کنایه سقونا بکووس

کنایه از بهره‌مند شدن از فیوضات و تجلیاتِ روحی و مست شدن از شرابِ معرفت.