دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۳۹

مولوی
رنج تن دور از تو ای تو راحت جان های ما چشم بد دور از تو ای تو دیده بینای ما
صحت تو صحت جان و جهانست ای قمر صحت جسم تو بادا ای قمرسیمای ما
عافیت بادا تنت را ای تن تو جان صفت کم مبادا سایه لطف تو از بالای ما
گلشن رخسار تو سرسبز بادا تا ابد کان چراگاه دلست و سبزه و صحرای ما
رنج تو بر جان ما بادا مبادا بر تنت تا بود آن رنج همچون عقل جان آرای ما

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این ابیات سرشار از مهر و ارادت است و در قالب دعایی صمیمانه برای تندرستی و سلامت معشوق یا ممدوح سروده شده است. شاعر با زبانی آکنده از عاطفه، سلامتِ جانِ خویش را در گرو سلامتِ جسمِ محبوب می‌بیند و با بیانی تمثیلی، او را مرکزِ حیات و آرامشِ خود می‌نامد.

در این اثر، نوعی پیوند عمیق میان عاشق و معشوق ترسیم شده که در آن، گویی مرزهای میان جسم و جان برداشته شده است. شاعر با تعابیر لطیف، آرزو می‌کند که هرگونه گزندی از وجودِ محبوب دور باشد و سایه پُربرکت او همواره بر سرِ دلدادگان مستدام بماند.

معنی و تفسیر

رنج تن دور از تو ای تو راحت جان های ما چشم بد دور از تو ای تو دیده بینای ما

ای کسی که آرامشِ جان‌های مایی، آرزو می‌کنم که رنج و بیماری از جسمِ تو دور باشد. ای که تو نورِ چشم و بیناییِ ما هستی، امیدوارم که چشم‌زخم و نگاه بد از تو به دور بماند.

نکته ادبی: ترکیبِ 'دیده بینا' استعاره‌ای است از راهنما و کسی که حقیقت را به عاشق نشان می‌دهد.

صحت تو صحت جان و جهانست ای قمر صحت جسم تو بادا ای قمرسیمای ما

ای که چهره‌ات چون ماه درخشان است، تندرستیِ تو برابر با سلامتِ کلِ جهان است. پس از خداوند می‌خواهم که جسمِ تو همیشه در اوجِ سلامت باشد.

نکته ادبی: واژه 'قمرسیما' ترکیبی است از 'قمر' (ماه) و 'سیما' (چهره) که زیباییِ درخشانِ معشوق را به ماه تشبیه کرده است.

عافیت بادا تنت را ای تن تو جان صفت کم مبادا سایه لطف تو از بالای ما

ای کسی که وجودت لطافت و صفا دارد و گویی خودِ جان است، آرزو می‌کنم همیشه در عافیت و سلامت باشی. امیدوارم که سایه لطف و حمایتِ تو هرگز از بالای سرِ ما کم نشود.

نکته ادبی: واژه 'سایه' در ادبیات فارسی نماد حمایت، آرامش و حضورِ پربرکتِ یک بزرگ‌مرد یا معشوق است.

گلشن رخسار تو سرسبز بادا تا ابد کان چراگاه دلست و سبزه و صحرای ما

ای که چهره‌ات گلستانی از زیبایی است، آرزو دارم تا ابد شاداب و سرسبز بمانی؛ چرا که این چهره، چراگاهِ دل و دشتِ سرسبزِ آرامشِ ماست.

نکته ادبی: در اینجا چهره معشوق به 'گلشن' و 'چراگاه' تشبیه شده است که نشان‌دهنده حیات‌بخش بودنِ دیدار او برای دلِ عاشق است.

رنج تو بر جان ما بادا مبادا بر تنت تا بود آن رنج همچون عقل جان آرای ما

آرزو می‌کنم که اگر دردی وجود دارد، آن درد به جانِ من بنشیند نه بر جسمِ تو. و این رنج برای من عزیز است، چرا که همچون خرد، جانِ مرا می‌آراید و به کمال می‌رساند.

نکته ادبی: شاعر با استفاده از پارادوکس، رنجِ عشق را به 'عقلِ جان‌آرا' تشبیه کرده که نشان می‌دهد دردِ عشق نه مایه‌ی زوال، بلکه مایه‌ی کمال است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه قمرسیمای ما

تشبیه چهره‌ی معشوق به ماه که نشان‌دهنده زیبایی، درخشش و بلندیِ مرتبه اوست.

استعاره سایه لطف

اشاره به حمایت، حضور و تأثیرگذاریِ معنویِ محبوب بر زندگی عاشق که چون سایه‌ای محافظ عمل می‌کند.

کنایه چشم بد دور

اشاره به دفع بلا و حسادتِ بدخواهان که در فرهنگ ایرانی برای حفظ سلامت عزیزان به کار می‌رود.

پارادوکس (تناقض‌نمایی) رنج تو بر جان ما

عاشق با ایثارگری، رنجِ محبوب را برای خود می‌خواهد و آن را مایه‌ی زیبایی و کمال جان می‌شمارد.