دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۷۹

مولوی
ای خواجه نمی بینی این روز قیامت را ای خواجه نمی بینی این خوش قد و قامت را
دیوار و در خانه شوریده و دیوانه من بر سر دیوارم از بهر علامت را
ماهیست که در گردش لاغر نشود هرگز خورشید جمال او بدریده ظلامت را
ای خواجه خوش دامن دیوانه تویی یا من درکش قدحی با من بگذار ملامت را
پیش از تو بسی شیدا می جست کرامت ها چون دید رخ ساقی بفروخت کرامت را

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این کلام پرشور، تصویری از جنون و شیداییِ عاشقانه در برابر جلوه‌های مادی و دنیوی است. شاعر در فضایی آکنده از شور عرفانی، مخاطبِ عاقل و ظاهربینِ خود (خواجه) را به تماشای تحولی دعوت می‌کند که همچون روز قیامت، تمام مناسبات و عادات معمول را در هم می‌شکند.

در این فضا، جلوه‌ی جمالِ معشوق، چنان تابناک و یگانه است که تمام دغدغه‌های بشری، از جمله جست‌وجوی توانایی‌های خارق‌العاده (کرامت) یا ترس از سرزنش دیگران (ملامت)، در برابر آن رنگ می‌بازد. شاعر با دعوت از مخاطب به نوشیدن از پیاله عشق، او را به گذشتن از قیدوبندهای عقلِ جزئی و پیوستن به ساحتِ بی‌خویشتنی فرا می‌خواند.

معنی و تفسیر

ای خواجه نمی بینی این روز قیامت را ای خواجه نمی بینی این خوش قد و قامت را

ای بزرگ و ای سرور، آیا این حال و هوای دگرگون‌شده و پرشوری که همچون روز قیامت، تمام عادات را دگرگون کرده است نمی‌بینی؟ آیا آن قامت زیبا و دلفریبِ مقابلت را نمی‌بینی؟

نکته ادبی: واژه «خواجه» در متون کهن به معنای سرور، بزرگ یا بازرگان بوده و در اینجا خطاب به فردی است که در بندِ عقل و ظاهر است.

دیوار و در خانه شوریده و دیوانه من بر سر دیوارم از بهر علامت را

فضای خانه و تمام اجزای آن از در و دیوار، در پی این عشق به شوری و جنون افتاده‌اند؛ من نیز بر بالای دیوار ایستاده‌ام تا نشانه‌ای از این آشفتگی باشم و دیگران را متوجه این حقیقت کنم.

نکته ادبی: استفاده از صفت «شوریده» برای اشیاء (دیوار و در) در ادبیات کلاسیک برای نشان دادن سرایتِ حالِ درونی شاعر به محیط اطراف است.

ماهیست که در گردش لاغر نشود هرگز خورشید جمال او بدریده ظلامت را

این معشوق همانند ماهی است که هرگز در گردش آسمانی‌اش کم‌نور و لاغر نمی‌شود و خورشیدِ چهره‌اش، تاریکی‌های جهل و بی‌خبری را دریده و از میان برده است.

نکته ادبی: «ظلامت» جمع مبالغه‌آمیز ظلمت به معنای تاریکی‌ها و نادانی‌هاست.

ای خواجه خوش دامن دیوانه تویی یا من درکش قدحی با من بگذار ملامت را

ای سرورِ گرامی، ای که ظاهری آراسته و رسمی داری، به انصاف بگو که دیوانه واقعی کیست، تو یا من؟ بیا و قدحی از این مستی عشق با من بنوش و این ترس از سرزنش و ملامت دیگران را کنار بگذار.

نکته ادبی: «قدح» در شعر عرفانی استعاره از پیمانه عشق و فیض الهی است که عقلِ مصلحت‌اندیش را زائل می‌کند.

پیش از تو بسی شیدا می جست کرامت ها چون دید رخ ساقی بفروخت کرامت را

پیش از تو، عاشقان بسیاری در پی کسب توانایی‌های خارق‌العاده و کرامت بودند، اما وقتی چهره ساقی (معشوق حقیقی) را دیدند، دریافتند که آن کرامت‌ها در برابر جمال او ارزشی ندارند و آن‌ها را رها کردند.

نکته ادبی: «کرامت» در اصطلاح عرفانی به معنای کارهای خارق‌العاده‌ای است که از اولیا سر می‌زند، اما در اینجا شاعر برتر بودنِ دیدنِ روی معشوق را بر هر کرامتی ارجح می‌داند.

آرایه‌های ادبی

استعاره روز قیامت

اشاره به تحول روحی عمیق و شوریدگی که جهانِ معمولِ عاشق را دگرگون کرده است.

تشخیص (جان‌بخشی) دیوار و در خانه شوریده و دیوانه

نسبت دادن صفت جنون و شوریدگی به اشیاء بی‌جان برای نشان دادن شدتِ فضای احساسی شعر.

تمثیل و نماد ساقی

نماد معشوق حقیقی یا جلوه خداوند که با نگاهش، عاشقان را از غیر او بی‌نیاز می‌کند.

تضاد خورشید جمال و ظلامت

تقابل نور (جمال معشوق) و تاریکی (جهل و بی‌خبری) برای تأکید بر قدرتِ روشنگریِ عشق.