دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۴۲

مولوی
دولتی همسایه شد همسایگان را الصلا زین سپس باخود نماند بوالعلی و بوالعلا
عاقبت از مشرق جان تیغ زد چون آفتاب آن که جان می جست او را در خلاء و در م
آن ز دور آتش نماید چون روی نوری بود همچنان که آتش موسی برای ابتلا
الصلا پروانه جانان قصد آن آتش کنید چون بلی گفتید اول درروید اندر بلا
چون سمندر در میان آتشش باشد مقام هر که دارد در دل و جان این چنین شوق و ولا

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این ابیات بیانگر یک دعوت عرفانی و شورانگیز برای گذار از خویشتن و پیوستن به حقیقت مطلق است. شاعر با تصویرسازی از نوری که همچون آفتاب از افق جان طلوع می‌کند، از رسیدنِ یک فیض یا حقیقت بزرگ سخن می‌گوید که همگان را به سوی خود می‌خواند و در این مسیر، عقل جزئی و منیّت‌های بشری دیگر جایگاهی ندارند.

درونمایه اصلی شعر، مسئله «ابتلا» و «تجربه حضور» است. آتش در اینجا نمادی از تجلی الهی است که هم می‌تواند سوزنده و امتحان‌کننده باشد و هم راهی برای رسیدن به وصال. شاعر با الهام از داستان‌های اساطیری و قرآنی (مانند داستان حضرت موسی و کوه طور و پیمان الست)، سالک را به تسلیم و ورود به این آتش دعوت می‌کند؛ جایی که عاشقانِ صادق، همچون سمندر در میان شعله‌های بلا و عشق، به آرامش و بقای حقیقی دست می‌یابند.

معنی و تفسیر

دولتی همسایه شد همسایگان را الصلا زین سپس باخود نماند بوالعلی و بوالعلا

سعادت و حقیقتی بزرگ به همسایگی ما آمده و این ندایی برای همگان است. از این پس، هیچ‌کس (حتی مدعیان علم و دانش) دیگر به حالِ خود و با همان خودِ پیشین باقی نخواهد ماند.

نکته ادبی: الصلا: به معنای نداء و دعوت است. بوالعلی و بوالعلا کنایه از بزرگان و عالمان است که در اینجا نشان‌دهنده شکستنِ حصارِ خودبینیِ آنان در برابر تجلی حق است.

عاقبت از مشرق جان تیغ زد چون آفتاب آن که جان می جست او را در خلاء و در م

سرانجام، خورشید حقیقت از مشرقِ جان طلوع کرد؛ همان حقیقتی که سالک، آن را پیش از این در تنهاییِ خود یا در میانِ مردم جستجو می‌کرد.

نکته ادبی: خلاء و ملا: تضاد میان تنهایی و جمع است که اشاره دارد به این نکته که حقیقتِ مطلق، هم در خلوت و هم در جلوت حضور دارد.

آن ز دور آتش نماید چون روی نوری بود همچنان که آتش موسی برای ابتلا

این حقیقت از دور همچون آتش به نظر می‌رسد، اما در واقع چهره‌ای از نور است؛ درست مانند آتشی که حضرت موسی در کوه طور برای آزموده شدن دید.

نکته ادبی: ابتلا: به معنای امتحان و آزمایش الهی است که در متون عرفانی، وسیله‌ای برای پالایش جان و نزدیک شدن به خداوند تلقی می‌شود.

الصلا پروانه جانان قصد آن آتش کنید چون بلی گفتید اول درروید اندر بلا

ای عاشقان که چون پروانه بی‌قرارید، بیایید و خود را به این آتش بزنید. از آنجا که شما در آغاز آفرینش به بندگیِ حق «بله» گفته‌اید، اکنون نیز باید به لوازم آن که ورود به آتشِ آزمون و بلاست، پایبند باشید.

نکته ادبی: اشاره به آیه «ألست بربکم قالوا بلی». پروانه در ادبیات عرفانی نمادِ عاشقی است که با اختیارِ خود به سمت شعله می‌رود تا در آن فانی شود.

چون سمندر در میان آتشش باشد مقام هر که دارد در دل و جان این چنین شوق و ولا

هر کس که در دل و جانش چنین اشتیاق و محبتی داشته باشد، جایگاهِ حقیقی‌اش در میان همین آتش خواهد بود؛ همچون سمندر که در آتش می‌زید و از آن گزندی نمی‌بیند.

نکته ادبی: سمندر: در افسانه‌های کهن جانوری است که در آتش می‌زید. اینجا تمثیلی از روحِ عارف است که در سختی‌های راهِ عشق به آرامش می‌رسد.

آرایه‌های ادبی

استعاره آتش

نمادی از تجلیِ الهی که هم‌زمان عاملِ آزمون (بلا) و عاملِ رسیدن به حقیقت و فنای در محبوب است.

تلمیح آتش موسی

اشاره به داستان حضرت موسی در کوه طور که آتشی دید که در واقع تجلی نور حق بود.

تلمیح بلی گفتن

اشاره به عالمِ الست و پیمانِ ازلیِ انسان با خداوند.

تمثیل پروانه و سمندر

تمثیلی برای چگونگی برخورد عاشق با آتشِ عشق؛ پروانه به معنای فنا و بی‌قراری، و سمندر به معنای انس گرفتن با سختی‌های راه.