دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۹

مولوی
امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را می شد روان بر آسمان همچون روان مصطفی
خورشید از رویش خجل گردون مشبک همچو دل از تابش او آب و گل افزون ز آتش در ضیا
گفتم که بنما نردبان تا برروم بر آسمان گفتا سر تو نردبان سر را درآور زیر پا
چون پای خود بر سر نهی پا بر سر اختر نهی چون تو هوا را بشکنی پا بر هوا نه هین بیا
بر آسمان و بر هوا صد رد پدید آید تو را بر آسمان پران شوی هر صبحدم همچون دعا

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این قطعه به توصیف معراج روحانی و رهایی از بندهای نفسانی می‌پردازد. شاعر در پیِ رسیدن به مرتبه‌ای از کمال است که در آن، جانِ عاشق همچون پیامبر اسلام، به سوی افلاک عروج می‌کند.

پیام محوریِ متن، لزومِ از میان برداشتنِ خودبینی برای نیل به خودشناسی و وصال است. در این دیدگاه، انسان برای پرواز به سوی عالم معنا باید با پای نهادن بر سرِ خواهش‌های نفسانی، جاذبه‌ی زمین و تیرگی‌های مادی را پشت سر بگذارد.

معنی و تفسیر

امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را می شد روان بر آسمان همچون روان مصطفی

امروز یار را دیدم که سرچشمه‌ی زیبایی و شکوه است. او همانند روانِ پاکِ پیامبر اسلام در واقعه‌ی معراج، به سوی آسمان‌ها در حال عروج بود.

نکته ادبی: مصطفی لقبی برای پیامبر اسلام است و اشاره به معراج ایشان دارد. رونق به معنای شکوه و بازارگرمی است.

خورشید از رویش خجل گردون مشبک همچو دل از تابش او آب و گل افزون ز آتش در ضیا

خورشید در برابر روی او احساس شرم می‌کند و آسمان از شدت غم و دوری همچون دلِ عاشق، پر از شکاف و تلاطم است. از تابش وجود او، حتی عناصر پست و خاکی نیز درخشان‌تر از آتش می‌شوند.

نکته ادبی: آب و گل کنایه از پیکر مادی و خاکی انسان است. مشبک به معنای سوراخ‌سوراخ و شبکه مانند است.

گفتم که بنما نردبان تا برروم بر آسمان گفتا سر تو نردبان سر را درآور زیر پا

از او پرسیدم که راه رسیدن به عالم بالا چیست؟ پاسخ داد که نردبان این صعود، همان سر و خودبینی توست؛ پس آن را زیر پایت بگذار و بر نفس خویش پیروز شو.

نکته ادبی: سر در اینجا استعاره از منِ کاذب و غرور است. زیر پا نهادن سر، کنایه از فروتنی و شکستن نفس است.

چون پای خود بر سر نهی پا بر سر اختر نهی چون تو هوا را بشکنی پا بر هوا نه هین بیا

زمانی که غرور و نفس خود را زیر پا له کنی، بر اختران و بلندترین جایگاه‌ها مسلط خواهی شد. وقتی هوای نفسانی را در هم شکستی، بر هوا قدم بگذار و به سوی ما بیا.

نکته ادبی: ایهام در واژه هوا؛ نخست به معنای میل و خواهش، دوم به معنای جو و آسمان. هین به معنی آگاه باش یا بشتاب است.

بر آسمان و بر هوا صد رد پدید آید تو را بر آسمان پران شوی هر صبحدم همچون دعا

در مسیر این عروج، ردپای بسیاری از پیشرفت‌های معنوی‌ات بر آسمان و فضای ملکوت باقی می‌ماند. تو نیز هر صبح همچون دعایی که به سوی حق برمی‌خیزد، به سوی آسمان پرواز خواهی کرد.

نکته ادبی: تکرار آسمان برای تاکید بر عالم بالا. تشبیه روح به دعا، نمادی از اجابت و سبک‌بالی است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح روان مصطفی

اشاره به معراج پیامبر اسلام و عروج روح به سوی حق.

ایهام هوا

دو معنای خواهش و هوس و جو و فضا که در کنار هم تضاد و تناسب ایجاد کرده‌اند.

استعاره سر

به معنای غرور، منیّت و هویت کاذب انسانی که باید کنار گذاشته شود.

تشبیه مشبک همچو دل

مانند کردن آسمانِ پر از غم و غربت به دل عاشق و پردرد.