دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۲۱۶

مولوی
روم به حجره خیاط عاشقان فردا من درازقبا با هزار گز سودا
ببردت ز یزید و بدوزدت بر زید بدین یکی کندت جفت و زان دگر عذرا
بدان یکیت بدوزد که دل نهی همه عمر زهی بریشم و بخیه زهی ید بیضا
چو دل تمام نهادی ز هجر بشکافد به زخم نادره مقراض اهبطوا منها
ز جمع کردن و تفریق او شدم حیران به ثبت و محو چو تلوین خاطر شیدا
دل ست تخته پرخاک او مهندس دل زهی رسوم و رقوم و حقایق و اسما
تو را چو در دگری ضرب کرد همچو عدد ز ضرب خود چه نتیجه همی کند پیدا
چو ضرب دیدی اکنون بیا و قسمت بین که قطره ای را چون بخش کرد در دریا
به جبر جمله اضداد را مقابله کرد خمش که فکر دراشکست زین عجایب ها

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این شعر با استعاره‌سازی از حرفه خیاطی و علوم ریاضی (جبر، ضرب، تقسیم)، سیر تحول سالک در مسیر عشق الهی را ترسیم می‌کند. در این نگاه، خداوند خیاط و مهندسی است که جان و دل عاشق را از تعلقات پوچ جدا کرده و به حقایق هستی پیوند می‌زند.

شاعر با بهره‌گیری از مفاهیم انتزاعی و فنی، درکِ «وحدت وجود» و «تقلب حالات» (تلوین) را در مسیر سلوک بیان می‌کند؛ جایی که عقل جزئی در برابر پیچیدگی‌های فعل الهی فرومی‌ماند و تنها سکوت و تسلیم راهگشاست.

معنی و تفسیر

روم به حجره خیاط عاشقان فردا من درازقبا با هزار گز سودا

فردا به کارگاهِ خیاطِ عاشق‌پرور خواهم رفت، در حالی که من با این ردای بلند (کنایه از نفسِ بزرگ و ادعاهای طولانی) و هزاران سودایِ بیهوده به سراغش می‌روم.

نکته ادبی: درازقبا استعاره از کسی است که با خودخواهی و ادعاهای سنگین به محضر حق می‌رود.

ببردت ز یزید و بدوزدت بر زید بدین یکی کندت جفت و زان دگر عذرا

او تو را از آنچه شبیه یزید است (ظلم و پلیدی) می‌بُرد و به آنچه مانند زید است (نیکی و حق) می‌دوزد؛ با این کار تو را با یکی جفت می‌کند و از دیگری رها می‌سازد.

نکته ادبی: استفاده از تضاد اسمی یزید و زید برای تمایز میان پلیدی و پاکی در بیان شاعرانه.

بدان یکیت بدوزد که دل نهی همه عمر زهی بریشم و بخیه زهی ید بیضا

به چنان حقیقتی تو را می‌دوزد که تمام عمر دل به آن ببندی. عجب نخ و سوزنی! و عجب معجزه و قدرتِ دستی (ید بیضا) که این کار را انجام می‌دهد.

نکته ادبی: ید بیضا تلمیحی به معجزه حضرت موسی است که به معنای دست نورانی و قدرت الهی به کار رفته است.

چو دل تمام نهادی ز هجر بشکافد به زخم نادره مقراض اهبطوا منها

وقتی دلت را تمام و کمال به او سپردی، با تیغِ تیزِ هجران تو را می‌شکافد؛ این بریدن، همان حکمِ الهیِ «از آنجا فرود آیید» است که برای جدا کردن از غیرِ خدا به کار می‌رود.

نکته ادبی: اهبطوا منها اشاره به آیه قرآن است که به معنای جدا کردنِ عاشق از تعلقات دنیوی تفسیر شده است.

ز جمع کردن و تفریق او شدم حیران به ثبت و محو چو تلوین خاطر شیدا

از اینکه او چگونه این دل را جمع می‌کند (به وحدت می‌رساند) و چگونه پراکنده می‌سازد، حیران مانده‌ام؛ در میانِ ثبت و محو کردن، و در دگرگونیِ پی‌درپیِ احوالِ عاشقِ شیدا، سرگردانم.

نکته ادبی: تلوین اصطلاحی عرفانی به معنای دگرگونیِ پی‌درپیِ حالات روحی و معنوی سالک است.

دل ست تخته پرخاک او مهندس دل زهی رسوم و رقوم و حقایق و اسما

دل همچون تخته‌ای است که خاک بر آن است و خداوند مهندسِ این دل است. چه شگفت‌انگیز است که او این‌گونه رسوم، ارقام، حقایق و اسما را بر لوحِ دل نقش می‌زند.

نکته ادبی: تشبیه دل به لوحِ تخته‌ای برای نقش بستنِ حقایق الهی.

تو را چو در دگری ضرب کرد همچو عدد ز ضرب خود چه نتیجه همی کند پیدا

هنگامی که او تو را مانند عددی در چیزی دیگر ضرب می‌کند (در کثرت می‌آمیزد)، ببین که از این ضرب کردن چه نتیجه‌ی شگفت‌انگیزی حاصل می‌شود.

نکته ادبی: ضرب در اینجا استعاره از ترکیب شدن وجود عاشق در هستی‌شناسی الهی است.

چو ضرب دیدی اکنون بیا و قسمت بین که قطره ای را چون بخش کرد در دریا

حالا که ضرب را دیدی، بیا و تقسیم را هم تماشا کن؛ ببین که چگونه قطره‌ای را در دریا تقسیم می‌کند و به کل می‌رساند.

نکته ادبی: تقسیم در اینجا به معنای بازگشتِ جزء به کل است.

به جبر جمله اضداد را مقابله کرد خمش که فکر دراشکست زین عجایب ها

او با قدرتِ جبر، تمام ضدین را با هم مقابله کرد و در کنار هم نشاند؛ ساکت باش که عقل و فکرِ بشر در برابر این عجایب و اسرارِ بزرگ، درهم می‌شکند.

نکته ادبی: جبر هم به معنای ریاضی و هم به معنای قدرتِ تدبیر الهی است که اضداد را جمع می‌کند.

آرایه‌های ادبی

استعاره و تمثیل حجره خیاط عاشقان

اشاره به جایگاه هدایت و تغییرِ احوال عاشق توسط پیر یا خداوند.

تلمیح ید بیضا

اشاره به معجزه حضرت موسی (ع) که نشانه قدرت و روشنیِ عمل الهی است.

تلمیح اهبطوا منها

اشاره به آیه ۳۶ سوره بقره که به هبوط انسان اشاره دارد و در اینجا به بریدن از دنیا تعبیر شده است.

مراعات نظیر ضرب، قسمت، عدد، مهندس

استفاده از اصطلاحات ریاضی و هندسی برای تبیین مفاهیم عرفانی.