دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۴۰

مولوی
تو جان و جهانی کریما مرا چه جان و جهان از کجا تا کجا
که جان خود چه باشد بر عاشقان جهان خود چه باشد بر اولیا
نه بر پشت گاویست جمله زمین که در مرغزار تو دارد چرا
در آن کاروانی که کل زمین یکی گاوبارست و تو ره نما
در انبار فضل تو بس دانه هاست که آن نشکند زیر هفت آسیا
تو در چشم نقاش و پنهان ز چشم زهی چشم بند و زهی سیمیا
تو را عالمی غیر هجده هزار زهی کیمیا و زهی کبریا
یکی بیت دیگر بر این قافیه بگویم بلی وام دارم تو را
که نگزارد این وام را جز فقیر که فقرست دریای در وفا
غنی از بخیلی غنی مانده ست فقیر از سخاوت فقیر از سخا

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این سروده، نجوایی عارفانه است که در آن شاعر با بیانی استعاری، بزرگیِ بی‌پایانِ حضرت حق را در برابرِ ناچیزیِ جهان و جانِ آدمی به تصویر می‌کشد. شاعر با نفیِ باورهای عامیانه‌ی پیشین، تکیه‌گاهِ هستی را نه در اساطیر، بلکه در اراده‌ی لایزالِ الهی می‌بیند و تأکید می‌کند که جهان تنها ذره‌ای در کاروانِ آفرینش است.

در بخشِ دوم، متن به تضادِ عمیق میان ثروتِ ظاهری و فقرِ معنوی می‌پردازد. از نگاهِ شاعر، دلبستگی به دنیا و حرصِ مال، حجابی است که آدمی را از حقیقت دور می‌کند، در حالی که فقرِ عرفانی و انقطاع از ماسوی‌الله، تنها راهِ رسیدن به سخاوتِ حقیقی و وفای به عهد با خداوند است.

معنی و تفسیر

تو جان و جهانی کریما مرا چه جان و جهان از کجا تا کجا

ای خدای بخشنده، تو هستیِ من و تمامِ جهانِ من هستی؛ اما جان و جهانِ آدمی در برابرِ وسعتِ وجودِ تو، بسیار ناچیز و دور از هم است.

نکته ادبی: کریما منادایی است که حرف ندا در آن محذوف است و به معنای ای کریم می‌باشد.

که جان خود چه باشد بر عاشقان جهان خود چه باشد بر اولیا

اصلاً جان و جهانِ خاکی در دیدگاهِ عاشقان و اولیایِ خدا چه ارزشی دارد که بخواهند به آن دل‌خوش کنند؟

نکته ادبی: اولیای جمع ولی و در عرفان به معنای عارفانِ واصل به حق است.

نه بر پشت گاویست جمله زمین که در مرغزار تو دارد چرا

زمین بر پشتِ گاوِ افسانه‌ای استوار نیست، بلکه در مرغزارِ وسیعِ لطفِ تو می‌چرد و به تو متکی است.

نکته ادبی: اشاره به باور اساطیری قدیمی که زمین بر شاخ گاوی قرار دارد.

در آن کاروانی که کل زمین یکی گاوبارست و تو ره نما

در کاروانی که کلِ عالم است، تمامِ زمین مانندِ باری اندک است و تو تنها راهبر و رهنمایِ این کاروانی.

نکته ادبی: گاوبار به معنای باری است که گاو حمل می‌کند؛ استعاره از ناچیزیِ دنیا.

در انبار فضل تو بس دانه هاست که آن نشکند زیر هفت آسیا

در انبارِ بخششِ تو دانه‌های (برکات) بی‌شماری است که هیچ‌کدام زیرِ فشارِ هفت آسمان خُرد نمی‌شود.

نکته ادبی: هفت آسیا کنایه از هفت آسمان است که دائم در گردش‌اند.

تو در چشم نقاش و پنهان ز چشم زهی چشم بند و زهی سیمیا

تو در چشمِ هر آفریننده‌ای (نقاش) پیدایی، اما از خودِ چشم پنهانی؛ چه سحر و تردستیِ عجیبی است این پوشیدگیِ تو.

نکته ادبی: سیمیا نام علمی است که با آن سحر و جادو می‌کنند و در اینجا به معنای قدرتِ پنهان‌سازیِ خداوند است.

تو را عالمی غیر هجده هزار زهی کیمیا و زهی کبریا

تو فراتر از هجده هزار عالمِ شناخته‌شده، جهان‌های دیگری داری؛ چه شکوه و کیمیای عجیبی در وجودِ توست.

نکته ادبی: هجده هزار عالم عددی کنایی از گستردگیِ جهانِ خلقت است.

یکی بیت دیگر بر این قافیه بگویم بلی وام دارم تو را

یک بیتِ دیگر بر اساسِ این قافیه می‌گویم؛ آری، من به تو بدهکارم و باید این دین را ادا کنم.

نکته ادبی: وام به معنای دینِ معنویِ بنده به خداست.

که نگزارد این وام را جز فقیر که فقرست دریای در وفا

این بدهکاری را تنها کسی که (از لحاظِ معنوی) فقیر است می‌تواند ادا کند، زیرا فقرِ معنوی دریایِ وفاست.

نکته ادبی: فقر در اینجا به معنای فقرِ الی‌الله (نیازمندیِ مطلق به خدا) است.

غنی از بخیلی غنی مانده ست فقیر از سخاوت فقیر از سخا

ثروتمندان به خاطرِ بخل و طمع، همیشه در فقرِ معنوی مانده‌اند، اما فقرایِ راهِ حق به واسطه‌ی سخاوت، به غنایِ واقعی رسیده‌اند.

نکته ادبی: ایهامِ زیبایی در کلمه فقیر که یک بار به معنایِ تنگ‌دستی و یک بار به معنایِ اصطلاحِ عرفانی است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح پشت گاو

اشاره به باورهای قدیمی و اساطیری درباره قرار داشتن زمین بر شاخِ گاو.

پارادوکس (متناقض‌نما) غنی از بخیلی غنی مانده است فقیر از سخاوت فقیر از سخا

تضاد میان ثروتِ ظاهری و فقرِ باطنی و برعکس، برای نشان دادن ارزشِ اخلاقیِ سخاوت.

استعاره مرغزار تو

تشبیه جهان به مرغزاری که موجودات در آن به سر می‌برند و به لطفِ خدا وابسته است.