دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۹۴

مولوی
خواهم گرفتن اکنون آن مایه صور را دامی نهاده ام خوش آن قبله نظر را
دیوار گوش دارد آهسته تر سخن گو ای عقل بام بررو ای دل بگیر در را
اعدا که در کمینند در غصه همینند چون بشنوند چیزی گویند همدگر را
گر ذره ها نهانند خصمان و دشمنانند در قعر چه سخن گو خلوت گزین سحر را
ای جان چه جای دشمن روزی خیال دشمن در خانه دلم شد از بهر رهگذر را
رمزی شنید زین سر زو پیش دشمنان شد می خواند یک به یک را می گفت خشک و تر را
زان روز ما و یاران در راه عهد کردیم پنهان کنیم سر را پیش افکنیم سر را
ما نیز مردمانیم نی کم ز سنگ کانیم بی زخم های میتین پیدا نکرد زر را
دریای کیسه بسته تلخ و ترش نشسته یعنی خبر ندارم کی دیده ام گهر را

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این اشعار بر ضرورتِ حفظِ اسرارِ درونی و پاسداری از حریمِ دل در برابرِ نااهلان و گوش‌هایِ نامحرم تأکید می‌ورزد. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های تمثیلی، به سالکِ طریق توصیه می‌کند که در مسیرِ کمال و رسیدن به حقایق، همواره جانبِ احتیاط را نگاه دارد و در هیاهویِ جهانِ مادی، خلوت‌گزینی و سکوت را برگزیند تا از گزندِ دشمنان و بدخواهان در امان بماند.

در بخش‌های پایانی، نگاهِ اثر از پنهان‌کاریِ صرف به سمتِ درکِ ارزشِ رنج‌ها تغییر مسیر می‌دهد. شاعر با یادآوریِ اینکه رسیدن به گوهرِ وجودی نیازمندِ تحملِ ضرباتِ سختی‌هایِ زمانه است، نگاهی صبورانه و عارفانه به مسائلِ پیرامونی می‌افکند و بر لزومِ ازخودگذشتگی و پاک‌بازی در راهِ حقیقت پافشاری می‌کند.

معنی و تفسیر

خواهم گرفتن اکنون آن مایه صور را دامی نهاده ام خوش آن قبله نظر را

بیت اول: اکنون قصد دارم آن حقیقت و تصویرِ دلربا را به چنگ آورم. بیت دوم: برای آن قبله‌گاهِ دیدگان، دامی دلنشین گسترده‌ام.

نکته ادبی: مایه صور به معنای اصل و اساسِ نقش‌ها و خیالات زیباست.

دیوار گوش دارد آهسته تر سخن گو ای عقل بام بررو ای دل بگیر در را

بیت اول: دیوارهای این جهان رازدار نیستند و گوش دارند، پس آرام‌تر سخن بگو. بیت دوم: ای عقل بر بالای بام برو و ای دل، درهایِ ورود به خلوتگاهِ خویش را ببند.

نکته ادبی: دیوار گوش دارد کنایه از نفوذناپذیریِ اسرار در برابرِ هیاهوی بیرون است.

اعدا که در کمینند در غصه همینند چون بشنوند چیزی گویند همدگر را

بیت اول: دشمنانی که در کمین نشسته‌اند، همواره در اندوه و در جستجوی لغزش ما هستند. بیت دوم: آن‌ها به محض شنیدنِ کلامی، آن را برای یکدیگر بازگو می‌کنند تا علیه ما استفاده کنند.

نکته ادبی: اعدا جمع عدو به معنی دشمنان است.

گر ذره ها نهانند خصمان و دشمنانند در قعر چه سخن گو خلوت گزین سحر را

بیت اول: اگر حتی ذرات عالم در نهانگاه خویش با ما دشمن باشند. بیت دوم: در اعماق چاه سخن بگو و سحرگاهان که زمان خلوت و رازداری است، گوشه‌نشینی پیشه کن.

نکته ادبی: قعر چاه کنایه از مکان امن و دور از گوشِ نامحرمان است.

ای جان چه جای دشمن روزی خیال دشمن در خانه دلم شد از بهر رهگذر را

بیت اول: ای جان، چرا نگران دشمنی هستی؟ بیت دوم: در حالی که خیالِ دشمن همچون رهگذری به خانه‌ی دلم وارد شده است و ماندنی نیست.

نکته ادبی: این بیت به بی‌اهمیت بودنِ خیالاتِ دشمن اشاره دارد.

رمزی شنید زین سر زو پیش دشمنان شد می خواند یک به یک را می گفت خشک و تر را

بیت اول: کسی رمزی از این سرّ شنید و نزد دشمنان رفت. بیت دوم: او همه چیز را برای آنان فاش کرد و همه‌ی سخنانِ خوب و بد را بازگو نمود.

نکته ادبی: این بیت به آسیبِ فاش‌گویی نزدِ نااهلان اشاره دارد.

زان روز ما و یاران در راه عهد کردیم پنهان کنیم سر را پیش افکنیم سر را

بیت اول: از آن روز ما و همراهانم عهد بستیم که اسرارِ خویش را پنهان نگاه داریم. بیت دوم: و در راهِ جانان، سرِ خود را فدا کنیم.

نکته ادبی: پیش افکنیم سر را استعاره از جان‌بازی و فداکاری است.

ما نیز مردمانیم نی کم ز سنگ کانیم بی زخم های میتین پیدا نکرد زر را

بیت اول: ما نیز انسانی هستیم و ارزش و بهایی کمتر از سنگِ معدن نداریم. بیت دوم: چرا که سنگ، بدونِ ضرباتِ سخت (تراش خوردن)، طلا را از دلِ خود آشکار نمی‌کند.

نکته ادبی: زخم‌های میتین اشاره به سختی‌ها و رنج‌های راه است.

دریای کیسه بسته تلخ و ترش نشسته یعنی خبر ندارم کی دیده ام گهر را

بیت اول: مانند دریایی که دهان بسته‌است و به تلخی و گرفتگی نشسته است. بیت دوم: یعنی من هنوز از گنجینه‌یِ گوهرهایِ نهفته در دلِ خود بی‌خبرم.

نکته ادبی: این بیت اشاره به معرفتِ پنهانی دارد که در ناخودآگاهِ انسان وجود دارد.

آرایه‌های ادبی

کنایه دیوار گوش دارد

اشاره به شنیده شدن اسرار توسط جاسوسان و بدخواهان در محیط اطراف.

استعاره دریای کیسه بسته

اشاره به قلب یا ذهن که گنجینه‌های حکمت را در خود پنهان کرده است.

تمثیل سنگ کان و زر

انسان به سنگِ معدن تشبیه شده که برای استخراج طلایِ وجود، نیازمندِ ضرباتِ سختی‌هایِ روزگار است.

ایهام خشک و تر

اشاره به تمامیِ سخنان و اسرار که بی‌کم‌وکاست فاش شده‌اند.