مثنوی معنوی - دفتر دوم

مولوی

بخش ۶۷ - عنف کردن معاویه با ابلیس

مولوی
گفت امیر ای راه زن حجت مگو مر ترا ره نیست در من ره مجو
ره زنی و من غریب و تاجرم هر لباساتی که آری کی خرم
گرد رخت من مگرد از کافری تو نه ای رخت کسی را مشتری
مشتری نبود کسی را راه زن ور نماید مشتری مکرست و فن
تا چه دارد این حسود اندر کدو ای خدا فریاد ما را زین عدو
گر یکی فصلی دگر در من دمد در رباید از من این ره زن نمد