دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۴۷

مولوی
بانگ تسبیح بشنو از بالا پس تو هم سبح اسمه الاعلی
گل و سنبل چرد دلت چون یافت مرغزاری که اخرج المرعی
یعلم الجهر نقش این آهوست ناف مشکین او و مایخفی
نفس آهوان او چو رسید روح را سوی مرغزار هدی
تشنه را کی بود فراموشی چون سنقرئک فلا تنسی

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این سروده‌ها، مضمونی عمیقاً عرفانی و دینی دارند که با الهام از آیات سوره مبارکه «اعلی» سروده شده‌اند. فضای کلی شعر، دعوت به تماشای جلوه‌های الهی در طبیعت و پیوند دادن روح آدمی با عالم معناست؛ گویی شاعر با الهام از تسبیح هستی، خواننده را به حضور در محضر پروردگار و سیر در مراتع معرفت فرامی‌خواند.

مفهوم محوری این ابیات، تکیه بر وعده‌های الهی، علمِ محیطِ خداوند بر ظاهر و باطن انسان و بهره‌مندی از فیوضات ربانی برای هدایت روح است. دل در این ابیات، موجودی تشنه و پویاست که با رسیدن به چشمه‌سار هدایت، از نعمات الهی بهره‌مند می‌شود و هرگز در مسیر حق، به فراموشی سپرده نخواهد شد.

معنی و تفسیر

بانگ تسبیح بشنو از بالا پس تو هم سبح اسمه الاعلی

بانگ ستایش و تسبیح خداوند را از عالم بالا بشنو و در پاسخ به آن ندای آسمانی، تو نیز نام پروردگار بلندمرتبه و والای خود را به پاکی یاد کن.

نکته ادبی: «سبح اسمه الاعلی» برگرفته از آیه اول سوره اعلی است و در اینجا به صورت یک دستورِ نیایشی به کار رفته است.

گل و سنبل چرد دلت چون یافت مرغزاری که اخرج المرعی

هنگامی که دل تو به آن مرغزار معرفتی که خداوند آن را رویانده و مهیا کرده است (اشاره به فیوضات الهی) دست یابد، همچون چرنده‌ای که در چراگاه می‌گردد، از گل‌ها و گیاهانِ معنوی (لطایف الهی) بهره خواهد برد.

نکته ادبی: عبارت «اخرج المرعی» بخشی از آیه چهارم سوره اعلی است که در اینجا به معنایِ پروردگاری است که مراتع را برای رشد و تغذیه می‌رویاند.

یعلم الجهر نقش این آهوست ناف مشکین او و مایخفی

خداوند هم آنچه آشکار است و هم آنچه پنهان است را می‌داند؛ همان‌گونه که مشک خوشبوی آهو در ناف او نهفته است و تنها برای اهلش عیان می‌گردد، اسرار الهی نیز در درون جان آدمی پنهان است.

نکته ادبی: «یعلم الجهر و مایخفی» اشاره به علم بی‌کران خداوند است که در آیه هفتم سوره اعلی ذکر شده است.

نفس آهوان او چو رسید روح را سوی مرغزار هدی

زمانی که رایحه خوش و انفاس قدسی این آهویِ معشوق (استعاره از حضور و لطف الهی) به جان آدمی می‌رسد، روحِ سرگشته را به سوی مراتع سرسبز و آرام‌بخشِ هدایت رهنمون می‌سازد.

نکته ادبی: «آهوان او» استعاره از معشوق و محبوبِ ازلی است که بوی خوشش روح را هدایت می‌کند.

تشنه را کی بود فراموشی چون سنقرئک فلا تنسی

آیا ممکن است تشنه‌ای که جویایِ حقیقت است، از یاد برده شود؟ هرگز؛ زیرا خداوند وعده داده است که وحی و معارف را بر تو خواهد خواند تا هرگز فراموش نکنی.

نکته ادبی: «سنقرئک فلا تنسی» بخشی از آیه ششم سوره اعلی است که نویدی بر حفظِ یاد و معارف الهی در جان پیامبر و سالکان راه اوست.

آرایه‌های ادبی

تضمین سنقرئک فلا تنسی، اخرج المرعی، سبح اسمه الاعلی

استفاده از عین آیات قرآن کریم در دل ابیات برای تقویت بار معنایی و دینی متن.

استعاره مرغزار، آهو، مشک

مرغزار نماد هدایت و فیض الهی است؛ آهو نماد زیبایی و حضور محبوب؛ و مشک نماد حقیقت و اسرار پنهان در جان.

تضاد و تناسب الجهر و مایخفی

تناسب میان آشکار و پنهان برای بیان علم کامل الهی.