دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۸۸

مولوی
بر چشمه ضمیرت کرد آن پری وثاقی هر صورت خیالت از وی شدست پیدا
هر جا که چشمه باشد باشد مقام پریان بااحتیاط باید بودن تو را در آن جا
این پنج چشمه حس تا بر تنت روانست ز اشراق آن پری دان گه بسته گاه مجری
وان پنج حس باطن چون وهم و چون تصور هم پنج چشمه می دان پویان به سوی مرعی
هر چشمه را دو مشرف پنجاه میرابند صورت به تو نمایند اندر زمان اجلا
زخمت رسد ز پریان گر باادب نباشی کاین گونه شهره پریان تندند و بی محابا
تقدیر می فریبد تدبیر را که برجه مکرش گلیم برده از صد هزار چون ما
مرغان در قفس بین در شست ماهیان بین دل های نوحه گر بین زان مکرساز دانا
دزدیده چشم مگشا بر هر بت از خیانت تا نفکند ز چشمت آن شهریار بینا
ماندست چند بیتی این چشمه گشت غایر برجوشد آن ز چشمه خون برجهیم فردا

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این اثر با بیانی عرفانی و حکیمانه، چگونگی شکل‌گیری ادراکات انسانی و تأثیر آن‌ها بر روان آدمی را در قالب تمثیل «چشمه» و «پری» تبیین می‌کند. شاعر حواس پنج‌گانه ظاهری و باطنی را به چشمه‌هایی تشبیه کرده که جریان ادراک را در وجود انسان ممکن می‌سازند، اما این جریان همواره تحت سلطه و اراده‌ای برتر و گاه فریبنده (تقدیر) قرار دارد.

در ادامه، شاعر به مخاطب هشدار می‌دهد که دنیای ادراکات و خیالات، سرزمینی پرخطر است که برای عبور از آن نیاز به ادب، خویشتنداری و هوشیاری است. در نهایت، با تصویرسازی‌هایی از موجودات در بند، برتریِ قدرتِ تقدیر بر تدبیرِ آدمی و ناپایداریِ لذت‌ها و ادراکات را یادآور شده و بر لزوم پرهیز از نگاهِ آلوده و توجه به نظارتِ امرِ قدسی تأکید می‌ورزد.

معنی و تفسیر

بر چشمه ضمیرت کرد آن پری وثاقی هر صورت خیالت از وی شدست پیدا

آن نیروی روحانی (پری) در مرکز اندیشه تو خانه کرده است و تمام تصورات و خیالات تو از جانب او نشأت می‌گیرد.

نکته ادبی: «پری» در اینجا استعاره از نیروی ادراک یا روح است که در ضمیر (باطن) جای دارد.

هر جا که چشمه باشد باشد مقام پریان بااحتیاط باید بودن تو را در آن جا

هر کجا که چشمه‌ای (جریان حسی و ادراکی) وجود دارد، جایگاه حضور این نیروهای خیالی است؛ پس باید در تعامل با آن‌ها بسیار هوشیار و محتاط باشی.

نکته ادبی: استعاره از همراهی تفکر با خیالات و ضرورت مراقبت بر ورودی‌های ذهن.

این پنج چشمه حس تا بر تنت روانست ز اشراق آن پری دان گه بسته گاه مجری

تا زمانی که این پنج حس در تن تو جریان دارد، بدان که فعالیت آن‌ها (باز و بسته شدن درهای ادراک) مرهون تابش و اراده‌ی آن نیروی درونی است.

نکته ادبی: «اشراق» به معنای تابش نور و آگاهی و «مجری» به معنای جاری‌کننده است.

وان پنج حس باطن چون وهم و چون تصور هم پنج چشمه می دان پویان به سوی مرعی

آن پنج حس باطنی نیز که شامل قوه وهم و خیال است، همانند پنج چشمه‌ای هستند که دوان‌دوان به سوی موضوعات مورد ادراک خود می‌روند.

نکته ادبی: «مرعی» به معنای محل دیدن و متعلقِ بینایی و ادراک است.

هر چشمه را دو مشرف پنجاه میرابند صورت به تو نمایند اندر زمان اجلا

برای هر یک از این چشمه‌های حسی، ناظران و مدیران بسیاری گمارده شده است تا به محض اراده، تصاویر را برای تو نمایش دهند.

نکته ادبی: «مشرف» به معنای ناظر و مراقب و «میراب» به معنای مدیرِ جریان آب است که اینجا کنایه از سازوکارهای پیچیده ادراکی است.

زخمت رسد ز پریان گر باادب نباشی کاین گونه شهره پریان تندند و بی محابا

اگر در برخورد با این نیروهای خیالی، ادب و قاعده را رعایت نکنی، از جانب آن‌ها آسیب خواهی دید، زیرا این نوع از نیروهای خیالی بسیار تندخو و بی‌پروا هستند.

نکته ادبی: کنایه از اینکه لجام‌گسیختگی در خیال و فکر، روان را آزار می‌دهد.

تقدیر می فریبد تدبیر را که برجه مکرش گلیم برده از صد هزار چون ما

تقدیر و سرنوشت، تدبیر و نقشه‌های انسان را فریب می‌دهد؛ نیرنگ تقدیر تاکنون زندگی هزاران نفر مثل ما را تباه کرده است.

نکته ادبی: تضاد بین «تدبیر» انسانی و «تقدیر» الهی محور اصلی این بیت است.

مرغان در قفس بین در شست ماهیان بین دل های نوحه گر بین زان مکرساز دانا

به پرندگان در قفس، ماهی‌های گرفتار در قلاب و دل‌های پر از ناله بنگر؛ همه این‌ها قربانیانِ همان تقدیرِ فریبکار و دانا هستند.

نکته ادبی: «شست» به معنای قلاب ماهیگیری است که استعاره از ابزارِ به دام انداختنِ سرنوشت است.

دزدیده چشم مگشا بر هر بت از خیانت تا نفکند ز چشمت آن شهریار بینا

با خیانت و پنهانی به هر زیباییِ وسوسه‌انگیز چشم ندوز؛ چرا که آن پادشاهِ بینا (خداوند)، تو را از نظر خود می‌اندازد.

نکته ادبی: «بت» استعاره از معشوق مجازی یا جلوه‌های فریبنده دنیاست.

ماندست چند بیتی این چشمه گشت غایر برجوشد آن ز چشمه خون برجهیم فردا

ابیات پایانی است؛ گویی این چشمه الهام دیگر خشکیده است؛ شاید فردا روزی باشد که از این چشمه به جای آب، خون (اندوه) بجوشد.

نکته ادبی: «غایر» به معنای فرو رفته و خشک شده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره پری

استعاره از نیروی خیال، روح یا منبع ادراکات درونی که در ذهن جای دارد.

تشبیه حواس به چشمه

حواس پنج‌گانه ظاهری و باطنی به چشمه‌های جاری در تن تشبیه شده‌اند تا پویایی و خطرناکی آن‌ها تبیین شود.

کنایه از چشم افتادن

نشانه طرد شدن و مورد خشم و غضب خداوند قرار گرفتن در اثر خطای بصری.

تضاد تقدیر و تدبیر

تقابل معنایی بین اراده انسانی و نقشه‌پردازی با سرنوشت حتمی که برتر از بین برنده تدبیر است.