مثنوی‌ها - ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه

رودکی

بخش ۵

رودکی
آن گرنج و آن شکر برداشت پاک وندر آن دستار آن زن بست خاک
باز کرد از خواب زن را نرم و خوش گفت: دزدانند و آمد پای پش
آن زن از دکان فرود آمد چو باد پس فلرزنگش به دست اندر نهاد
شوی بگشاد آن فلرزش، خاک دید کرد زن را بانگ و گفتش: ای پلید