دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۸۲

مولوی
در میان عاشقان عاقل مبا خاصه در عشق چنین شیرین لقا
دور بادا عاقلان از عاشقان دور بادا بوی گلخن از صبا
گر درآید عاقلی گو راه نیست ور درآید عاشقی صد مرحبا
عقل تا تدبیر و اندیشه کند رفته باشد عشق تا هفتم سما
عقل تا جوید شتر از بهر حج رفته باشد عشق بر کوه صفا
عشق آمد این دهانم را گرفت که گذر از شعر و بر شعرا برآ

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

درون‌مایه اصلی این ابیات، تقابل بنیادین میان 'عقل' و 'عشق' است. شاعر بر این باور است که عقل با تکیه بر حساب‌گری، احتیاط و اندیشه‌های دنیوی، حجابی ضخیم بر سر راه تعالی روح است و در ساحتِ مقدسِ عشق، جایی ندارد.

عشق در نگاه شاعر، نیرویی است متعالی، سریع و بی‌کران که پیش از آنکه عقل بتواند مقدماتِ حرکت را فراهم کند، به سرمنزل مقصود می‌رسد. در نهایت، او دعوت می‌کند که انسان برای درکِ حقیقتِ ناب، باید از بندِ عقل و حتی قیل‌وقالِ شاعری رها شود و به ساحتِ بی‌زبانی و شهود روی آورد.

معنی و تفسیر

در میان عاشقان عاقل مبا خاصه در عشق چنین شیرین لقا

در جمعِ راستینِ عاشقان، عاقل و مصلحت‌اندیش نباش؛ به‌ویژه در برابرِ معشوقی که چنین سیمایی دلربا و شیرین دارد، عقل را کنار بگذار.

نکته ادبی: ترکیب 'شیرین‌لقا' به معنای کسی است که چهره‌ای دل‌انگیز و خواستنی دارد.

دور بادا عاقلان از عاشقان دور بادا بوی گلخن از صبا

آدم‌های عاقل و حسابگر باید از عاشقان دور باشند؛ همان‌طور که بوی ناخوشایندِ کوره و زباله‌دان، با رایحه خوشِ نسیمِ سحر (صبا) هیچ سنخیتی ندارد و باید از آن دور باشد.

نکته ادبی: استفاده از 'گلخن' به معنای تونِ حمام و کوره، در تقابل با 'صبا' (نسیم لطیف)، تضادی معنایی ایجاد کرده است.

گر درآید عاقلی گو راه نیست ور درآید عاشقی صد مرحبا

اگر انسانی عاقل قصدِ ورود به این طریق را داشت، به او بگو که اینجا جای تو نیست؛ اما اگر عاشقی حقیقی آمد، با گرمی و شادی از او استقبال کن.

نکته ادبی: شخصیت‌بخشی به 'راه' و استفاده از لحنِ خطاب در بیت نشان از قاطعیتِ شاعر در این جداسازی دارد.

عقل تا تدبیر و اندیشه کند رفته باشد عشق تا هفتم سما

عقل تا زمانی که بخواهد حساب‌وکتاب کند و به فکرِ نتیجه‌گیری باشد، عشق از او پیشی گرفته و به بلندترین مرتبه عرفانی (هفت آسمان) رسیده است.

نکته ادبی: هفتم سما کنایه از اوجِ کمال و بالاترین درجاتِ معنوی است.

عقل تا جوید شتر از بهر حج رفته باشد عشق بر کوه صفا

در حالی که عقل هنوز درگیرِ تدارکاتِ مادی برای سفرِ حج است (مانند یافتنِ شتر برای سواری)، عشقِ حقیقی، راهِ دشوار را پیموده و به مقصدِ مقدس (کوه صفا) رسیده است.

نکته ادبی: در اینجا عقل نمادِ کندی و وابستگی به ابزارِ مادی، و عشق نمادِ سرعتِ معنوی است.

عشق آمد این دهانم را گرفت که گذر از شعر و بر شعرا برآ

عشق بر من وارد شد و زبانم را بست؛ چرا که به من گفت: از بندِ کلمات و شعر و غرورِ شاعری رها شو و به حقیقتی بالاتر از این‌ها بیندیش.

نکته ادبی: این بیت نشان‌دهنده ناتوانیِ زبان در توصیفِ تجربه عرفانی است.

آرایه‌های ادبی

تضاد عقل و عشق

اصلی‌ترین تقابل در کل متن که دو جهان‌بینی متفاوت را نشان می‌دهد.

کنایه هفتم سما

کنایه از بلندترین درجاتِ کمال و رسیدن به مقصدِ اعلی.

تمثیل جویدن شتر برای حج

تمثیلی برای مشغولیت‌های بی‌مورد و کندیِ عقل در برابرِ سرعتِ عشق.

تشبیه دور بادا بوی گلخن از صبا

تشبیه تفاوتِ عاقلان و عاشقان به تفاوتِ بوی ناخوشِ کوره و نسیمِ دل‌انگیز سحر.