دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۷۰

مولوی
افدی قمرا لاح علینا و تلالا ما احسنه رب تبارک و تعالی
قد حل بروحی فتضاعفت حیاه و الیوم نای عنی عزا و جلالا
ادعوه سرارا و انادیه جهارا ان ابدلنی الصبوه طیفا و خیالا
لو قطعنی دهری لا زلت انادی کی تخترق الجب و یروین وصالا
لا مل من العشق و لو مر قرون حاشاه ملالا بی حاشای ملالا
العاشق حوت و هوی العشق کنجر هل مل اذا ما سکن الحوت زلالا

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این ابیات بیانگر شور و اشتیاقی بی‌پایان و عشقی خالصانه است که در آن، عاشق محبوب خود را به ماهِ تابان تشبیه می‌کند و با گذشت زمان و وقوع فراق، ذره‌ای از ایمان و وفاداری‌اش به این عشق کاسته نمی‌شود.

شاعر در این قطعه، رابطه‌ی میان عاشق و عشق را به پیوندِ ماهی با آب تشبیه کرده است؛ پیوندی حیاتی که گسستن از آن ناممکن است و در آن هیچ‌گاه دلزدگی راه ندارد. او رنجِ هجران را با امیدِ وصال و استمرار در طلبِ محبوب تاب می‌آورد.

معنی و تفسیر

افدی قمرا لاح علینا و تلالا ما احسنه رب تبارک و تعالی

فدای آن ماهِ زیبایی می‌شوم که بر ما تابید و درخشید. چه زیباست او! خداوندِ برتر و بلندمرتبه را بر چنین آفرینشی درود می‌گویم.

نکته ادبی: واژه «قمر» در اینجا استعاره‌ای است برای محبوب که تلالو و زیبایی او، بیننده را مجذوب می‌کند.

قد حل بروحی فتضاعفت حیاه و الیوم نای عنی عزا و جلالا

او در روح و جان من جای گرفت و زندگی‌ام دوچندان شد، اما امروز از من دور گشته و با شکوه و عزت رفته است.

نکته ادبی: «حل» به معنای حلول کردن و اقامت گزیدن است که بر نفوذ عمیق محبوب در جان عاشق دلالت دارد.

ادعوه سرارا و انادیه جهارا ان ابدلنی الصبوه طیفا و خیالا

او را در خفا می‌خوانم و آشکارا فریادش می‌زنم تا شاید اشتیاق و جوانیِ از دست رفته‌ام را به رویا و خیالی بدل کند.

نکته ادبی: تضاد میان دو واژه «سرارا» (در نهان) و «جهارا» (آشکارا) برای نشان دادن شدت بیقراری عاشق به کار رفته است.

لو قطعنی دهری لا زلت انادی کی تخترق الجب و یروین وصالا

اگر روزگار مرا تکه‌تکه کند، باز هم دست از نالیدن و طلب کردن برنمی‌دارم تا شاید او از دیواره‌های این چاهِ تنهایی عبور کند و با دیدار خود مرا سیراب نماید.

نکته ادبی: «جب» به معنای چاه است که در اینجا کنایه از زندانِ هجران و گرفتاری عاشق در تنهایی است.

لا مل من العشق و لو مر قرون حاشاه ملالا بی حاشای ملالا

من هرگز از عشق خسته نمی‌شوم، حتی اگر قرن‌ها بگذرد. نه او سزاوار ملال است و نه من هرگز از این عشق دلزده خواهم شد.

نکته ادبی: تکرار واژه «ملال» تاکید بر ابدی بودن و خستگی‌ناپذیری در راه عشق است.

العاشق حوت و هوی العشق کنجر هل مل اذا ما سکن الحوت زلالا

عاشق همچون ماهی است و عشق همچون آبِ زلال. آیا ماهی هرگز از زندگی در آبِ گوارا و زلال خسته می‌شود؟

نکته ادبی: استفاده از تمثیل ماهی و آب، نشان‌دهنده یگانگی و نیاز ذاتی عاشق به عشق است.

آرایه‌های ادبی

استعاره قمر

تشبیه محبوب به ماه به خاطر زیبایی و درخشش او.

تضاد (طباق) سرارا و جهارا

به کار بردن دو واژه متضاد برای نشان دادن تداوم یاد محبوب در همه حالات.

تمثیل العاشق حوت و هوی العشق کنجر

تشبیه رابطه عاشق و معشوق به ماهی و آب، برای نشان دادن وابستگی حیاتی عاشق به عشق.

مبالغه لو قطعنی دهری

اغراق در پایداری بر عشق حتی در صورت تکه‌تکه شدن توسط روزگار.