دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۷۶

مولوی
روح زیتونیست عاشق نار را نار می جوید چو عاشق یار را
روح زیتونی بیفزا ای چراغ ای معطل کرده دست افزار را
جان شهوانی که از شهوت زهد دل ندارد دیدن دلدار را
پس به علت دوست دارد دوست را بر امید خلد و خوف نار را
چون شکستی جان ناری را ببین در پی او جان پرانوار را
گر نبودی جان اخوان پس جهود کی جدا کردی دو نیکوکار را
جان شهوت جان اخوان دان از آنک نار بیند نور موسی وار را
جان شهوانی ست از بی حکمتی یاوه کرده نطق طوطی وار را
گشت بیمار و زبان تو گرفت روی سوی قبله کن بیمار را
قبله شمس الدین تبریزی بود نور دیده مر دل و دیدار را

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این ابیات با بهره‌گیری از نمادپردازی‌های عمیق عرفانی، تقابل میان روحِ زلال و آسمانی انسان با نفسِ شهوانی و آتشین او را به تصویر می‌کشد. شاعر معتقد است جانِ آدمی همچون روغن زیتون، ذاتی تابناک دارد که همواره در پی پیوستن به منبع نور (جانان) است، اما حجاب‌های نفسانی و ترس و طمعِ ناشی از آن، مانع از درکِ حقیقتِ هستی می‌شود.

در ادامه، مسیر رهایی از این بندها با شکسته شدنِ بتِ نفسِ آتشین و روی آوردن به سمت مرشدِ کامل (شمس تبریزی) ترسیم می‌شود. در این نگاه، ایمانِ واقعی فراتر از معامله‌گری با بهشت و جهنم است و تنها با دیده‌ی بصیرت و رهبریِ پیرِ روشن‌ضمیر، می‌توان نور را در دلِ آتشِ حوادث دید.

معنی و تفسیر

روح زیتونیست عاشق نار را نار می جوید چو عاشق یار را

روح انسان، همانند روغنِ زیتون که ذاتاً طلبِ شعله دارد، عاشقِ آتشِ الهی است؛ چنان‌که عاشقِ حقیقی همواره در پیِ وصالِ معشوق است.

نکته ادبی: زیتونیست: استعاره از روحی که مانند روغن زیتون قابلیتِ شعله‌ور شدن و روشنایی‌بخشی دارد. نار در اینجا نمادِ تجلیِ الهی است.

روح زیتونی بیفزا ای چراغ ای معطل کرده دست افزار را

ای چراغِ هدایت (شمس)، به این جانِ روغن‌مانند، روشناییِ بیشتری ببخش؛ چرا که دست‌افزارِ رسیدن به حق را در دستانِ ما معطل نگاه داشته‌ای.

نکته ادبی: چراغ، استعاره از مرشد یا جانِ جانان است که باید روح را روشن کند.

جان شهوانی که از شهوت زهد دل ندارد دیدن دلدار را

جانی که در بندِ شهوت و نفسانیات است، حتی اگر ظاهری پارسا داشته باشد، حقیقتِ معشوق را نمی‌بیند؛ زیرا حجابِ خودپرستی مانعِ تماشای یار است.

نکته ادبی: جانِ شهوانی به معنای نفسی است که درگیرِ خواسته‌های مادی و دنیوی است و از درکِ معنوی ناتوان است.

پس به علت دوست دارد دوست را بر امید خلد و خوف نار را

این‌گونه انسان‌ها، خداوند را نه برای ذاتش، بلکه به خاطرِ معامله (به دلیلِ امید داشتن به بهشت یا ترسیدن از جهنم) دوست دارند.

نکته ادبی: به علت دوست داشتن، کنایه از عشقِ تجاری و مبتنی بر سود و زیان است.

چون شکستی جان ناری را ببین در پی او جان پرانوار را

زمانی که تو نفسِ آتشین و سرکشِ خود را در هم بشکنی و مهار کنی، آن‌گاه جانِ پرنورِ الهی را که در پسِ آن پنهان بود، خواهی دید.

نکته ادبی: شکستنِ جانِ ناری، استعاره از تهذیبِ نفس و کشتنِ غرایزِ حیوانی است.

گر نبودی جان اخوان پس جهود کی جدا کردی دو نیکوکار را

اگر نگاهِ پاکِ اولیای الهی نبود، پیروانِ ظاهربین و منکرانِ حقیقت، هرگز نمی‌توانستند میانِ دو راهیِ نیکان و بدان تفاوت قائل شوند.

نکته ادبی: اخوان در اینجا اشاره به برادرانِ دینی و عارفان دارد که صاحبِ بصیرت‌اند.

جان شهوت جان اخوان دان از آنک نار بیند نور موسی وار را

جانِ شهوانی را همانندِ جانِ منکران بدان؛ زیرا آن‌گونه که آنان در آتشِ کفر گرفتارند، جانِ شهوانی نیز نورِ حق را در حجابِ آتشِ نفس می‌بیند و درک نمی‌کند (مانند موسی که نور را در درخت دید).

نکته ادبی: تلمیح به داستانِ حضرت موسی و دیدنِ نور در میانِ آتش/درخت.

جان شهوانی ست از بی حکمتی یاوه کرده نطق طوطی وار را

جانِ شهوانی به سببِ بی‌خردی و نادانی، گوهرِ نطق و سخنِ الهی خود را مانندِ طوطی که بدونِ فهم، تکرار می‌کند، ضایع کرده است.

نکته ادبی: نطقِ طوطی‌وار کنایه از سخنانی است که از رویِ تقلید است نه از رویِ درکِ شهودی.

گشت بیمار و زبان تو گرفت روی سوی قبله کن بیمار را

اکنون که درگیرِ بیماریِ روحی شدی و زبانت از ذکرِ حق بازمانده است، تمامِ توجه و رویِ دلِ خود را به سمتِ درمان‌گرِ این درد (قبله) بگردان.

نکته ادبی: قبله در اینجا نمادِ قطب و مرشدِ کامل است که راهنمایِ بیمارِ دل است.

قبله شمس الدین تبریزی بود نور دیده مر دل و دیدار را

آن قبله و مقصدِ نهایی، شمسِ تبریزی است؛ همان کسی که نورِ دیده‌ی جان و بیناییِ دلِ عاشقان است.

نکته ادبی: تخلص یا اشاره به شمس تبریزی به عنوانِ حقیقتِ مطلق و منبعِ نور برای سالک.

آرایه‌های ادبی

استعاره روح زیتونی

تشبیه روح به روغن زیتون که قابلیت اشتعال و نورافشانی دارد.

تضاد نار و نور

تقابلِ همیشگی میانِ نفسِ سرکش (آتش) و حقیقتِ الهی (نور).

تلمیح نور موسی‌وار

اشاره به داستان حضرت موسی در کوه طور که نور الهی را از دل آتش مشاهده کرد.

تشبیه طوطی‌وار

تمثیل برای سخنانی که بدون درک و از روی تقلیدِ صرف بیان می‌شود.