دیوان شمس - غزلیات

مولوی

غزل شمارهٔ ۱۲

مولوی
ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما ای از تو آبستن چمن و ای از تو خندان باغ ها
ای بادهای خوش نفس عشاق را فریادرس ای پاکتر از جان و جا آخر کجا بودی کجا
ای فتنه روم و حبش حیران شدم کاین بوی خوش پیراهن یوسف بود یا خود روان مصطفی
ای جویبار راستی از جوی یار ماستی بر سینه ها سیناستی بر جان هایی جان فزا
ای قیل و ای قال تو خوش و ای جمله اشکال تو خوش ماه تو خوش سال تو خوش ای سال و مه چاکر تو را

مفهوم و تفسیر

هوش مصنوعی

مفهوم و پیام کلی

این سروده، نغمه‌ای شورانگیز در ستایش جلوه‌ی الهی است که در جامه‌ی بهار و طبیعت متجلی شده است. شاعر با بهره‌گیری از فضای فرح‌بخش بهار، گویی در پی کشفِ حضورِ معشوق ازلی در لایه‌های پنهانِ هستی است و با زبانِ حالِ مشتاقان، از پیوندِ میانِ زیبایی‌هایِ طبیعت و حقیقتِ وجودیِ محبوب سخن می‌گوید.

فضای حاکم بر شعر، آمیزه‌ای از حیرت، وجد و اشتیاق عارفانه است. شاعر با مخاطب قرار دادنِ پدیده‌های طبیعی و عناصرِ قدسی، مرزهای میانِ ظاهر و باطن را در می‌نوردد و نشان می‌دهد که چگونه هر جلوه‌ای از جمال، می‌تواند پیکِ وصل و نشانه‌ای از حقیقتِ مطلق باشد.

معنی و تفسیر

ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما ای از تو آبستن چمن و ای از تو خندان باغ ها

ای فصلِ بهارِ عاشقان! آیا تو از وضعیتِ محبوبِ ما آگاهی داری؟ چرا که با آمدنِ تو، دشت‌ها بارور شده‌اند و باغ‌ها به خاطرِ حضورِ تو خندان و شکوفا گشته‌اند.

نکته ادبی: آبستن شدنِ چمن استعاره‌ای از زایش و سرسبزیِ طبیعت در فصل بهار است که نمادی از تجدید حیات و بازگشتِ شورِ زندگی محسوب می‌شود.

ای بادهای خوش نفس عشاق را فریادرس ای پاکتر از جان و جا آخر کجا بودی کجا

ای بادهای خوش‌نسیم که جان‌بخشِ دل‌های عاشقان هستید! ای وجودی که از جان و مکان پاک‌تر و فراتر هستی، تو کجا بودی که این‌گونه نایاب و غایب گشته بودی؟

نکته ادبی: ترکیبِ 'جان و جا' اشاره به لطافتِ وجودِ معشوق دارد که از محدودیت‌هایِ مادی و مکانی فراتر است.

ای فتنه روم و حبش حیران شدم کاین بوی خوش پیراهن یوسف بود یا خود روان مصطفی

ای که زیبایی‌ات سراسرِ جهان (از روم تا حبشه) را به آشوب و حیرت واداشته است، من سرگشته‌ام که این عطرِ خوش، بویِ پیراهنِ یوسف (نشانهِ بشارت و وصل) است یا رایحه‌ی جانِ حضرتِ مصطفی (ص)؟

نکته ادبی: تلمیح به داستانِ حضرت یوسف و پیراهنِ شفابخشِ او و همچنین اشاره به وجودِ مبارکِ پیامبر اسلام به عنوانِ منشأِ هدایت و حیات.

ای جویبار راستی از جوی یار ماستی بر سینه ها سیناستی بر جان هایی جان فزا

ای جویبارِ حقیقت و راستی! تو از سرچشمه‌ی وجودِ محبوبِ ما جاری هستی. تو برایِ دل‌هایِ مشتاقان، همچون کوه سینا (محلِ تجلیِ نورِ خدا) هستی و به جان‌هایِ خسته، حیاتِ تازه می‌بخشی.

نکته ادبی: تشبیه به کوه سینا، استعاره‌ای از تجلیِ الهی است که قلبِ مؤمن را روشن و متحول می‌کند.

ای قیل و ای قال تو خوش و ای جمله اشکال تو خوش ماه تو خوش سال تو خوش ای سال و مه چاکر تو را

سخنان و گفتگوهای تو دلنشین است و هر چه از جانبِ تو بر ما می‌رسد (چه خوشی و چه رنج) نیکوست. ماه‌هایِ تو و سال‌هایِ تو فرخنده باد، ای که تمامِ زمان‌ها و اعصار، بنده‌ی فرمانِ تو هستند.

نکته ادبی: قیل و قال اشاره به گفتگوهایِ عاشقانه‌ یا عرفانی دارد و 'اشکال' می‌تواند به معنای صورِ تجلی یا حتی سختی‌هایِ مسیرِ عشق باشد که در نظرِ عاشق، شیرین است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص (Personification) نوبهار عاشقان / بادهای خوش نفس

شاعر بهار و باد را به عنوان موجوداتی دارای شعور مخاطب قرار داده و با آن‌ها گفتگو می‌کند.

تلمیح (Allusion) پیراهن یوسف / کوه سینا

اشاره به داستان‌های قرآنی و تاریخی برای عمق بخشیدن به مفاهیم عرفانی و ایجاد فضای تقدس.

مبالغه (Hyperbole) سال و مه چاکر تو را

به خدمت گرفتنِ مفهومِ زمان و تاریخ برای تأکید بر عظمتِ معشوق و تسلطِ او بر هستی.