دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۲۱

مولوی
چون خانه روی ز خانه ما با آتش و با زبانه ما
با رستم زال تا نگویی از رخش و ز تازیانه ما
زیرا جز صادقان ندانند مکر و دغل و بهانه ما
اندر دل هیچ کس نگنجیم چون در سر اوست شانه ما
هر جا پر تیر او ببینی آن جاست یقین نشانه ما
از عشق بگو که عشق دامست زنهار مگو ز دانه ما
با خاطر خویش تا نگویی ای محرم دل فسانه ما
گر تو به چنینه ای بگویی والله که تویی چنانه ما
اندر تبریز بد فلانی اقبال دل فلانه ما

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این ابیات بازتاب‌دهنده فضایی عرفانی و رازآلود است که در آن شاعر از ناپایداری ظواهر و در عین حال عمق بی‌کران پیوند با محبوب سخن می‌گوید. او تأکید دارد که اسرار این وادی، فراتر از فهم عامه و قواعد مرسوم حماسی یا عقلانی است و تنها اهل صدق و عاشقان حقیقی می‌توانند به کنه آن پی ببرند.

مضمون اصلی، دعوت به سکوت و پرهیز از فاش‌گویی اسرار الهی است، چرا که بیان این حقیقت به زبانِ ساده و معمول، آن را به ابتذال می‌کشاند و از معنا تهی می‌کند.

معنی و تفسیر

چون خانه روی ز خانه ما با آتش و با زبانه ما

اگر تصمیم گرفته‌ای که از حریم و خانه ما کوچ کنی، باید با همان سوز و گداز و شعله‌ای که در جان ماست، این مسیر را طی کنی.

نکته ادبی: آتش و زبانه کنایه از شور و حرارتِ بی‌پایانِ عشق است که در سفرِ معنوی ضرورت دارد.

با رستم زال تا نگویی از رخش و ز تازیانه ما

در حضور ما، از دلاوری‌های رستم و قدرت رخش سخنی به میان نیاور، چرا که قدرت و توانِ ما از جنسی دیگر است و با معیارهای حماسیِ جسمانی سنجیده نمی‌شود.

نکته ادبی: رستم و رخش نمادهای برجسته حماسی هستند که برای نفیِ مقایسه با سیرِ و سلوکِ عاشقانه به کار رفته‌اند.

زیرا جز صادقان ندانند مکر و دغل و بهانه ما

زیرا تنها کسانی که در راه حقیقت صادق و ثابت‌قدم هستند، می‌توانند دریابند که آن‌چه دیگران به گمانِ خام خود مکر و حیله می‌پندارند، در حقیقت تدبیرِ عشق است.

نکته ادبی: صادقان به معنای سالکانِ راستین و کسانی است که از دغل‌بازی‌های نفس رها شده‌اند.

اندر دل هیچ کس نگنجیم چون در سر اوست شانه ما

ما در دلِ هیچ‌کس جا نمی‌گیریم، چرا که ما خودْ مرتب‌کننده و نظم‌بخشِ اندیشه و سرِ او هستیم.

نکته ادبی: شانه در اینجا کنایه از آراستن و مرتب کردنِ ذهن و اندیشه و زدودنِ پریشانی‌هاست.

هر جا پر تیر او ببینی آن جاست یقین نشانه ما

هر جا که آثار و نشانه‌هایی از تیرِ توجهِ محبوب دیدی، بی‌تردید بدان که نشان و اثرِ ما نیز همان‌جاست.

نکته ادبی: پرِ تیر اشاره به جهت و نشانِ رسیدن به مقصد و تیرِ نگاهِ معشوق است.

از عشق بگو که عشق دامست زنهار مگو ز دانه ما

فقط از عشق سخن بگو، چرا که عشق خود دام و اسبابِ گرفتار شدن است؛ اما زنهار که از رازِ ما و آن عاملی که ما را به عشق کشانده (دانه)، چیزی بر زبان نیاوری.

نکته ادبی: دام و دانه از نمادهای کلاسیکِ صید و شکارِ معنوی است که نشان‌دهنده درگیریِ جان با محبوب است.

با خاطر خویش تا نگویی ای محرم دل فسانه ما

ای که محرمِ دل و رازِ مایی، حتی پیشِ خودت نیز این داستانِ سرّیِ ما را بازگو نکن و آن را در نهان‌خانه دل نگه دار.

نکته ادبی: فسانه به معنای داستان و سرگذشت است و تأکید بر پنهان‌کاریِ عارفانه دارد.

گر تو به چنینه ای بگویی والله که تویی چنانه ما

اگر تو این حالِ مبهم و «چنین‌وار» را توصیف کنی، به خدا سوگند که خودت همان گمشده و هم‌ترازِ ما هستی.

نکته ادبی: چنینه و چنانه واژگانِ ساختگی و بدیعی برای نشان دادنِ دشواریِ وصفِ حالِ بی‌توصیف است.

اندر تبریز بد فلانی اقبال دل فلانه ما

در شهر تبریز فردی بود که سرنوشت و اقبالِ دلِ ما به وجودِ او گره خورده بود.

نکته ادبی: فلانی و فلانه تعبیری کنایی برای اشاره به معشوقِ پنهان و شخصی خاص است.

آرایه‌های ادبی

کنایه آتش و زبانه

اشاره به شور و حرارت درونی ناشی از عشق که هم‌نشینِ همیشگی سالک است.

تلمیح رستم زال و رخش

استفاده از اسطوره‌های شاهنامه برای نشان دادنِ برتریِ جهانِ عشق بر جهانِ حماسه و قدرتِ مادی.

نماد دام و دانه

اشاره به وسایلِ جذبِ عاشق به سمتِ محبوب و تله‌هایی که برای صیدِ روح گسترده شده است.

واژه‌آرایی چنینه و چنانه

بازیِ لفظی و ساختِ واژگانِ جعلی برای تأکید بر وصف‌ناپذیریِ حال و یگانگیِ عاشق و معشوق.