قصاید و قطعات

رودکی

شمارهٔ ۷۴ - در رثای شهید بلخی

رودکی
کاروان شهید رفت از پیش وآن ما رفته گیر و می اندیش
از شمار دو چشم یک تن کم وز شمار خرد هزاران بیش
توشهٔ جان خویش ازو بربای پیش کایدت مرگ پای آگیش
آن چه با رنج یافتیش و به ذل تو به آسانی از گزافه مدیش
خویش بیگانه گردد از پی سود خواهی آن روز؟ مزد کمتر دیش
گرگ را کی رسد ملامت شاة باز را کی رسد نهیب شخیش